بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین والسلام و الصلاة علی سیدنا و نبیّنا ابوالقاسم مصطفی محمد(ص) و السلام علی عَلی ابن ابیطالب (ع) و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین

امّا بعد قال الله تبارک و تعالی : ( و قال ربّکم أدعونی أستجب لکم ) و ( الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنّم داخرین )

و قال المعصوم (ع) : ( اللّهم صل علی محمد و آل محمد وأفتح مسامع قلبی لذکرک حتی أعیَ وحیک و أتّبع کتابک و أصدّق رسلک و أومن بوعدک و أخاف وعیدک و أوفی بعهدک وأتّبع أمرک و أجتنب نهیک )

بحث و صحبت ما دربارۀ دعاهایی که از معصومین پاک و ائمۀ هداة مهدیّین رسیده است بود و در حقیقت تزکیه و تعظیم و تهذیب و تربیت از دیدگاه ادعیه و دعاها و مناجات ها است . بدون شک و تردید یکی از راه های تزکیۀ نفس ، خودسازی ، دعا و مناجات و تضّرع و راز و نیاز با حضرت حق تعالی است . خدایی که در تمام حالات و آنات در دسترس ما هست . ( هو معکم أین ما کنتم ) هر کجا که باشید او با شماست .  او شما را می بیند ولی متأسفانه ما او را نمی بینیم ، کور هستیم و در حجاب معصیت و گناه به سر می بریم . اگر روزی این پرده ها و حجاب های معاصی و غفلت از مقابل چشم باطن و قلب مان کنار برود آنوقت می بینیم که در همه جا و همه چیز و همه حال خدا با ما است و ما با او هستیم و در محضر هستیم . حضور و رؤیت و دیدن او ما را از معاصی و گناهان باز می دارد . در اعمال سجدۀ بعد از نماز که روایات بسیار زیادی رسیده است و استحبابش در حد وجوب است که بعد از تعقیبات سجدۀ شکر داشته باشید . از جمله روایاتی که نقل کرده اند این است که حضرت فرمودند : وقتی بنده ای بعد از نماز سجدۀ شکر به جا می آورد و به درگاه پروردگار تضرّع و زاری می کند خداوند به ملائک می فرماید ببینید این بندۀ مرا که فرائض و واجبات را به جا آورده و از من قدردانی و تشکر می کند که موفق به ادای تکالیف شرعی خودش شده است . ای ملائک چه چیزی به او بدهم ؟ ملائک جواب می دهند ؛ غفران . اگر خطا و گناه و لغزشی داشته است جزایش این است که او را ببخشی . خداوند می فرماید : بعد از این چه ؟ خداوند می فرماید ؛ ( ثمّ ماذا ؟ ) بعد از آن چه ؟ ملائک جواب می دهند : رحمت واسعه ات . باز خداوند می فرماید ؛ بعد از آن چه ؟ میگویند : بهشت به او بده . باز می فرماید ؛ بعد از آن چه ؟ می گویند : قرب و نزدیکی به خودت . می فرماید : بعد از آن چه ؟ می گویند : رضوان خودت . آنقدر این سوال جواب ادامه پیدا می کند و باز خداوند می فرماید : بعد از اینکه آن را دادم چه چیزی به او بدهم ؟ آنگاه ملائک از جواب دادن عاجز می شوند و می گویند : خدایا دیگر عقل ما نمی کِشد که چه چیزی به او بدهی ! خداوند می فرماید : چیزی به او می دهم که از همۀ اینها افضل و بالاتر است . سوال کردند : چیست ؟ فرمود : خودم را به او نشان می دهم . برای او ظهور می کنم . او وجه مرا می بیند . ولی نه به این چهره و ظهور . ظهور و تجلی چیزی است که امام حسین (ع) می فرماید : ( سیدی و مولایی ، فقد رأیتک ظاهراً فی کلّ شیء ) من تو را در همه چیز دیدم . ( عمیت عینٌ لا تراک ) کور باد چشمی که تو را نمی بیند .

در خفا و در ملأ دیدم خدا   

در نشیب و در علا دیدم خدا

در بلا ها دیدمش با خود ولی

در نعیم و در عطا دیدم خدا

چشم بُگشادم به نور روی او

در میان دیده ها دیدم خدا

ذرّه  ذرّه هرچه آمد در نظر

آفتاب مه لقا دیدم خدا

سوختم در آتشش مانند شمع

در میان شعله ها دیدم خدا

دیده ام خود را به چشم خود عیان

منهم از دیدِ خدا دیدم خدا

( لایری الله غیرالله ) گفت

من کی اَم پس تا کجا دیدم خدا

فانی مطلق شدم معدوم هم

در فنا عین بقا دیدم خدا

دربدر گشتم به شیء الله او

در همه شاه و گدا دیدم خدا

در زبان و کام هر شیئ که هست

ربنّا و ربنّا دیدم خدا

در نماز و وِرد و در تسبیح و ذکر

هم به شرع مصطفی دیدم خدا

نه عَرَض نه جسم و نه جوهر نه جان

نه چِه ، چُون و و نه چرا دیدم خدا

  به چشم ها نگاه می کند ، خدا را می بیند . به مردمک چشم نگاه می کند ، به چشم و ابروی دیگران نگاه می کند خدا را می بیند .

در این دعایی که اول بحث قرائت شد می فرماید : خدایا ؛ گوش های قلبم را باز کن . این گوش ظاهر مهم نیست . حیوانات هم می شنوند . اُلاغ ها و اسب ها و گرگ ها و وحوش و...هم می شنوند و گوش سرشان باز است . خدایا گوش های قلب من را باز کن تا ذکر تو را بشنوم و بگویم . تا وحی تو را در قلبم نگه دارم . در قلب من وحی و کلام تو باشد . نصایح و پند تو در قلبم باشد . قلب من مملو از ذکر و یاد و بندگی تو باشد . تا از کتاب تو تبعیّت کنم . کتاب تو امر و نهی دارد . واجب و مستحب دارد . اخلاق و عِرفان و شُکر و توحید ، معاد ، عرفان ، چشم پوشی از حرام ، نهی از منکر و امر به معروف دارد . احسان و محبت به پدر و مادر و دیگران و نظیر این ها را دارد . تا پیغمبرانت را تصدیق کنم . آن تصدیقی که من را از همۀ لغزش ها بِکَند . به وعده های تو ایمان بیاورم . وعده هایی که در کتابت آوردی را دروغ و مجاز ندانم و ایمان بیاورم . از وعید ها و تهدیدهایت بترسم . به عهد و پیمان هایی که با تو بستم وفا کنم و سراغ تو بیایم و از غیرِ تو بگذرم . از اَمر تو تبعیّت کنم . از نهی و منهیّات تو دوری کنم . اگر کسی به این مقام رسید و چشم ها و گوش های قلبش باز شد . ظرفیتش بالا رفت . در قلبش فقط وحی الهی جاری بود ، از کتاب خدا تبعیّت کرد ، انبیاء را تصدیق کرد ، به وعده های خدا ایمان آورد . از وعید ها و آتش ترسید ( و أمّا من خواف مقام ربّه و نهی النفس عن الهوا ، فإنّ الجنّة هی المأوا ) اگر کسی به عهد و پیمان هایی که خدا بست وفادار بود و زیر عهد و قولش نزد بندۀ مطیع است ، تمام گناهان و معاصی که از ما سر میزند والله عهد شکنی است . اگر غیبتی می کنیم . اگر دروغی می گوییم ، بد اخلاقی ، غِش در معامله می کنیم ، سستی در عبادت ، تنبلی در بندگی ، کِبر و غرور و خودبینی و خودخواهی و... تمام این ها عهد شکنی است . عهد شکنی در بین آدم ها مملو است . هر چه کُفر و ظلم و فساد در جامعه است تمام این ها نتیجه عهد شکنی است . ( ألم أعهد إلیکم یا بنی آدم أن لا تعبُد الشیطان ، أن إعبدونی ...) معصیت و گناه یعنی تبعیّت از شیطان . اطاعت و بندگی یعنی اطاعت از رحمان و وفای به عهد و پیمان . خدایا حالی بمن بده که بعهدم وفا کنم و از امرِ تو تبعیت کنم . اگر انسان از امرِ خدا تبعیّت کرد دیگر مشکلی ندارد . از نهی تو اجتناب کنم . خدایا ؛ از من صورت برنگردان . از من قهر نکن . اگرچه من مستحق هستم از من قهر کنی و به من نگاه نکنی . امّا لطف تو کجا رفت ؟ آقاییِ تو چه شد ؟ از عفو و بخشش خودت من را تحریم نکن . من را از کسانی قرار بده که با اولیاء و دوستانِ تو دوستی کنم و با دشمنان تو دشمنی کنم . تولّا و تبّری باشد . من را از کسانی قرار بده که که به دوستان تو دوست و با دشمنان تو دشمن باشم . با بدان قطع رابطه کنم . هم هیبت تو در دلم باشد و هم بسوی تو رغبت داشته باشم . هیبت و عظمت و الوهیت تو باعث نشود که از تو فرار کنم . هم هیبت و ترس تو در دلم باشد که باعث از بین رفتن لغزش ها خواهد شد . رغبت و میلِ تو در دلم باشد که این مایۀ عبودیّت و بندگی کمالِ من است . رغبت به نماز و دعا و ذکر و رغبت به سجده و مناجات و رکوع و راز و نیاز داشته باشم . این ادعیّه برای کیست ؟ برای چیست ؟ چقدر ادعیه و خوراک معنوی برای مان آماده کرده اند ؟ چقدر این دعاها خوانده می شود ؟ ما بیش از هفتاد کتاب دعا نظیر مفاتیح داریم . مقداری از آن را حاج شیخ عباس جمع آوری کرده است . ئاین دعاها برای کیست ؟ خرمن هایی از فضائل و مناقب در این ادعیّه هست . خدایا ؛ از تو می خواهم که خاشع باشم . وقار داشته باشم . کارهای سَبُک و حرف های سَبُک نزنم . کارهایی که مناسب شأن من نیست انجام ندهم . شأن مؤمن ، شأن خداست . خدا اسم خودش را روی من گذاشته است . ( یا مدّبر و یا مکوّن و یا مهوّن و... ) خدا می فرماید ؛ تو با مثل من بشوی . ( عبدی أطعنی حتی أجعلک مثلی أُو مَثَلی ) خدیا ؛ می خواهم تسلیم امر تو باشم و کتاب تو را تصدیق کنم . از سنّت پیغمبرت تبعیّت کنم . از اخلاق پیغمبرت تبعّیت کنم . الگوی من غربی ها و بیگانه ها نباشند . زندگی ام ، لباسم ، لباس زن و بچه ام ، تیپ و قیافۀ خودم ، شئونات زندگی ام و... همه از سنّت تو باشد نه سنت غربی ها . قریب به پنج هزار روایات دربارۀ آداب و سنن پیامبر رسیده است که قریب به سه هزارش خلقیّات شخصی این بزرگوار است .

 ( و لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر و ذکرالله کثیرا ) این آیه برای کیست ؟ این ها مثبت هایی است که خدا خواست . امّا منفیّاتی که از خدا می خواهد این ها را از اون بگیرد . عارف و سالک باید از خدا یک سری بده ها و یک سری بگیرها داشته باشد .

( أللهم إنّی أعوذ بک من نفسٍ لا تقنع و من بطنٍ لا یشبع و مِن عیِنٍ لا تدمع و مِن قلبٍ لا یخشع و مِن صلاةٍ لا ترفع و مِن عملٍ لا ینفع و مِن دعاءٍ لا یسمع و أعوذ بکَ من سوء القضاء و دَرَکِ الشِقاء و شِماتة الأعداء فجهد البلاء و عملِ لا یرضا و أعوذ بکَ مِن الفقر و القهرِ و الکُفرِ و الوَقر و القدرِ و ضیق الصدر و سوء الأمرِ من البلاء لیس لی علیه صبرٌ و من الداء أضال و غلبة الرجال و خیبة المنقلبه و سوء المنظر فی النفس و الاهل و المال و الدین و الولَد و عند معاینة مَلک الموت )

خدایا ؛ من به تو پناه می برم از نفسی که به حلال قانع نیست . در هر چیزی دنبال حرامش می گردد . خدایا ؛ به تو پناه می برم از شکمی که سیر نمی شود . از چشمی که اشک ندارد . آنقدر مصیبت بر سَر این نفس آورده است که دیگر اشکی ندارد و چشمۀ اشکش خشک شده است . از چشمی که اشک نمی ریزد . از قلبی که خاشع نیست ، از نمازی بالا نمی رود از عملی که دیگر نفعی ندارد ، از دعایی که شنیده نمی شود . خدایا ؛ من به تو پناه می برم از سوءِ قضاء و قضای بد . از شماتت و شقاوت دشمنان به تو پناه می برم . و از شدت بلا و گرفتاری به تو پناه می برم . از عَملی که تو را راضی نمی کند و هر چه عذر بخواهم بازهم راضی نمی شوی . از فقر ، از قهر و غضب ، از کُفر ، از روی گردانی  و کَلَک و بارِ گران ، از کم حوصله گی و کم صبری و از مصیب هایی که در مقابل آن نمی توانم صبر کنم و میّ بُرم و کشم می آورم . خدایا از مرض های بی درمان که دکتر ها می گویند ، درمان ندارد . از شماتت و سرزنش دشمنان و افراد به تو پناه می برم . از نا امیدی و زیان کاری ، از دل شکستگی ، از انجام کارهایی که مردم به من بد نگاه کنند ، زن و فرزند و آشنایانم به من با دید دیگری نگاه کنند . خدایا از آن لحظه ای که عزرائیل می آید و جانم را طلب می کند ، بتوانم جواب او را بدهم به تو پناه می برم .

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

سخنرانی فوق در تاریخ 6/11/1395 در منزل استاد توسط ایشان ایراد گردید .