بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین ، والصلاة و السلام علی سیدّنا و نبیّنا ابی القاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علّی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین ، الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن ألی قیام یوم الدین .

 

اما بعد قال الله تبارک و تعالی : ( وقفوهم إنّهم مسئولون ... )

و قال الله تبارک و تعالی : ( لتسئلن یومئذٍ عن النعیم )

عن ابن عباس جاء رجلٌ الی النبیّ (ص) : ( هل ینفعنی حبّ علی ابن ابیطالب ؟ ) فقال (ص) : ( حتی أسئل جبرئیل (ع) فسئله فقال ؛ حتی اسئل اسرافیل فالرتفع جبرئیل فسئله و فقال أناجی ربّ العزّة فأوحی الله الی اسرافیل قل لجبرئیل یقرأ علی محمدٍ (ص) یقول له أنت منّی حیث شئت أنا و علی ٌ منک حیث أنت منّی و محّب علّیٌ منه عَلّی منه حیث علّیٌ منک )

امشب شب سیزدهم رجب المرّجب بنا بر معروف و مشهور شب تولد با سرسعادت قرآن ناطق ، امیرالبرره ، علی (ع) اولین حجت خدا و امام و خلیفه بلافصل نبی مکّرم اسلام است . یکی از اسرار الهی ، از اسراری که شاید عقل بشری خیلی کافی و وافی نباشد و جواب گوی این سّر نباشد که چرا این باید جزءِ اسرار الهی باشد . آن حب علی (ع) باالخصوص و حّب فرزندان او ، ائمه معصومین حتی ذرّیه زهرا (س) تا روز قیامت ، محبت و دوستیِ این ها جزء اسرار است . چه سِّر و حقیقت و حکمتی در این قضیه نهفته است ؟ حقیقتاً عقل بشری خیلی نمی تواند درک کند . اگرچه با تجزیه و تحلیل ها نتایجی می گیریم که اگر مردم و تمام عالم ( لو إجتمع الناس علی حبّ علی ابن ابیطالب ما خلق الله النار) اگر همه مردم دست به دست یکدیگر می دادند و علی (ع) را دوست می داشتند خداوند آتش جهنم را خلق نمی کرد . دوستی علی (ع) کیمیاست . دوستی علی (ع) حقیقتی است که در هر قلبی به معنای واقعی این دوستی و محبت رسوخ کند ، ارتباط او را با ابلیس و شیطان و با نفس و با معاصی و با گناهان و با رزائل اخلاقی قطعا قطع می کند . اگر گاهی می بینیم محبت و دوستی هست ، تشیّع هست ، اما معصیت و گناه هم هست این محبت و دوستی ناقص است . عدم و اشرف آن نیست . چون ( قل  إن کنتم تحبون الله فاتبعونی ) پیغمبر ما بگو اگر شما ما را دوست د ارید از ما تبعیت کنید و فرمان ببرید . محبت علی (ع) اطاعت می آورد . اطاعت فلاح و رستگاری می آورد . فلاح و رستگاری بهشت است و لقای خدا و سرافرازی و نجات است . خدا کند در دوستی صادق باشیم . فوائدی که در دوستی حضرت هست یکی دوتا نیست  . ابن عباس می گوید خدمت پیغمبر(ص) رفتم . عرضه داشت آیا حب و محبت علی (ع) برای من نفعی دارد ؟ پیغمبر(ص) فرمودند : باید از جبرئیل سوال کنم . از جبرئیل سوال کرد و جبرئیل گفت باید از اسرافیل سوال کنم . رفتند و سوال کردند . اسرافیل با خدا مناجات کرد . خداوند به اسرافیل وحی کرد که برو و به جبرئیل بگو که سلام ما را به محمد (ص) برساند . به او بگو که تو همان هستی که من خواستم . و علی (ع) هم همان است که تو خواستی  . این را بدان که محبت و دوستی علی (ع) هرکجا باشد تو هستی ، تو هستی و دوستی علی (ع) است . حضرت رضا (ع) هم از قول پیغمبر (ص) نقل می کند که پیغمبر (ص) به حضرت علی (ع) فرمود : ( من أحبّک کان مع النبیّین فی درجاتهم یوم القیامة ) هر کس علی جان تو را دوست بدارد و محبت و دوستی تو در دلش باشد جایگاه و مقام و درجاتش در روز قیامت در جوار انبیاست . دوستی با علی (ع) انسان را می برد و همنشین با انبیاء می کند .         نه تنها یک پیغمبر . ( و من مات فهو یبغضک فلا یبالی مات یهودّیاً أو نصرانیّا ) علی جان هر کسی بمیرد در حالیکه تو را دشمن بدارد مهم نیست یهودی بمیرد یا نصرانی بمیرد . علی (ع) فرمودند که من از رسول خدا شنیدم که رسول خدا فرمود من هم از خدا شنیدم . یعنی ناقلِ قول خدا هستم . ( یقول علی ابن ابیطالب حجتّی علی خلقی و ...) علی ابن ابی طالب حجت و نماینده من ، برهان و دلیل من است بر خلقم و نور من است در بلادم . علی (ع) نور خداست . وقتی نور خدا تجلی کند بصورت علی (ع) است . اگر کسی می خواهد نور خدا و توحید را ببیند باید علی (ع) را ببیند . ( و امینی عَلی عِلمی ) علی (ع) امین عِلم من است . هر کسی علی (ع) را دوست بدارد و او را خوب بشناسد من هرگز او را داخل آتش نمی برم . اگرچه نعوذ باالله ، نستجیرباالله حالا ناخواسته هم لغزش و عصیانی هم داشته باشد . هر کسی هم علی (ع) را انکار کند من هرگز او را به بهشت نخواهم برد اگر چه از من اطاعت کند و مقدار زیادی هم عبادت کند . حالا این ها همه مقدمه ای بود برای این روایت . البته این روایت به دو نوع رسیده است و خیلی هم عجیب است . هر دو نوعش عجیب است . جالبی این دو روایت هم این است که راوی آنها عبدالله ابن عمر است . یعنی ( الفضل ما شهد به الاعداء ) فضیلت آن است که دشمن بگوید . اگر راوی این روایت سلمان و ابوذر و مقداد می بودند ، اگر راوی این روایت کمیل ابن زیاد و میثم تمار می بودند ، اگر راوی این روایت قنبر می بود ما خیلی روی آن مانور نمی دادیم . اما این روایت راوی اش در حقیقت کسی است که خودش و پدرش بغض علی (ع) را دل داشتند . اگرچه عبدالله ابن عُمر ادعا می کرد ولی ادعایش کاذب بود . خود عبدالله ابن عمر می گوید ( سئلت رسول الله عن علی ابن ابی طالب ) سوال کردم یا رسول الله نظر تو راجع به علی (ع) چیست ؟ ( فقلت یا رسول الله ما منزلت علیٍ منکَ ؟ فقضب ثمّ قال ) علی (ع) در نزد تو چه جایگاهی دارد . حضرت عصبانی شد . حتی تو نباید به خودت اجازه بدهی که درباره علی (ع) سوال کنی . چرا شک کردی . جای سوال نیست . ناراحت و عصبانی شد . چه شده است . چرا درباره کسی صحبت می کنند و انقلت می کنند و اشکال و ایراد می کنند درباره مردی که منزلت او در نزد خدا مثل منزلت من در نزد خداست . کسی که مقام او همانند مقام من در نزد خداست . علی (ع) فقط نبوت ندارد . فقط نبی نیست . اما تمام اسرار امامت و ولایت و وصایت را بلد است . ( یابن عُمر ، إنّ علیاً منّی بمنزلت الروح من الجسد ) علی در نزد من همانند روح با جسد است . روح را از جسد جدا کنی چه می شود . علی (ع) با من مثل روح با جسد است . علی (ع) به منزله نفس از نفس است . حقیقت از حقیقت . از این سوال می کنی ؟ ( إنّ علیاً بمنزلة النور من النور وَ إنّ علیاً بمنزلة رأس من الجسد ) علی بمنزله نور از نور است . سر با جسد چه جایگاهی دارد . سر را بگیرید جسد را رها کنید ، جسد را بگیرید و سر را رها کنی . یعنی چی . از یکدیگر جدا نمی شوند . علی (ع) به منزله دکمه پیراهن من است . پسر عمر هرکه مرا دوست بدارد مرا دوست داشته است . هرکه مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است . هرکه علی (ع) را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است . هرکه مرا دشمن بدارد غضب و لعنت خدا بر او باد . ابن عباس گفت : بعد از شهادت علی (ع) نزد معاویه رفتم . معاویه ده هزار دینار با هدایای دیگری به من داد . گفت ابن عباس هرچه می خواهی بخواه تا به تو بدهم . گفتم معاویه لعن علی (ع) را بردار . گفت : نمی شود . بخدا آنقدر علی (ع) را لعن کنم و آنقدر دستور بدهم تا آنجا که اگر لعن علی (ع) را ترک کنم مردم اعتراض کنند و بگویند ( غیّرته لسنِّة ) سنت را تغییر دادی . ( بدّلت سنّة ) سنت را تبدیل کردی . تا آنجا که وقتی عمر ابن عبدالعزیز خواست لعن علی (ع) را تعطیل کند جمعیت حرکت کردند و به او توهین کردند . دارد سنگ و آجر به طرف او پرت کردند و او را زدند . پانصد نفر از محافظانش ریختند و او را نجات دادند . سنتی بود که معاویه برای لعن علی (ع) آماده کرده بود . بعد این جزو صحابه رسول خدا می شود ! بعد این کسی می شود که داعش و وهابیون می گویند که معاویه را لعن نکنید . پیغمبر (ص) او را لعن کرده است . خدا او را لعن کرده است . انبیاء و ملائک او را لعن کردند . لعنت خدا بر او باد . هر کسی علی (ع) را دوست بدارد نامه اعمالش به دست راستش داده می شود و خداوند هنگام محاسبه نفس بر او آسان می گیرد . برای همه شدت قرار می دهم اما شیعه و محب علی (ع) ، دوست دار علی (ع) و تبعیت کننده از علی (ع) آنجا با او مدارا می شود و بر او آسان می گیرم . ( ألا مَن أحبّ علیّاً لا یخرج من الدنیا حتّی یشرب مِن الکوثر و یأکل من الطوبی و یری مکانه فی الجنّة ) آگاه باشید مردم و بدانید هرکه علی (ع) را دوست بدارد از دنیا خارج نخواهد شد مگر اینکه از حوض کوثر در همینجا می نوشد . نه اینکه وعده سرخرمن و فردای قیامت باشد . موقع جان دادن ملائک می آیند و در همین جا از حوض کوثر به او می دهند . می نوشد و میرود و در همین دنیا از شجره طوبی می خورد . از همین جا مکان خودش را در بهشت می بیند . با چشم باز و باجایگاه خاص بسوی بهشت می رود . ( أَلا مَن أحبّ علیّاً هانت علیّ سکرات الموت ) هرکه علی (ع) را دوست بدارد جان دادن بر او آسان می شود . ( و جعَل قبره روضةٌ من ریاض الجنّة ) قبر شیعه و محب علی (ع) بوستانی از بوستان های بهشت می شود . هر کسی علی (ع) را دوست بدارد به تعداد هر عضوی از اعضای بدنش خداوند به او عطیه و نعمت و عنایتی به او می دهد و می تواند تا هشتاد نفر از خانواده خودش را شفاعت کند . در روایت های دیگر بیشتر از این ها دارد . آگاه باشید هر کسی علی (ع) را بشناسد و علی (ع) را بشناسد که او کیست و چیست و او را دوست بدارد . ملک الموت را خدا بر او می فرستد همانطور که برای انبیاء می فرستد . ملک الموت با چه شکل و شمایلی زیبا و قشنگی وارد بر انبیاء می شد و با چه عزت و احترامی جان شان را می گرفت ؟ جان محب علی (ع) با عزت و احترام گرفته می شود . شب اول قبر ترسی از نکیر و منکر نخواهد داشت . از قبرش دری باز می شود به مسیر یک سال راه . صورتش نورانی و منور و روشن می شود . همانطور که عروس را با عزت و احترام بسوی خانه اش می برند ، محب علی (ع) ، دوستدار علی (ع) و شیعه علی (ع) با این عزت و احترام وارد بهشت می شود . هرکه علی (ع) را دوست بدارد خدا او را زیر ضّل و سایه خودش قرار می دهد و او را از ترس روز قیامت نجات می دهد . از آن فزع اکبر که همه اضطراب دارند و می ترسند او امنیت دارد . محب و شیعه علی (ع) ترس و وحشتی ندارد . هرکه علی (ع) را دوست بدارد ( ألا مَن أحب علیاًّ قبل الله حسناته و دخل الجنه امنا) هر که علی را دوست بدارد حسناتش قبول می شود و با امنّیت وارد بهشت می شود . بدون دوستی و محب علی (ع) حسنه ای از او قبول نمی شود و پذرفته نخواهد شد . ( ألا من أحب علیاًّ سمّی أمین الله فی أرضه ) هرکه علی (ع) را دوست بدارد به او می گویند ؛ این شخص بر روی زمین امین خداست . هرکسی علی (ع) را دوست بدارد تاجی روی سرش گذاشته می شود که روی آن تاج نوشته شده است این از اصحاب بهشت است . شیعه علی (ع) رستگار است . هر که علی را دوست بدارد نامه او باز نمی شود و بررسی نمی شود و میزان اعمالش نصب نمی شود . درهای هشت گانه بهشت بر روی باز می شود . آگاه باشید هر کسی علی (ع) را دوست بدارد و با محبت علی (ع) بمیرد ملائک به مصافحه با او برمی خیزند . ارواح انبیاء به زیارت او می آیند . انبیاء به زیارتش می آیند . مزارش زیارتگاه می شود و قبرش مزار انبیاء و اولیاء می شود . تو را به خدا آیا جای دارد گناه و معصیت کنیم ؟ آبروی علی (ع) را ببریم ؟ دل علی (ع) را به درد بیاوریم ؟ علی (ع) را با گناهانمان ، با حرف هایمان ، با معاصیمان ، با غیبت هایمان ، با دروغمان ، با لهو و لعب مان ، نعوذ باالله با این معاصی دل علی (ع) را به درد بیاوریم ؟ چرا محبت علی (ع) گناهان را از ما نمی گیرد ! پس محبت ناقص است . آگاه باشید هر کسی با محبت علی (ع) بمیرد من کفیل او در بهشت هستم . من او را ضمانت می کنم . ( ألا إنّ للّه بابً مَن دخل منه نجی من النارّ فهو حبّ علّی ) یکی از باب های بهشت محبت و دوستی علی (ع) است . هر کسی علی (ع) را دوست بدارد خداوند به تعداد هر رگی که در بدن دارد و هر مویی که در بدن دارد ، شهری در بهشت به او می دهد . ( یابن عُمر إنّ علیاًّ سید الوصییّن و إمام المتقّین ... ) پسر عمر علی (ع) مولا و سید و سرور وصییین است . امام متقین است . خلیفه من بر مردم است . علی (ع) مولا و سرور روی سفیدان در روز قیامت است . طاعت علی (ع) طاعت من است . معرفت علی (ع) معرفت من است . ( یابن عُمَر والذّی بعثنی بالحقّ نبیّا لو أنّ أحدکم صفّ قدمین بین الرکن و المقام یعبدالله ألف عام صاماً نهاره و قام اللیلة و کان له مملوّ الأرض فأنفقه ... ) پسر عمر به آن خدایی که مرا به نبوت برگزیده است اگر یکی از شماها بین رکن و مقام هزار سال عبادت کنید . پسر عمر به آن خدایی که مرا به رسالت برگزیده است اگر یکی از شماها بین رکن و مقام خدا را هزار سال عبادت کند  ( که مقدس ترین و بهترین جایگاه عالم بین رکن و مقام است ) روزها روزه بگیرد و شب ها نماز شب بخواند اگر زمین را مملو از طلا کند و انفاق کند و تمام بندگان خدا را آزاد کند و ملائک را آزاد کند و بدون جرم و گناه بین صفا و مروه کشته شود اگر خدا را ملاقات کند و بغض و دشمنی علی (ع) در دلش باشد هرگز عملی از او پذیرفته نخواهد شد . و دستور می دهند او را در آتش جهنم ببرید . در یکی از جنگ ها پیغمبر (ص) نگران امیرالمؤمنین (ع) بود و دید خبری از او ندارد . جنگ هم خطرناک بوده است . حضرت اعلام کرد هر کسی خبری از علی (ع) برای من بیاورد من جایزه خوبی به او می دهم . سلمان رفت و به جایی که خیلی خطرناک هم بود ، دید امیرالمؤمنین (ع) در آنجا مشغول جنگ و نبرد است . حضرت علی (ع) فرمود ؛ سلمان تو اینجا چکار می کنی ؟ گفت : پیغمبر (ص) نگران حال شماست . من الان بروم و خبر سلامتی تو را بدهم . گفت : علی جان پیغمبر (ص) گفته هست هر کسی خبر سلامتی علی (ع) را به من بدهد من جایزه خوبی به او می دهم . از پیغمبر چه بخواهم ؟ علی جان چه چیزی بخواهم ؟ چقدر جالب . حضرت علی (ع) فرمود : سلمان پیغمبر (ص) پنج هزار سِّر از اسرار خدا را یاد دارد . برو به او بگو که یکی از اسرار را به تو بگوید . جایزه ات همین باشد . سلمان می گوید  وقتی آمدم خبر سلامتی امیرالمؤمنین (ع) را به پیغمبر (ص) دادم ، گفتم : یا رسول الله از آن پنج هزار سِّری که خدا به تو داده است یکی از آن ها را به ما بده تا جایزه ما باشد . فرمود : برو کاسه آبی بیاور . رفتم کاسه آبی را آوردم . حضرت انگشتش را داخل کاسه آب زد و فرمود : سلمان انگشت من چقدر آب از گرفت ؟ سلمان گفت : خیلی کم . فرمود : اگر کسی همین مقدار علی (ع) را دوست بدارد و دوستی علی (ع) در دلش باشد وارد بهشت می شود .

با ولای تو هرچه هستم من

                           به کسی جز تو دل نبستم من

رحمت آور بگیر دستم را

                            مددی کن زپا نشستم من

علی جان دستمان را بگیر تا گناه نکنیم . دستمان را بگیر تا چشم و دست و زبان مان و قلب مان پاک بماند .  

سخنرانی فوق در منزل استاد جرجانی در تاریخ  1/2/1395 مصادف با ایام 13 رجب تولد حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) توسط ایشان ایراد گردید .