تزکیه نفس در ماه رمضان
تهذیب اخلاق است و تهذیب عقائد.خودسازی،فلسفۀ اصلی ماه رمضان و روزۀ آن این
است والا صرف گرسنگی ونخوردن و ننوشیدن و قرآن خواندن و قرآن به سر گرفتن و
حرم رفتن و بقیۀ برنامه ها ضمنی است.باید باشد اما نتیجه و محصول روزۀ ماه
رمضان باید این اموری باشد که الآن عرض می کنم.این بحث رو در ماه رمضان
گذشته شاید بیست شب طول کشیدیعنی بیست شب پیرامون دعای ماه رمضان که مربوط
به امام صادق(ع)است که به جرأت می توان این را موسوعه و دائرة المعارف
اخلاقی ادعیه ماه رمضان گذاشت این را مفصل شرح دادیم.ولی چون بحث اهمیت
دارد بلکه اساس و زیر بنای ماه رمضان روی این فراز از دعا هست این را به
محضرشما سروران و عزیزان عرض می کنم و تمنا دارم که روی آن توقف کنید و از
کنارش ساده رد نشوید.اول:امام صادق(ع)بعد از اینکه سیزده بار استعاذه می
کنند و به خدا پناه می برند و مطالبی رو هم بیان می کنندبعد از سیزده بار
استعاذه و پناهندگی به ذات حضرت الوهیت و پروردگار آنوقت این فراز از دعا
رابیان می کنند،عرضه می دارد که:پروردگارا:من به تو پناه می برم به وجه
کریمت،به ملک عظیمت،که این خورشید ماه رمضان طلوع و غروب کند و این ایام
بگذرد و روزم شب بشود و شبم روز بشودو این ماه بگذرد آنوقت به گردن من
مسئولیتی از مسئولیت های الهی تو باشد.من پناه می برم که مظلمه یا گناهی به
گردنم باشدخطائی من کرده باشم معصیتی کرده باشم و من نتوانسته باشم که در
این ماه و این ساعات با این دعاها و اذکار نتوانسته باشم این خطاها و
گناهان را ازبین برده باشم.پرونده ام هم سفید نشده باشد با پرونده سیاه ماه
رمضان از من جدا بشود،شبها و روزها از من جدا بشوددر حالیکه هنوزدر پروندۀ
اعمال من این گناهان باشد.که بعد من را مواخذه کنی ودر قیامت من گرفتار
ذلت و خواری بشوم در صورتیکه ماه رمضاه ماه پاک شدن و استحمام و تزکیه و
تهذیب روح و جان دل وقلب از این صفات رزیله بوده.اگر در این ماه من این ها
را پاک نکنم و این رذائل را از من دور نکنی ازمن نگیری و این ها به گردن من
بماند آخه من دیگر کجا می توانم این ها را از بین ببرم؟نه شب اول قبر،نه
موقع جان دادن،نه پای میزان اعمال،نه موقع تطایر کتب،نه لب پل سراط و نه در
صحرای محشر،هیچ کجا نمی توانم این ها راپاک کنم.درست مثل بچه ای که در رحم
مادر است و نطفه منعقد می شود و اسکلت و صورت بچه آنجا مصور می شود و دست و
پا،قلب،کبدو...انجا باید تکون بیابد،اگر بچه ایی بدون چشم آمد بیرون ،در
دنیا کسی چشم طبیعی به بچۀ کور مادر زاد نمی تواند بدهد.اگر بچه ایی یک دست
به دنیا آمدو یا عضوی ناقص داشت دیگرکسی عضو طبیعی به بچه در این دنیا نمی
تواند بدهد.یعنی زمان آن گذشته است.ماهم جنین دنیا هستیم.دنیا برای ما
جنین است.ما در این دنیاباید نقص ها رو بر طرف کنیم،آنجا که رفتیم دیگر جای
نتیجه و محصول و جزای اعمال ما است.جای ترمیم و اصلاح و خودسازی نیست.هر
کسی با هر نفس و رتبه ای از مراتب دنیوی از این دنیا رفته با همان رتبه
وارد بهشت یا جهنم می شود.مگربرطبق روایات یک عده خاصی هستند که در صدد
تزکیه و تهذیب نفس بوده اند اجل مهلت نداده است.مجاهد فی سبیل الله بوده
اند.مرگ آمد سراغشان و آنها را درک کرد ولی نیتشان رسیدن به مقام ولایت
کلیه،رسیدن به کمال و اسماء و صفات ربوبی بوده است ولی اجل مهلتشان نداد به
خاطر مسائلی از دنیا رفتند روایاتی داریم که آنها تکمیل می شوند اما برای
افراد عادی که سالک نباشند،روندۀ این راه نباشند امکان پذیر نیست.(اللهم انی ادعوک لهم لایفرج غیرک،ولرحمة لا تنال الا بک،و بکرب لا یکشف الا انت و لرغبة لا تبلغ الا بک ولحاجة لا تقضی دونک)پروردگارا:من
از تو می خواهم و طلب می کنم آن هم و غم و غصه ای که جزتو احدی نمی تواند
از من برطرف کند،هیچ دست و قدرتی،کاشف الکروبی،دافع الغمی،مفرجی جز تو
نیست.یک دعای عجیبی دارد به نام دعای فرج از حضرت رضا(ع)که این دعا از اول
تا آخرهمه اش یا مفرج ویا مفرج ویا مفرج است.از ادعیه عجیب حضرت
رضا(ع)است.آن هم و غمی که نه پول و ثروت،نه جوانی،نه همسایگان،نه علم،نه
دانش،نه اعتبار اجتماعی،نه منصب های حکومتی،هیچ قدرتی نمی تواند آن هم و غم
را برطرف کند جز تو،دارویش و درمانش فقط دست تو است که اگر تو هم آن هم و
غم را برطرف نکنی آن حاجتم را برآورده نکنی من بیچاره و خوار ذلیل می
شوم.تا به اینجا می رسد(اللهم انی استغفرک و اتوب
الیک من کل ذنب تبت الیک منه ثم عت فیه و مما ضیعت من فرائضک و اداء حقک من
صلاة و ذکات وصیام والحج والعمرة واصواع الوضوء وغسل من الجنابة وقیام
الیل و کثرة الذکروکفارة الیمین واسترجاع فی المصیبة)خدایامن در این
ماه مبارک رمضان از تو عذر می خواهم،و استغفار می کنم و توبه می کنم بسوی
تو از هر گناهی که در مدت عمر،جوانی و غیر جوانی ام از ان گناه توبه کردم
باز توبه شکستم و برگشتم به سراغ ان گناه.وهرچه از واجباتت را که ضایع کرده
ام از ادای حقت،حق تو را ندادم چه حق مادی و چه حق معنوی،هر چه را که ضایع
کردم،نماز،ذکات،روزه،جهاد،حج،عمره،وضو،غسل جنابت،نماز شب،قیام شب از دستم
رفت،ذکر،کفاره قسم همۀ اینها را ضایع کردم.آنجا که باید من استرجاء می کردم
باید انا لله و انا الیه راجعون می گفتم،نگفتم.چقدر مصیبت هایی به من رسید
چقدر اذیت هایی به من رسید که انجا من باید می گفتم انا لله و انا الیه
راجعون ولی نگفتم.چون هرچه مؤمن رو اذیت کند مصیبت است.امام صادق(ع)فرمود:(کل ما یذیع المؤمن فهو مصیبة)هرچیزی که مؤمن را اذیت کند آن مصیبت است این هم مصداق(الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون
است.باید اینجا استرجاع می کرده است.باید به خدا پناه می برده است.امام
صادق(ع)نشسته بود با جمعی از اصحاب،شمع جلوی امام صادق(ع)روشن بود باد وزید
و شمع خاموش شد،امام فرمود:انا لله وانا الیه راجعون.گناهی
از من سر زد این مصیبت به من وارد شده،دلم درد گرفت،سرم درد گرفت،پایم به
سنگی خورد،خواری به دستم رفت،بچه ام اذیتم کرد،زنم،پدرم،همسایه ام،دوستانم
اذیتم کردند،لقمۀ غذا توی گلویم گیر کرد اینجا باید می گفتم انالله و انا
الیه راجعون ولی نگفتم.اینها که مصیبتی نیست چیزی نیست من این آیه را گاهی
در مقابل مرگ ها نگفتم.خبر مرگ دوستان و آشنایانم افراد را به من دادند.و
من اصلاًتحت تأثیر قرار نگرفتم.باید تکانی می خوردم،تحول و دگرگونی در من
ایجاد می شد وباید می گفتم انالله وانا الیه راجعون ولی نگفتم،یعنی درمقابل
مصیبت ها هیچ کس جز خدا تو را نمی تواند پناه بدهد،مصائب را فقط
خدا می تواند به انسان آرامش بدهد وبس.چه نماز هایی که بدون حضور قلب
خواندم،چه وضوهای بدون توجه و بدون بسم الله،چه قرآن های بدون حال و
توجه،چه مصاحبت ها و نشست ها،چه شب نشینی ها،چه قضاوت هایی داشتم که این ها
همه ضایع کردن و اتلاف وقت بود.ثمره ایی برای من نداشت.در هر کاری که من
کوتاهی کردم،چقدر سنت های پیامبر(ص)را ضایع
کردم،سنن پیغمبر مگر کم است؟بالغ بر سه هزارروایت در سنن النبی رسیده است
که پیغمبر آدابش این بود،نشستن و برخاستنش اینگونه بود،واردمنزل می شد3تا
توحید می خواند،سلام می کرد،موقع بیرون رفتن،سوار مرکب شدن بسم الله می
گفت،بیاد خدا بود،اول وآخرغذا نمک می خورد،دستش را می شست،با دست راست غذا
می خورد،چند نوبت مسواک می زد قبل و بعد خواب،شب را چند قسمت می کرد،نوافل
می خواند،بعضی از صور را می خواند و می خوابید،مسبحات،سجده،اعلا را می
خواند،به اقوام سر می زد،بیاد فقرا بود،در سلام کردن سبقت می گرفت،به بچه
ها احترام می گذاشت،حلیم و صبور بود،چقدر از این سنت و آداب رو من شنیدم و
این ها را ضایع کردم،به سنت پیغمبر عمل نکردم،لذا من استغفار می کنم و توبه
می کنم،ما باید آداب و سنن پیغمبر را خوب بشناسیم و عمل کنیم.پیغمبر برای
غذا خوردن،خوابیدن،راه رفتن،رنگ و نوع لباس،نگاه کردن سنن دارد.حضرت در
مجلس صحبت که می کردند نگاهشان را بین مخاطبین به عدالت تقسیم می کردند که
تمام اهل مجلس از چهرۀ منور و نورانی و ملکوتی پیغمبر بهره بگیرند،شاید یک
عده اگر به آنها نگاه نمی کرد احساس حقارت می کردند،فکر می کردند با آنها
خوب نیست،در برخورد با زن هایش نهایت عدالت،بین اصحاب،که شمّه ایی از این
آداب و سنن را مرحوم مامقانی جمع کرده درکتاب(مرآت الکمال)بیش از12الی
14هزار روایت از پیغمبر(ص) داریم که این ها همه مسائل اخلاقی و
معنوی،اعتقادی،آداب و سنن است.بیشتر با آداب و سنن پیغمبر آشنا
بشویم،(مکارم الاخلاق) مرحوم طبرسی شمهّ ایی از آن است،پرتوی از این
اداب و سننی است که علامۀ بزرگوارطباطبائی رضوان الله تعالی علیه جمع آوری
کرده.آن مرد بزرگی که من عرض کردم اگردر بین علمای قرن حاضر یک موحدّ و یک
توحیدی کامل پیدا کنیم غیر معصوم نظیرش مرحوم علامه طباطبایی بود که حتی
آنهایی که مخالف با روحانیت بودند ناچار شدند بگویند علامه طباطبایی به
کوهی از معارف تکیه کرده است.تفسر المیزان ایشان به قول مقام معظم
رهبری:دویست سال آینده باید شناخته بشود که تفسیر المیزان چیست؟خیلی ها
تفسیر المیزان مطالعه می کنند آنهایی که نمی فهمند رد می کنند آنهایی که
فهمیدند می گویند باید تدّبر کرد.این بزرگوار در مقابل سنن پیغمبر خاضع و
خاشع بودند که وقتی به ایشان گفته بودند:می گویند فلسفه کبر می
آورد،فرمود:نه،نه،تواضع می آورد.وارد حرم حضرت معصومه و یا امام رضا(ع)می
شد می گویند در و دیوار را بوسه می زده است.کسانی که
می توانستند در مقابل ماکس و هگل و لنین و مائو بایستند این مطالب معقولات
ماست،اسرار ماست شما با قال الصادق(ع)و قال الباقر(ع) می توانید ماکس و
هگل و مسلمان کنید؟او اصلاً امام صادق(ع)را قبول ندارد،قرآن را قبول
ندارد،می گوید قرآن برای شما مقدس است،با من از معقولات صحبت کنید.لذا آن
چیزی که می تواند به زانو در بیاورد دنیا ماتریالیست و ماده را معارف
فلسفی است که اصفار بر گرفتۀ از آیات و روایات الهی است چیزی ندارد که بر
خلاف معارف باشد.ما البته این عزیزان را معصوم نمی دانیم،لغزش های
علمی ممکن است،آن کسی که هیچ خطا و اشتباه ندارد آن انبیاء و چهارده معصوم
هستند و بس.اما این بی اانصافی است که کمر را ببندیم و شروع کنیم این ارکان
اعتقادی،استوانه های فلسفی و کلامی را بکوبیم.ذهن جوان ها را نسبت به این
ستون ها و ارکان علمی دنیا و معارف اسلام بدبین کنیم و دور کنیم.بعد شما
با چه چیزی می خواهید جواب مادیون رو بدهید؟او می گوید من اصلاً امام تو
را قبول ندارم.به بگو امام صادق(ع)اینگونه گفته است،می گوید:بگوید،من باید
آن ذهن نقادی را پیدا کنم که وارد معقولات بشوم از مبدأ و معاد بگویم با
برهان صدقیّین و قانون علت و معلول، قانون نظم،قانون امکان،واجب الوجود و
ممکن الوجود من بتوانم اثبات مبدأ و معاد کنم.که قوی باشد،نلرزد.اعتقاداتی
که زیر بنایش معقولات نباشد فائده ایی ندارد.اصلا دین اسلام دین تعّقل و
تفّکرو تعّمق است.کم نداریم روایات دربارۀ عقل.بیش از هزار چهارصد،هزار و پانصد روایت است که این ها را نباید نادیده گرفت.فرمود:هر
چه از سنت تو پیغمبرت ضایع کردم استغفار می کنم.آنچه که از گناهان کبیره
مرتکب شدم،حقوق والدین،ترک نماز،لهو ولعب،غنا،موسیقی،نگاه کردن
ماهواره،چیزهاییکه مبتذل بوده است،فعل حرام بوده است.شهوت پرستی،چشم چرانی
کرده ام و هر چه از این معاصی داشتم چه عمدی و چه سهوی خدایا من از تو عذر
می خواهم.من را ببخش.اگر خونی ریخته ام،در قتل کسی شرکت کرده ام،چه عمد و
چه خطا،اگر انسان بداند با ماشین یا موتورش تند برودخطر مرگی او را تهدید
می کند و خطری در پیش است شرعاً جایز نیست.انسان از مقدمات گناه باید
بپرهیزد،گواه دروغ دادم،عاق والدین شدم،قطع رحم کردم،مال یتیمی را
خوردم،ریا کردم،سرقت،کم فروشی،شقاوت،نفاق ورزیدم،نغض عهد کردم،نسبت نا روا
دادم، خیانت کردم،حق کسی را ضایع کردم،قسم دروغ خوردم،غیبت،نماّمی
داشتم،بهتان زدم،همزو لمز داشتم،افراد رو با لقب های بد صدا زدم،با گوشۀ
چشمم،با لبم،با سرم افراد را خراب کردم،همسایه را اذیت کردم،خانۀ کسی بدون
اجازه رفتم،فخری کردم،کبری ورزیدم،شرکی ورزیدم،اصرار به گناهی کردم،روی
زمین با کبر و نخوت و خودخواهی راه رفتم،جور در حکم داشتم،تعدی کردم،غضب
بیجا کردم،تعصب داشتم،ظالمی را کمک کردم،مظلومی را رها کردم،کمک به گناه و
معصیتی کردم،سوء ظن پیدا کردم،از هوای نفسم تبعیت کردم،امر به معروف و نهی
از منکر نکردم،فساد در زمین کردم،انکار حقی کردم،افراد را بد راهنمائی
کردم،مطلبی نمی دانستم گفتم،مال حرام خوردم،گوشت خوک و گوشت مردار خوردم،به
هر کار بدی افراد را دعوت کردم.من از تمام این ها خدایا به تو پناه می برم
و عذر می خواهم و....روایت ادامه دارد.عرض کردم که دائرة المعارف
اخلاقی ما در ماه مبارک رمضان این دعای امام صادق(ع)است که سید ابن طاووس
در کتاب اقبالش آورده است و در بهار است.یک مقدارش را هم در مفاتیح مرحوم
حاج شیخ عباس آورده است.ان شاءالله بقیۀ عرائضم را بعد عرض خواهم کرد.اللهم
صل علی محمد و آل محمد
والسلام علیکم و رحمة و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.