بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین ، والصلاة و السلام علی سیدّنا و نبیّنا ابی القاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علّی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین ، الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن ألی قیام یوم الدین .

 

امّا بعد قال الله تبارک و تعالی : ( یوم یفّر المرء من أخیه و أمّه و أبیه و صاحبته و بنیه )

و قال عیسی ابن مریم یقول لأصحابه ؛ (عن الإمام أبی عبد الله الصادق علیه السلام ، قال: "کان عیسى بن مریم علیه السلام ، یقول لأصحابه: یا بنی آدم، اهربوا من الدنیا إلى الله، وأخرجوا قلوبکم عنها، فإنّکم لا تصلحون لها ولا تصلح لکم، ولا تبقون فیها ولا تبقى لکم، هی الخدّاعة الفجّاعة، المغرور من اغترّ بها، المغبون من اطمأنّ إلیها، الهالک من أحبّها وأرادها، فتوبوا إلى بارئکم، واتّقوا ربّکم، واخشوا یوماً لا یجزی والد عن ولده، ولا مولود هو جاز عن والده شیئا.
"
أین آباؤکم، أین أمّهاتکم، أین إخوتکم، أین أخواتکم، أین أولادکم؟ دُعوا فأجابوا، واستودعوا الثرى، وجاوروا الموتى، وصاروا فی الهلکى، وخرجوا عن الدنیا، وفارقوا الأحبّة، واحتاجوا إلى ما قدّموا، واستغنوا عما خلفوا، فکم توعظون، وکم تزجرون، وأنتم لاهون ساهون! مثلکم فی الدنیا مثل البهائم، همّکم بطونکم وفروجکم ، أما تستحیون ممّن خلقکم؟! وقد وعد من عصاه النار ولستم ممّن یقوى على النار، ووعد من أطاعه الجنّة ومجاورته فی الفردوس الأعلى، فتنافسوا فیه وکونوا من أهله، وأنصفوا من أنفسکم، وتعطّفوا على ضعفائکم وأهل الحاجة منکم، وتوبوا إلى الله توبةً نصوحاً، وکونوا عبیداً أبرارا، ولا تکونوا ملوکاً جبابرة ولا من العتاة الفراعنة المتمرّدین على من قهرهم بالموت، جبّار الجبابرة ربّ السماوات وربّ الأرضین، وإله الأوّلین والآخرین، مالک یوم الدین، شدید العقاب، ألیم العذاب، لا ینجو منه ظالم، ولا یفوته شیء، ولا یعزب عنه شیء، ولا یتوارى منه شیء، أحصى کلّ شیء علمه، وأنزله منزلته فی جنّة أو نار. (ابن آدم الضعیف ، أین تهرب ممّن یطلبک فی سواد لیلک وبیاض نهارک وفی کلّ حال من حالاتک، قد أبلغ من وعظ، وأفلح من اتعظ)

یکی از مراحل بسیار سخت و دشواری که بشر در پیش دارد ، ذوی العقول در پیش دارد ، انسانی که خلیفة الله است و اشرف موجودات است و احّب موجودات در نزد خدا هست و در پیش دارد فردای قیامت است . صحرای قیامت است . میزان اعمال است . تطایر کتب است . پل صراط است  که باید این مراحل را یکی پس از دیگری پشت سر بگذراند . لحظه جان دادنش ، تخت غسال خانه اش ، سرازیری قبرش ، فشار قبرش ، تاریکی قبرش ، تنهایی و غربت و وحدت قبرش ، وحشت قبرش ، سوال نکیر و منکرش ، پرسش ها و سوالاتی که نکیر و منکر از او می کنند و آمدن ملائک شداد و غلاض ، ملائک رحمت ، بازجویی مقدماتی شب اول قبرش ، این ها همه مسائلی است که بشر در پیش دارد .

هیچ آدم عاقلی از این مراحل غافل نمی ماند . از روز عظیمی که همانطوری که در روایات و آیات برای روز قیامت حدود صد اسم در روایات و آیات بیان شده است و مرحوم فیض کاشانی (رض)در کتابش نوشته است . بسیار روز عجیبی است که یکی از اسامی آن روز یوم الفرار است . یوم الفرار ، یوم التناد ، یوم البکاء ، یوم الفراغ ، یوم الجزاء ، یوم الحساب و ... هر اسمی از اسامی قیامت خودش موضوعاتی را در پیش دارد و علتی دارد . که هر کدام از دیگری سخت تر و مشکل تر است . که ما به اندازه ای که فرصت داریم خیلی مختصر عرض می کنم

 دیگر سخن سر بسته گفتم با عزیزان 

                                 خداوندا  زین  معّما  پرده  بردار

روزی پدر از فرزند فرار می کند . نص آیه قرآن است . فرزند از پدر فرار می کند ، زن از شوهر ، شوهر از زن ، رفیق از رفیق ، دوست از دوستش ، هرکسی آن روز با افرادی که حشر و نشر و داد و ستد داشته است ؛  آمر بوده است . مأمور بوده است ، مولا بوده ، عبد بوده ، استاد بوده ، شاگرد بوده ، تاجر بوده ، مشتری بوده ، کاسب بوده ، همسایه بوده ، وزیر بوده ، وکیل بوده ، پادشاه بوده ، رهبر بوده ، مرجع بوده ، فقیه بوده ، هر کسی آنروز با مصاحبش محاکمه می شود . بدون استثناء . هر کسی هم که بد عمل کرده باشد آنروز بد می بیند . ( کل نفس بما کسبت رهینة . لها ماکسبت و علیها ما اکتسبت . لیس بأمانیّکم و لا أمانّی أهل الکتاب . لیس للإنسان إلّا ما سعی و إنّ سعیه سوف یری و یجزی جزاءً أوفی ) پیمانه پر . آنروز ، روز ( فمن یعمل مثقال ذرةٍ شرّاً یره ) است .  صحبت از مثقال است . صحبت از کیلو نیست . صحبت از خروار نیست . صحبت از متر نیست . صحبت از هکتار نیست . صحبت از کوه های سنگی نیست . آنروز صحبت از مثقال است . که بارها در منبرها عرض کردیم پیغمبر (ص) فرمود : آیه ای خطرناک تر در قرآن از این آیه نداریم . ( فمن یعمل مثقال ذرةٍ خیراً یره و من یعمل مثقال ذرّةٍ شرّاً یره )

همه انبیاء مُنذر بوده اند ( إنّا أرسلناک بشیراً و نذیرا و داعیاً إلی اللّه و سراجاً منیرا ) ( لکّل قومٍ منذر ) تمام اقوام و ملل دنیا هم هادی داشته اند ، هم منذر داشته اند ، هم مبّشر داشته اند ، که حجت بر همه مردم تمام شده باشد . از جمله جناب حضرت عیسی ابن مریم (ع) است . اصحابش را مورد خطاب قرار داده است . امام صادق با این روایت می فرماید :( قال الصادق (ع) قال ؛ کان عیسی ابن مریم یقول لأصحابه ...) یعنی این نصیحت تکرار می شده است . تداوم داشته است . گویا این چنین است .  ( کانَ ) استمراریه هست . ( یا بنی ادم ) ای فرزندان آدم . ایها المؤمنون نگفته است ، ایها المسلمون نگفته است ، ایها المتقون هم نگفته است ، یا بنی ادم . یعنی خطاب عام است . اطلاق دارد . هر بنی آدمی را شامل می شود . چون انبیا برای آدمیان منذر هستند . برای بشریت . برای انسان . نه برای قشر خاصی . ( یا بنی ادم اهربوا من الدنیا الی الله . ) ای بنی آدم فرار کنید . هَربَ با ( فرَّ ، یفرُّ ) و ( هَرَب ، یهرب ) این ها با یکدیگر فرق می کنند . حَرب یک نوع فرار است ، توأم با ترس و وحشت و اضطراب و دلهره است . برخلاف فرَّ یفرّ (یفر الی الله ) گاهی انسان با دوستش شوخی می کند . او فرار می کند . مثلا می خواهد رفیقش او را نگیرد . روی او آب نریزد . فرار می کند . این فرار با ترس نیست . اگر ترس هم باشد همراه با تبسّم و خوشحالی است . برخلاف هرب . در مناجات شعبانیه هم آمده است . ( هربت إلیک و وقفت بین یدیک ) خدایا فرار کردم . توأم با ترس . یعنی از گناه فرار کنیم . از معصیت فرار کنید . این دنیا خطرناک است . ( کل الدنیا راس علی خطیئه ) این مار خوش خط و خالی است . آب دریایی است و شور است . هر مقدار بخوری عطشت بیشتر می شود . فریب تان می دهد . ( تّمر و تقرُّ ) ( یا بنی ادم اهربوا من الدنیا الی الله ) به سوی خدا فرار کنید . ( و اخرجوا قلوبکم عنها ) دل ها و قلب هایتان را از این دنیا خارج کنید . حیف است . این قلبی که ( القلب حرم الله ولا تسکن حرم الله غیر الله ) حیف است که به حرم خدا اغیار را جای بدهیم . اگر آل سعود حرم گِل را غصب می کند و سیاست اجانب را در کشورش پیاده می کند ، ما حرم دل را خدایی نکرده اشغال نکنیم . غصب نکنیم . این گناه کمتر از آن نیست . ( و اخرجوا قلوبکم عنها فإنکم لا تصلحون بها ) مصلحت و صلاح شما نیست برای دنیا باشید . نه دنیا در خور شأن شماست و نه شما در خور شأن دنیا هستید . نه شما در این دنیا می مانید و نه دنیا برای شما می ماند . خداّعه و فجّاعه یعنی پر فریب و پر نیرنگ . یعنی ابزار نیرنگ و گول زدنش فراوان است . نگاه می کند که نقطه ضعفت کجاست و از همان طریق فریبت می دهد . اگر شهوت است ، اگر شهرت است ، اگر ثروت است ، اگر مقام است ، اگر منصب است ، اگر زیبایی و جمال است ، قوّت بازو است . کارشناس واردی هم هست . چطور انسان را فریب می دهد . پس نه شما می مانید و نه او برای شما می ماند . دنیا پُر از نیرنگ و پُر از کَلَک است . پُر از فاجعه است . فراز و نشیبش زیاد است . فجّاعه یعنی حوادث و زیر و بالایی های دنیا و ناگواری ها و لذائذ دنیا خیلی فراوان است . قدم به قدم . لحظه به لحظۀ زندگی  دنیا فجعه است . ناگواری ها و تلخی هاست . در کنار هر نوشش نیشی و در کنار نیشش نوشی است . فریب خورده و بدبخت کسی است که این دنیای فانی و نماندنی خداّع و فجّاع او را مغرور کند و فریبش بدهد . کسی که مغرور بشود و از این دنیا فریب بخورد  زیانکار و خاسر کسی است که به این دنیای خداع و فجّاع اطمینان کند دل ببندد . آنوقت چه می شود . هر کسی که به این دنیا اطمینان کند هالک می شود . خودش هم هلاک و دیگران هم هلاک می شوند . هم به خودش ضرر می رساند و هم به دیگران . هر کسی این دنیا را دوست بدارد و اراده کند ، دنیا بیچاره اش می کند . پس برگردید . حالا که دنیا این چنین است پس توبه کنید و برگردید به سوی آن پروردگارتان که شما را خلق کرده است . ( بارء ) یعنی خالق . با رب و خالق فرق هایی دارد . پس توبه کنید به سوی پروردگارتان که شما را از عدم بوجود آورده است . بترسید از پروردگارتان . بترسید از آن روزی که  نه پدر به درد فرزند می خورد و نه فرزند به درد پدر می خورد . نه پدر می تواند جزائی به فرزند بدهد نه فرزند می تواند به پدر جزائی بدهد  .  کسی نمی تواند جای دیگری بنشیند و بگوید مسئولیتش با من . نمی تواند بگوید من بجای تو به جهنم می روم و تو به بهشت برو . جایتان را نمی توانید عوض کنید . در این دنیا می شود . مثلا پشت فرمان ماشین نشسته است و تصادف می کند و مدرک و گواهینامه ندارد . فوراً جایش را عوض می کند . سَرِ پلیس و قاضی را کلاه می گذارد و فریب هم می دهد و می گوید من بودم . جایش را عوض می کند . اما آنجا نمی توانی جایت را عوض کنی . آنجا اصلا فکر و خیال جای عوض کردن به سرت نمی زند . آنروز غوغاست . می فرماید : کجا رفتند پدرهایتان .  کجا رفتند مادرهایتان . کجا رفتند برادرهایتان . کجا رفتند خواهرهایتان . کجا رفتند فرزندانتان . به هر کسی نگاه کنی یا پدر از دست داده است ، یا مادر ، یا برادر ، یا خواهر ، یا عمو ، یا دایی ، یا همسایه ، یا آشنا و یا دوست ، همه به  مصیبتی گرفتار هستند . دعوت شدند و لبیک گفتند . خداحافظی کردند . عالم خاکی را وداع گفتند  و رفتند و مجاور مردگان شدند . همسایه مردگان شدند . رفتند و نابود شدند و بدن هایشان پوسید . از دوستان جدا شدند . به آنچه که از پیش فرستاده بودند . به آن محتاج شدند و از آنچه هم باقی گذاشتند بی نیاز شدند . دیگر نه خانه و مسکن و نه باغ و بوستان و نه عنوان و شهرت و نه اسم ، هیچ کدام این ها دیگر بدردشان نخورد . با این ها وداع کردند و گذاشتند و دیگر بدردشان نمی خورد و فقط نگاه می کنند که چه چیزی با خودشان آورده اند . چقدر شما را موعظه کنند ، چقدر شما را زجر بدهند و نهی کنند . به بازیچه گرفته اید و فراموش کار شده اید  . خیلی بی باک هستید . مَثَل شما مثل بهائم است این ها چه کسی می گوید ؟ حضرت عیسی (ع) به اصحابش می فرماید . تعارف ندارد . مَثَل شما مَثَل آن بهائمی است که همت شان شکم و شهوتشان است . آیا از کسی که شما را خلق کرده است خجالت نمی کشید . آیا از کسی که شما را خلق کرده است و به شما وعده عذاب داده است که اگر معصیت و عصیان  کنید  شما را عذاب می کند ، آیا از او حیا نمی کنید . شما کسی نیستید که در مقابل آتش تحمل کنید . اگر فولاد هم باشید ، آتش فولاد را آب می کند . چدن باشید آتش آهن را آب می کند . طلا و جواهرات باشید ، قوی ترین فلزات در مقابل آتش عاجز هستند . آنوقت بدن من و شما که از گوشت و پوست و استخوان است چگونه می تواند در مقابل آتشی که  فرمود حرارت آن هزار برابر آتش دنیا است ، تحمل کند ! یعنی آن آتشی که شما در دنیا می بینید ، حضرت فرمود هزار برابر حرارتش را گرفته اند تا بتوانند بشر و مردم به آن نزدیک بشوند . شما هزار برابر بر این آتشی که فولاد را آب می کند بیفزایید مساوی با آتش جهنّم می شود . آن کسی که به شما وعده بهشت داده است اگر او را اطاعت کنید وعدۀ مجاورت فردوس اعلی را به شما داده است . البته این روایت طولانی است .

وجود مقدس پیغمبر (ص) فرمودند : ( انّ الخلائق اذا عاينوا يوم القيمة و دقّة الحساب و اليم العذاب انّ الأب يومئذ يتعلّق بولده فيقول اى بنى كنت لك في دار الدنيا الم اربك و اغذيك و اطعمك من كدّى و اكسيك و اعلّمك الحكم و الآداب و ادرّسك آيات الكتاب و ازوّجك كريمة من قومى و انفقت عليك و على زوجتك في حياتى و آثرك على نفسى بمالى بعد وفاتى فيقول صدقت فيما . قلت : يا ابى فما حاجتك ؟ فيقول : يا بنيّ انّ ميزانى قد خفّت و رجّحت سيئاتى على حسناتى و قالت الملائكة تحتاج كفّة حسناتك الى حسنة واحدة حتى ترجع بها و انى اريد ان تهب لى حسنة واحدة بها ميزانى في هذا اليوم العظيم خطره قال: فيقول الولد لا و اللَّه يا ابت انى اخاف مما خفته انت و لا اطيق اعطيك من حسناتى شيئا. قال فيذهب الأب عنه باكيا نادما على ما كان اسدى اليه في دار الدنيا و كذلك قيل: انّ الأمّ تلقى ولدها في ذلك اليوم فتقول يا بنيّ ا لم يكن بطنى لك وعاء فيقول بلى يا امّاه فتقول أ لم يك ثديى لك سقاء فيقول بلى يا امّاه فتقول انّ ذنوبى قد اثقلتنى فاريد ان تحمل عنّى ذنبا واحدا فيقول اليك عنى يا امّاه فانّى مشغول بنفسى فترجع عنه باكية و ذلك تأويل قوله تعالى: فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ.  قال: و يتعلّق الزّوج بزوجته فيقول يا فلانة اىّ زوج كنت لك في الدّنيا فتثنى عليه خيرا و تقول نعم الزّوج كنت لى فتقول انّى اطلب منك حسنة واحدة لعلّي أنجو بها ممّا ترين من دقّة الحساب و خفة الميزان و الجواز على الصّراط فتقول له لا و اللَّه انى لا اطيق ذلك و انّى لاخاف مثل ما تخافه انت فيذهب عنها بقلب حزين حيران. و ذلك ورد في تأويل قوله تعالى: وَ إِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى‏ حِمْلِها لا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى‏، يعنى انّ النّفس مثقلة بالذنوب تسأل اهلها و قرابتها ان يحملوا عنها شيئا من حملها و ذنوبها فانّهم لا يحملونه بل يكون حالهم يوم القيمة نفسى نفسى كما قال اللَّه: يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ  وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ  وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ  لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه )

 پیغمبر (ص) فرمودند : وقتی خلقِ اولین و آخرین در صحرای محشر جمع می شوند . پدر سراغ فرزندش می آید و می گوید : در دنیا من تو را تربیت کردم ، طعام به تو دادم ، از کَّد یمینم و عرق جبینم ، من تو را پوشانیدم ، احکام و آداب به تو یاد دادم ، آیات کتاب و دستورات را به تو آموختم . به تو زن دادم . تربیتت کردم . تو را در میان قومم عزیز کردم . بر تو و بر زن و فرزندت انفاق کردم ، حتی گاهی از شیرۀ جانم به تو دادم و تو را بر خودم ترجیح دادم . این ها درست است یا نه ؟ می گوید : بله پدر جان درست می گویی . همه این کارهایی که می گویی انجام دادی . حالا چه می خواهی ؟ حاجتت چیست ؟ پسر جانم من یک عمل می خواهم . میزان اعمال من را سنجیده اند و سیئات و گناهانم از حسناتم بیشتر شده است . نیاز به یک حسنه دارم . یک حسنه به من بده . ثواب یک ( لا اله الا الله ) به من بده . یک ( سبحان الله ) بده . یک ( الحمد لله ) به من بده . یک ( الله اکبر ) به من بده . یک ذکر به من بده کارم درست می شود . ( و قالت الملائکة یحتاج إلی ربّی حسنة واحدة ) ملائک می گویند اگر امروز یک حسنه بیاوری کارت درست می شود . پسر در جواب می گوید ؛ پدر جان ، من خودم گیر هستم و متاسفانه نمی توانم چنین کاری کنم . این تقاضا را از من نکن . این حرف را به من نزن پدر جان . ( لا والله یا أبتِ إنّی أخاف مّما خفته أنت ) از همان چیزی که تو می ترسی خب منم هم می ترسم . می ترسم آن یک عملی که کم آوردی من هم کم بیاورم . می ترسم .( و لا أعطیکَ ) نمی توانم از حسناتم به تو بدهم . ( فیذهب عنه الأب باکیاً نادماً علی ما کان ... ) پدر می رود . اشک هایش جاری می شود  همینطور مادر سراغ فرزندش می آید .

 

 

 

( و قیل الأم تلقا ولده فی ذالک الیوم فتقول یا بنّی ألم یکن فی بطنی لک ؟ فیقول بلی یا أمّاه ...  ) آیا شکمم جای تو نبود . ظرف تو نبود . آیا از دو پستان من شیر نخوردی . می گوید چرا . مادر می گوید : امروز سیئاتم از حسناتم بیشتر شده است . پسرم یک حسنه به من بده تا من نجات پیدا کنم . فرزند می گوید : ( فإنّی مشغولٌ بنفسی ) مادر جان رهایم کن . من خودم هم گرفتار هستم . مادر هم گریان برمی گردد . مرد سراغ زنش می رود و می گوید : ای خانم . من شوهر تو نبودم ؟ در دنیا آیا از تو تعریف نکردم ؟ تو را تأمین نکردم . می گوید : بله . می گوید : ای زن من امروز یک حسنه کم دارم . می گوید : ای مرد خودم هم گرفتار هستم . مرد می گوید : فقط یک حسنه به من بده . زن می گوید : نه نمی توانم . به من رو نزن . از زنش جدا می شود . هیچ کس امروز نمی تواند . آنوقت فریاد می زند . وای بر من . وای بر من . بعد حضرت فرمود : این است معنای ( قولوا تعالی : یوم یفّر المرء من أخیه و أمّه و أبیه و صاحبته و بنیه لکّل إمرءٍ منهم یومئذٍ شأنٌ یغنیه ) همینطور یکی یکی بیان می شود . شعری را مرحوم ژولیده فرموده است . حیفم می آید این شعر را نخوانم . خدا رحمت کند مرحوم ژولیده را .

بشر را روز محشر روز واویلاست ، باور کن

                   به دیوان عمل هنگامه ای برپاست ، باور کن

ز بس گرم است بازار مکافات عمل ای دل

                  میان   آن  همه   تن  آدمی تنهاست  باور  کن

خدا را تا رفتی زین جهان کاری بکن زیرا

                  در  آنجا   پندها   اذکار  ما  بالاست باور کن

به ترک معصیت ای دل امروز نکن امروز و فردا

               که امروز من  و  تو داعی  فرداست  باور  کن

زبان وچشم و گوش و دست و پا و سر تو را گوید

                    شهادت  دادن اعمال  تو  با ماست  باور کن

عنان نفس سرکش را بدست آز مسپار

                که آنچه می کشی از نفس بی پرواست باور کن

حسابت را بیا قبل از صدور حکم روشن کن

                    که حکم محکم حق لازم الاجراست باور کن

به میزان عمل اعمال ما را وقت سنجیدن

                      پسند ذات بی همتای حق تقواست باور کن

به مولا کن توسل زآنکه فرموده است پیغمبر

                     شفاعت اختیارش در کف مولاست باور کن

به هر پرونده ای مهر ولایت خورده در عالم

                         به دست فاطمه آماده امضاست باور کن

من ژولیده می گویم به نصّ آیه قرآن

                   که نیکی و بدی جمع کارما منهاست باور کن

این وضعیت قیامت است که شمّه ای از آن را من عرض کردم ، این بحث طولانی است

شرح هجران این خون جگر      ای زمان بگذار تا وقت دگر

انشاالله خدا به ما توفیق بدهد برای آنروز آماده بشویم . دنیا و زندگی دنیا ما را فریب ندهد

 

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

سخنرانی فوق در تاریخ 1394/11/21در منزل استاد جرجانی توسط ایشان ایراد گردید .