تسبیح و خواندن خداوند
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ، والصلاة و السلام علی سیدّنا و نبیّنا ابی القاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علّی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین ، الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن ألی قیام یوم الدین .
امّا بعد قال الله تبارک و تعالی : ( إنّ لک فی النهار سبحاً طویلا )
وقال الله تبارک و تعالی : ( سَبّح اِسم رَبکّ الأعلی )
( سبَّح بحَمد رَبّک حینَ تَقوم )
( سَبّح بِحَمدِ رَبِّکَ بِالعَشّیِ وَ اِلإبکار )
( وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ )
بدون شک و تردید یکی از عوامل کمال رسیدن به مقامات عالی عبودیت و بندگی و پرستش و راه نجات انسان از دام شیطان و شهوت و غفلت ، تسبیح خداست . تسبیح پروردگار است . تسبیح پروردگار یعنی همگام شدن و همراه شدن با تمام ذرات هستی است . با تمام ذرات و موجودات . شما در هنگام طواف کعبه می بینید که چگونه این سیل جمعیت در موقع طواف شروع می کنند به حرکت کردن و چرخیدن به دور خانه کعبه از سمت چپ به راست و حتی در موقع رَمی جَمرات ، سیل جمعیت همه حرکت می کنند و بدون هیچ مشکلی رمی جمرات می کنند . هر کسی که برخلاف این جهت حرکت کند ، زیر دست و پای جمعیت له می شود . نمی شود با سیل جمعیت درافتاد . و البته باطل هست . یعنی اگر کسی بخواهد برخلاف طواف خانه کعبه که در فقهِ طواف مناسک حج بیان شده است ، حرکت کند هم او را منع اش می کنند و طوافش هم باطل است و حج را بجای نیاورده است و مناسک اش باطل است . در رمی جمرات هم چنین است . آن نمونه از عالم هستی و عالم وجود است . تمام موجودات و تمام هستی مسیرشان به سوی خداست . ( الیه المسیر ، الیه المنتهی ) ما هم که ذره ای از ذرات عالم هستی هستیم نباید برخلاف جهت مخلوقات خدا حرکت کنیم . عصیان ، معصیت ، گناه ، تخلّف ، تمّرد ، سرکشی یعنی برخلاف جهت موجودات حرکت کردن . برخلاف حرکت کوه ها ، دریاها ، پرندگان ، خزندگان ، حرکت کردن . تمام این ها در حال تسبیح و بندگی هستند و در حال ذکر هستند و اگر ما هم با این کائنات حرکت کنیم به مقصد می رسیم و چقدر زیبا ، خداوند در سوره اسراء آیه ( 44 ) ( تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿۴۴﴾ هیچ چیزی نیست ( اِن مِن شَئٍ ) نفی کل می کند . هیچ چیزی نیست در این عالم مگر اینکه آن ها دارند تسبیح و حمد و ثنای خدا را می کنند ولیکن شما تسبیح این ها را نمی فهمید . چرا نمی فهمیم ؟ چون گوشمان کر شده است . معصیت و گناه گوش های ما را کر کرده است . چشم های ما را کور کرده است . فهم های ما را مسخ کرده و گرفته است .
چشم باز و گوش باز و این عما
حیرتم از چشم بندّیِ خدا
( لَهُم قُلوبٌ لا یَفقَهونَ بِها ) به چه معناست . ( لهم أعینٌ لا یبصرون بها ) به چه معناست . گوش دارند . دو تا هم دارند اما نمی شنوند . چشم دارند ، دو تاهم دارند اما نمی بینند . قلب دارند ، نمی فهمند . ( اولئک کالانعام بل هم اضل ) نه ، این ها چشم حیوانی هم ندارند . ای کاش چشم حیوانی می داشتند . حیوانات در عالم خودشان ذکری دارند . تسبیح و تقدیسی دارند . تمهیدی دارند . اگر غفلت کردند ، اگر زنبور عسلی ، اگر پشه ای ، اگر مگسی ، اگر مورچه و یا ملخی ، اگر نهنگی و یا ماهی ، هر کدام از موجودات اگر از تسبیح خداوند غافل شدند مرگ شان فرا می رسد . هیچ شاخه ای را آن دهقان و یا کشاورز از درخت نمی بُّرد و جدایش نمی کند مگر بخاطر ترکِ تسبیح و ذکرِ خدا . ظاهر قضیه را نگاه می کنید که این شاخه اضافی است و باید آن را ببّرید . چرا قرعه به نام آن آمده و برای درخت کناری نیامده است ؟ چه شده است که این تیغ و مِقراض اجل او را از عالم نباتات به عالم جمادات می برد . حتی جمادات ذکر دارند اما ذکر نباتات اقوی است . کما اینکه ذکر ملائک اقوی تر است . کما اینکه ذکر ما از آن ها اقوی است . هیچ پرنده ای در لانه اش صید نمی شود ، هیچ گیاهی خشک نمی شود و جدا نمی شود . این از اسرار است . مغزها و فکر ها عاجز است که بعضی از این ها را درک کند . آنوقت چقدر خدا با ما مدارا می کند . چرا خدا ما را از اصل قطع نمی کند ، جدا نمی کند ، رزق و روزی ما را قطع نمی کند . اگر هزاران بلا بر سر ما بیاورد والله حق دارد . به خود خدا قسم گاهی انسان چیزهایی را می بیند که ما باید به خدا بگوییم ؛ خدایا اگر کوه ها را سر ما بریزی ، دریاها را مواّج کنی و ما را غرق کنی ، اگر سنگ های آسمانی بر سر این بشر بیاید عین عدالت است . هیچ ظلمی از ناحیه تو نیست . تو آن عادل مطلق هستی . حکیم علی الاِطلاق هستی . این همه عصیان و این همه معصیت و این مقدار غفلت و این همه کفران و این همه بد زبانی و بد دهنی و دهن کجی با خدا و خلق خدا و با مردم خیلی عجیب است . ( وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ) شما تسبیح شان را نمی فهمید . گوش ندارید . چشم ندارید . قلب ندارید . پدر این ها را درآوردید . قلب و چشم و گوش را بیچاره کردید .
نطق آب و نطق باد و نطق گِل
هست محسوس هواس اهل دل
ما سمیعیم و بصیریم و حشیم
با شما نا محرمان ما خاموشیم
تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی
گوش نامحرم نباشد لایق اسرار دوست
( سَبّح بِحَمدِ رَبِّکَ بِالعَشّیِ وَ اِلإبکار ) هر صبح و شام به تشکر و سپاس و تسبیح خداوندت بپرداز . آیا ما این هستیم ؟! آیا صبح و شام ما ، آیا به این ادعیه و خوراکی ات و ارزاق معنوی مقید هستیم که اذکار و برنامه هایی که به ما داده اند ، بالعشی و الابکار مشغول هستیم ؟!! اول غروب جای دیگر هستیم . اول صبح ، بین الطلوعین کار دیگری انجام می دهیم . عشی و ابکار ما ، غدو و الآصال ما با چه وضعی سپری می شود ؟ ( و تری الملائکة حافیّن علی العرش یسبحّون بحمد ربهّم ) آن ملائک عالم بالا حلقه زنان حول عرش مثلاین حجاّجی که دور کعبه می چرخند این ها همه مشغول حمد و تسبیح هستند . تو انسانی که خلیفه خدا هستی ، تو انسانی که مثل اعلای خدا هستی ، تو انسانی که امثال اولیاء هستی و اشرف مخلوقات هستی چرا آنقدر غفلت و چرا آنقدر بی خبر هستی . یک سری به عالم ملکوت بزن . غلغله هست . غوغاست . چه ذکرها و چه مسائلی . یک روایتی ذکر اسرافیل است ظاهراً عرض می کنم . ( وَ سبّح بِحَمدِ رَبِّکَ حین تَقوم ) صبح که بلند شدی با ذکر بلند شو . هنگام خواب با ذکر بخواب . تسبیحات حضرت زهرا (س) را بگو . امام صادق (ع) فرمود : تسبیح مادرم حضرت زهرا(س) در نزد من احب و افضل است از دو هزار رکعت نماز . ولی به شرط اینکه بین نماز و تسبیحات فاصله نیفتد . فردی یهودی خدمت پیغمبر (ص) آمد و گفت : ( اخبرنی یا محمد (ص) عن کلمات التّی أختارهّن الله لإبراهیم حیث بنالبیت ) ای محمد ، به من بگو وقتی ابراهیم می خواست خانۀ کعبه را بنا کند خداوند به او دستور داد چه کلماتی را بگوید ؟ با چه ذکری کعبه بالا رفت ؟ با چه ذکری رکن و مقام و حجر بنا شد ؟ با چه ذکری چهار دیوار کعبه بالا رفت ؟ ( قالَ نبی (ص) : نعم سبحان الله والحمد لله و لا اله الا الله والله اکبر ) با این اذکار بنا شد . اصل بنای کعبه از حضرت آدم (ع) شروع شد ، دوازده کوه اعلان موجودیت کردند و گفتند : خدایا سنگ ها را از ما بگیر . از دوازده کوه سنگ ها به سمت مکه غلتیدند . آنجا هر سنگی از کوهی آمد . در کتاب ( بحارالانوار ) روایتش آمده است . که این سنگ ها از دوازده کوه آمدند و این خودش اشاره ای به دوازده حجت خدا دارد . اگر کعبه باقی است به احترام این ذوات مقدس است . ( روی عن الصادق (ع) أنّه سئل لم سُمیة الکعبة ، کعبه ؟ ) چرا کعبه را کعبه گفتند ؟ فرمود : ( لِاَّنها مُرَبّعةٌ ) چون مربع هست . چرا مربع شد ؟ ( قالَ : لانَّها بحزائةَ بیت المأمور ) چون برابر بیت مأمور است . ( و هو مربعٌ ) بیت المأمور هم مربع است . چرا بیت المأمور مربع شد ؟ چون برابر عرش است . ( فقیل لم سار مربع ) چرا عرش مربع شد ؟ فرمود : چون آن کلماتی که اسلام ، آن اسلامی که از صدر خلقت آدم تا خاتم اسلام بوده است . چون اسلام بر چهار پایه بنا شده است . ( سبحان الله والحمد لله و لا إله إلا الله و الله اکبر ) اما یک سری بزنیم به آن اذکاری که جناب اسرافیل و آن ملائک دارند . درضمن بیش از نود و دو بار در قرآن صحبت از تسبیح شده است . آنوقت در میان ادعیه که بسیار زیاد و فراوان است ؛ اگر بخواهیم آن ها را بشماریم شاید چندین هزار سبَّح ، یُسَّبِح ، سبحان الله ، سبحانَه موجود است . رسول خدا (ص) در دعای اسماء الحسنی اینگونه بیان می کند . از خدا چه چیزی تقاضا می کند ؟ ( اسئلک بإسمک الذی تسبح ملائکة الذین حول العرش و الأرضین یا الله ) خدایا تو را به آن اسمی می خوانم ، تو را به آن اسمی قسم می دهم که تسبیح کردند برای تو ملائکی که دور عرش تو طواف می کنند و آن ملائکی که به دور زمین ها طواف می کنند . من تو را با آن اسم ، من نمی دانم آن ها چه می گویند . با همان اسمی که آن ها دور عرش طواف می کنند و می گویند ، من تو را به همان اسم می خوانم یا الله . ( و اسئلک بإسمک الذی تسبح لک به الملائکة الذین خلقتهم من ضیاء ذلک الإسم یا الله ) تو را قسم می دهم و درخواست می کنم به آن اسمی که تسبیح کردند ملائک ، آن ملائکی که از نور این اسم خلق کرده ای . این اسم نوری دارد . از نور او آن ملائکی خلق شدند که آن ذکر را می گویند . من تو را با آن می خوانم . یا الله ( و أسئلک بإسمک الذین خلقتهم من رحمة یالله ) خدایا تو را با آن اسمی می خوانم که تسبیح کردند برای تو آن ملائکی که تو از رحمتت آن ها را خلق کردی . ملائک رحمت تو هستند . یا الله . ( و اسئلک بإسمک الذین یسبح لک به ملائکة الذین خلقتهم من الظلمة ) تو را با آن اسمی می خوانم که ملائکی که تو آن ها را از ظلمت خلق کردی ، تو را خواندند و تسبیح کردند . ملائکی از نور و ملائکی از ظلمت . این را هم عقل مان نمی کشد یعنی چه . ولی این را ما می دانیم که ظلمت شب هم ذکر می گوید . دعای ( لا عماد من لا عماد له ) بعد از دعای توسل دیگر را بخوانید . ظلمت شب هم ذکر می گوید . دوّی ماء ذکر می گوید . ما این را می دانیم که تاریکی هم ذکر می گوید . نه تنها نور ذکر می گوید و نه تنها خورشید ذکر می گوید ، نه تنها شمس و قمر ذکر می گویند ، ظلمت شب هم ذکر می گوید . من تو را با آن اسمی می خوانم که ملائکی که از ظلمت خلق کردی تو را با آن می خوانند . ( و اسئلک بإسمک الذی یسبّح لک به الملائکة الذین خلقتهم من عذاب یا الله ) آن ملائکی که تو از عذابت خلق کردی . خدا ملائکی را از عذابش خلق کرده است . این را هم باید بزرگان بنشینند و فکر کنند و پیغمبر(ص) و ائمه (ع) جواب بدهند . ما این را هم نمی فهمیم . فهم مان خیلی کم است . ( و أسئلک بإسمک الذین خلقتهم من برد ) خدایا من تو را با آن اسمی می خوانم که تسبیح کردند ملائک ، آن ملائکی که تو آن را از سرما خلق کردی . آن ها را آتش خلق کردی . این ها را از برد خلق کردی . از سرما خلق کردی . سرما ها هم ملائک خدا هستند . ملائک عذاب و ملائک رحمت . کولر ما را سرد می کند و می گوییم عجب کولر خوبی است . خبر نداریم این ها ملائک هستند . سرما و گرما از ناحیه ملائک است . ملائک را نمی بینیم . ما فقط باد را می بینیم . حرارت را می بینیم . ( و اسئلک بإسمک الذی یسبحّ لک به الملائکة الذین خلقتهم من سلج و الناّر و إلّفت بینهم بعظمة ذلک الإسم لا... ) تو را با آن اسمی می خوانم که خلق کردی از آن ملائکی را که از برف و یخ و آتش خلق کردی . از یخ و برف . آن ها را از برف و یخ و آتش خلق کردی ، و به عظمت خودت آن چنان بین این آتش و یخ الفت دادی که هیچ کدام مزاحم دیگری نمی شود . نه این یخ ، آتش را خاموش می کند و نه آتش یخ را آب می کند . در یخ ها هم ملائک خدا هستند . در برف ها هم ملائک خدا هستند . در نار هم ملائک خدا هستند . هیچ کدام مزاحم دیگری نمی شوند . نه یخ مزاحم آتش است و نه آتش مزاحم یخ است . با یکدیگر رفیق هستند . در این عالم طبیعت که نیستند . ما الان می بینیم که یخ را روی آتش بگذاریم آب می شود . اینجا نیستند که تو ببینی . در آن عالم هستند . ( و أسئلک بإسمک الذی یسبّح به الملائکة الذین خلقتهم من نور فیخرج بأفواههم نور ذلک الإسم یا الله ) خدایا تو را به آن اسمی می خوانم که سوال می کنم که ملائک تو را تسبیح می کنند ، آن ملائکی که تو آن ها را از نور خلق کردی که هنگام صحبت کردن از دهان شان نور بیرون می آید . شخصی می گفت شب زمستانی بود و زمین ها پوشیده از برف بود . به سمت حرم می رفتیم دیدیم که یک روحانی عبا را به سر کشیده است و به سمت حرم می رود . قسمت جلو دهنش نوری خاموش و روشن می شود . جلو رفتم و دیدم حاج شیخ عباس قمی است و دارد ذکر می گوید و از دهانش نور بیرون می آید . آن اسمی که می گویند نور می شود . نیازی به نور ندارند . ( و أسئلک بإسمک الذی خلقته من تسبیح ذالک الإسم و به یخرج من أفواههم تسبیحاً ) خدایا من تو را با آن اسمی می خوانم که ملائک تو را تسبیح کردند ؛ آن ملائکی که از تسبیح خلق کردی . یعنی یک ملائک سبحان الله گفتند و ملَائک دیگری خلق شدند . و باز آن ها شروع به تسبیح گفتن کردند . ملائک تسبیح گفتند . ( وملائکة و سبّحونک و یقدسّونک و یهلّلونک و یکوّرونک و یمجّدونک بذلک الإسم إلی یوم القیامة یا الله ) آن ملائکی که از این تسبیحات و اذکار خلق شدند و مرتب تقدیس تو و تسبیح و تحلیل تو و تمجیدِ تو را تا روز قیامت می کنند . ( و أسئلک بإسمک الذی خلقت به إسرافیل بعظّمت خلقته بذالک الإسم فهو یسبّحک به إلی یوم القیامة یا الله ) خدایا من تو را به آن اسمی قسمت می دهم و می خوانم که با آن اسم اسرافیل را خلق کردی . آن اسم را گفتی و اسرافیل با آن اسم خلق شد و به اسرافیل عظمت بخشیدی و تا روز قیامت اسرافیل تو را تسبیح می کند . ( و أسئلک بإسمک الذی یسبّح لک به إسرافیل فیقطع تسبیحه علی جمیع الملائکة عبادتهم بإستماعهم إلی طیب صوته و تسبیح ذالک الإسم ) خدایا من تو را به آن اسمی قسم می دهم که وقتی اسرافیل آن ذکر را می گوید تمام ملائک بی صدا می شوند و فقط گوش می دهند به تسبیح و لحن و کلام اسرافیل . این چه ذکری است که ملائک را از ذکر می اندازد . آن ها ذکرشان گوش دادن است . شما شنیده اید که قرآن خواندش هم عبادت است ، شنیدنش هم عبادت است . نگاه کردن به قرآن هم عبادت است . آنجا ملائک توقف نکردند . خودشان ذکر نمی گویند ، ذکر اسرافیل را گوش می دهند . آنقدر اسرافیل زیبا و قشنگ و دلربا تسبیح می گوید که همه ملائک خاموش شدند و تسبیح شان را قطع کردند . بخاطر پاکی و قشنگی صوت اسرافیل بخاطر این تسبیح . ( و أسئلک بإسمک الذی یسبّح لک به عزرائیل فی مقامه بین یدیک بذالک الإسم ) خدایا تو را با آن اسمی که عزرائیل در جایگاه خودش در پیشگاه تو می ایستد و تو را با آن اسم می خواند . یا الله . ( و أسئلک بإسمک الذی یسبّح لک به إسرافیل فتخلق من کلّ لفظةٍ تسبیح مَلَکً یسبّح ذالک الإسم إلی یوم القیامة یا الله ) خدایا من تو را با آن اسمی می خوانم که اسرافیل برای تو تسبیح کرد ، اسرافیل تسبیح کرد و از تسبیح اسرافیل با هر لفظش و با هر کلمه اش ملکی خلق شد و شروع به تسبیح تو را کردند تا روز قیامت . یعنی ذکر اسرافیل ذکر تولید می کند . ولی هر کلام ما یک گناه تولید می کند . یک معصیت تولید می کند . می خواهیم از یک گناه نجات پیدا کنیم ، گرفتار گناه دیگری می شویم . علتش چیست ؟ از حریم دین و از حریم قرآن فاصله گرفته ایم و جدا شده ایم . یکی از کارهای که وجود مقدس حصرت زهرا (س) هم داشت تسبیح بود . تسبیح حضرت زهرا (س) را به این مقام رساند .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سخنرانی فوق در تاریخ 19/12/1394 در منزل استاد جرجانی توسط ایشان ایراد گردید .
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.