حق شناسی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ، والصلاة و السلام علی سیدّنا و نبیّنا ابی القاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علّی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین ، الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن ألی قیام یوم الدین .
امّا بعد قال الأبوالحسن الکاظم (ع) : ( قلیل العمل من العالم مقبولٌ مضاعفٌ و کثیر العمل من أهل الهواء و الجمع مردودٌ )
و قال الکاظم (ع) : ( إنّ لکلّ شیءٍ دلیلً و دلیل العقل التفّکر و دلیل التفّکر الصمت )
أیاّم شهادت جانکاه و جانگداز حضرت امام کاظم موسی ابن جعفر(ع) باب الحوائج الی الله است . امام کاظم هفتمین پرچم دار توحید و نبوّت و امامت و ولایت است . پرچم دار هدایت و هادی مردم بسوی حق است . بر مردم واجب است که سیرۀ عملی این بزرگوار را بشناسند و آن را دنبال کنند . نه تنها گفتن و شنیدن و تعریف کردن و دَم زدن و ...این ها مراحل اولیّه است . آن چیزی که ما را به موسی ابن جعفر(ع) نزدیک می کند که اگر به ایشان نزدیک شدیم به پیغمبر(ص) نزدیک شده ایم ، به خدا نزدیک شده ایم و از شیطان دور شده ایم و وقتی از شیطان دور شدیم به بهشت می رویم و دیگر جهنّم ما را نمی بیند آن عمل با اخلاص و همراه با مسائل توحیدی است . لذا اگز انسان هزار فضیلت و کرامت از موسی ابن جعفر(ع) نقل کند . تمام ذهن ها را متوجه کند ولی اگر به سیرۀ عملی آن بزرگوار تمسّک نکند مسئولیتش بیشتر است . در روایت داریم خداوند هفتاد گناه از آدم جاهل می بخشد قبل از اینکه یک گناه را از عالِم ببخشد . وقتی می گوییم عالم یعنی چه کسی ؟ علامّۀ حلّی است ؟ سید مهدی بحرالعلوم است ؟ خودمان را تبرئه می کنیم . می گوییم وای به حال عُلما ؟ در حالیکه اینگونه نیست و هر کس هر مقدار که می داند به همان مقدار عالِم است و به همان مقدار مؤاخذه می شود . به همان مقدار هم خداوند از او تعهد گرفته است که این علم را هم برساند و هم عمل کند . خداوند حضرت آیة الله العظمی بهجت (ره) را رحمت کند . مردم بسیار به ایشان اصرار می کردند که ما را نصیحت کنید . ایشان می فرمودند آنچه می دانید عمل کنید . (إلّا الذین آمنوا و عملوا الصالحات * تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر) یعنی با ایمان کار تمام نمی شود . باید عمل صالح انجام بدهد . وقتی ایمان آورد و عمل صالح انجام داد باز هم کار تمام نشده است . باید از مردم هم دستگیری کنید . هدایت و ارشاد خلق هم باید باشد . اگر شنوندگی داشتند خوب است و اگر نداشتند هیچ . ( و ما علی الرسول إلّا البلاغ ) خداوند کمک می کند . نگوییم : گوش شنوا نیست و... . پیغمبر(ص) غصّه می خورد . خودش را اذیت می کرد که چرا مردم هدایت نمی شوند ؟ گوش نمی کنند ؟ آیه نازل شد : (طه * ما إنزلنا القرآن لتشقی) ما قرآن را نازل نکردیم که تو اینقدر خودت را به اذیت بیاندازی . تو مأمور به ابلاغ هستی . مأمور به إرشاد و موعظه هستی . مأمور به نتیجه نیستی . فقط چراغ را نشان بده و پرچم هدایت را بر پا کن و مردم را دعوت کن . اگر آمدند ، آمدند و اگر هم نیامدند ، نیامدند . در این دنیای ظلمانی و تاریک نور ایمان را بر افروز . نور امامت و ولایت را تقویت کن . چهارده مشعل هدایت است . صد و بیست هزار عَلَم هدایت را خداوند فرستاده است . هر کجای عالَم این عَلم ها و پرچم ها بر افراشته شده است . از هر قبیله و قومی ، سیاه و سفید و سرخ . خدا برای هر قومی پیغمبری فرستاده است و حجت را تمام کرده است . وای به حال کسی که نشنود . بیش از پنجاه و پنج سال موسی ابن جعفر (ع) فریاد زد و موعظه کرد . قرآن خواند و با لسان دعا هدایت کرد . با حدیث و روایت و مناجات و گریه . با زندان رفتن و شکنجه شدن . مردم را از جهالت نجات داد . سیرۀ عملی این امام عجیب است . در سنۀ صد و بیست و هشت هجری به دنیا آمد و سی پنج سال دوران امامتش طول کشید . قبل از دوران امامتش بیست سال پدر بزرگوارش امام صادق(ع) را درک کرد . بعضی از برادر هایش منحرف بودند که هنوز هم دود انحراف آنها به چشم مسلمین و شیعیان می رود . شیعۀ اسماعیلیّه از آن زمان شروع شد . فتحی مذهب ها از آن زمان شروع شدند . شاید فرقۀ واقفّیه هم از آن زمان شروع شدند . چون کلام امام صادق(ع) را گوش نکردند . وقتی فرزند امام صادق(ع) که نامش اسماعیل بود از دنیا رفت ، وقتی جنازه را تشییع کردند چند بار دستور داد تابوت را روی زمین بگذارند و پارچه را از روی اسماعیل کنار زد و پرسید : این کیست ؟ اصحاب جواب می دادند : اسماعیل فرزند شماست . امام پرسیدند : مُرد ؟ اصحاب جواب دادند : بله . مُرد .
چرا این کار را کردند ؟ تا بعد کسی نگوید زنده است . هجرت کرده است . غیبت کرده است . امام پیوسته می فرمود : بعد از من فرزندم موسی امام است و پرچم دست اوست . امامِ زمان شما و هادی اوست . حجت و ولّی خدا اوست . دوران این امام بسیار سخت بود . یکی از نکاتی که حضرت ما را به آن متوجه می کند و می فرماید : دنبال علم و معرفت باشیم . راه را از چاه ، نور را از ظلمت ، حق را از باطل ، سعادت را از شقاوت بشناسیم . این فِرق و احزابی که امروزه تشکیل می شود برای چیست ؟ برای جهل است .
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
گویا بعضی از افراد وظیفۀ شرعی خودشان می دانند که باید با انقلاب در بیافتند . باید با امام و رهبر در بیافتد . گویا وظیفه دارد ! همین افراد در زمان طاغوت و شاه اسلام را در خطر نمی دیدند ! الأن مسلمان شده اند ! همین افرادی که در زمان طاغوت خواب بودند . می گفتند در زمان غیبت وظیفه ای نداریم . ما باید دعای ندبه بخوانیم و دعای فرج بخوانیم تا امام زمان بیاید و کارها را درست کند . دعای ندبه خواندن خوب است ، رفتن به مسجد جمکران خوب است . نیمۀ شعبان را جشن گرفتن خوب است . ترویج امام زمان(عج) کردن و از فضائل ایشان گفتن خوب است . امّا از تکالیف عصر غیبت یادمان نرود . در عصر غیبت بیش از نود و هشت وظیفه داریم . بزرگان استدلال کرده اند و کمتر از شصت وظیفه ننوشته اند . کتاب ( مکیال المکارم فی احوال امام قائم ) که یکی از علما و فقها و بزرگان اصفهان نوشته است . کتاب دیگری به نام (شوق وصال) کتاب (وظیفة الأنام فی غیبة الإمام) یکی از آن وظایف دنبال معرف و شناخت خدا و پیغمبر و امام زمان است . اگر انسان سیرۀ ائمه را بشناسد و بداند دیگر بین معاویه و حضرت علی(ع) مردّد نمی شود . وقتی امیرالمؤمنین (ع) به بعضی از اصحاب رسول خدا می فرماید : به من کمک کنید تا حق خودم ، حق شما و حق اسلام و قرآن و ملت را از معاویه بگیرم . در جواب می گویند : ما نمی دانیم حق با شماست یا معاویه ! معاویه هم به مکّه می رود و نماز می خواند . به حج می رود . نماز می خواند . ما واقعاً مردّد هستیم . در جنگ بین ایران و عراق بین کفاّر بعثی عدّه ای می گفتند : چرا مسلمان ها را می کُشید ! مگر خوارج نهروان مسلمان نبودند ؟ مگر اصحاب جنگ جمل مسلمان نبودند ؟ مگر اصحاب صفیّن مسلمان نبودند ؟ آنها دیلم و هند و سمرقند و آمریکا و اسرائیل نبودند . عایشه زن پیغمبر(ص) و ناموس ایشان بود . با جان و روح پیغمبر(ص) می جنگید . در حالیکه نماز هم می خواند . یا حق را نشناخته است و یا هوای نفسش نگذاشته است . به احتمال قوی هوای نفسش نگذاشت پیغمبر(ص) را بشناسد . لذا موسی ابن جعفر(ع) می فرماید هوای نفست و جهلت را کنار بگذار . همۀ بد بختی های ما جوان ها یا بر اساس جهل است و یا هوای نفس . با این دو تا باید مبارزه کنیم . یکی با جهل و وظیفه شناسیو دیگری هوای نفس .
(إنّ أخفف أخاف علیکم إثنتان ، إتباّع الهوا و طول الهوس)
(و أمّا من خاف مقام ربّه و نهی النفس عن الهوا فإنّ الجنّة هی المأوا)
أسامة ابن زید هم به امیرالمؤمنین (ع) گفت : نمی دانم حق با کیست ! خواجه ربیع هم که جزء زهاّد ثمانیّه بود هم به حضرت علی (ع) گفت : نمی دانم حق با شماست یا با معاویه ! او هم جزء صحاب پیغمبر(ص) و جزء کتاّب وحی است . خال المؤمنین است . برادر خانم پیغمبر است . من مردّد هستم حق با کیست ! حق را می خواهد با اشخاص بشناسد ! ولی حضرت به او فرمودند : اول حق را بشناس تا صاحب حق را بشناسی . از این افراد زیاد داشتیم که مردم را گمراه کردند . موسی ابن جعفر(ع) با این جهل مبارزه کرد . با هوای نفس مبارزه کرد . ایشان روایتی دارد به نام (جُند عقل و جهل) هفتاد و پنج لشکر جهل را نام می برد . هفتاد و پنج جُند عقل هم وجود دارد . انسان باید این ها را بشناسد و درک کند . بعضی عمل ها خیلی حجیم و بزرگ است . چشم پُر کن است . امّا از نظر خدا و پیغمبر(ص) مردود است . گاهی هم یک عمل خیلی کوچک است امّا غوغا می کند . چرا ؟ چون اگر چه آن عمل کوچک است ولی چشم علی (ع) به آن ذرّه است . ذرّه است امّا قبول شده است . گاهی هم مسجد الحرام را تعمیر می کند ، کعبه را تعمیر می کند ولی عمل مردود است . امّا ممکن است فردی سنگ لوحی برای یک شهید و عالمی بگذارد و این عمل به عمارت مسجد الحرام طعنه می زند . بار های زیادی از اموال و پول از نیشابور برای موسی ابن جعفر (ع) آوردند . حضرت همۀ آن اموال را پس دادند و آن مقدار پول کم خانم شطیطه را قبول کردند . مگر موسی ابن جعفر(ع) نسبت به شطیطه خانم چه کرده است که امروز قبرش در نیشابور زیارتگاه و مطاف دل ها است . فقط امام موسی ابن جعفر(ع) فرموده است اموال او درست است و حضرت با معجزه به مراسم تشییع او نماز او حاضر شدند . پنجاه قدم آنطرف تر از قبر خانم شطیطه قبر خانم پسنده است . او دلدادۀ به امام رضا (ع) است و او را قبول دارد . پسنده یعنی مقبول امام رضا(ع) . قبرش زیارتگاه است . چون عملش زیبا و مخلص بوده است . پس فرمودند : کسی که عالمانه و با شناخت و معرفت عملی را به جا بیاورد قبول است ولی عملی که جاهلانه باشد اگرچه زیاد باشد مردود است . سپس حضرت فرمودند : برای هی چیزی دلیلی است و دلیل عقل تفکّر است . چیزی که انسان را به سوی حق و حقیقت دلالت می کند ، تفکّر است . هر عملی را سبک و سنگین کند . کم حرفی دلیل تفکّر است . وقتی انسان خودش را شناخت و معرفت پیدا کرد ، خدا را می شناسد . دنیا را می شناسد . مردم را خوب می شناسد . الگو و اسوه می شود . چرا می گویند : ( من عرف نفسه فقد عرف ربّه ) چرا به ما می گویند در عصر غیبت هر روز سه معرفت را از خدا بخواهید ؟
( اللهم عرفّنی نفسک فإنکّ ...)
خدایا خودت را به من بشناسان که من بدانم تو که هستی ؟ چه هستی ؟ کجا هستی ؟ شاهدی ؟ علیمی ؟ خبیری ؟ بصیری ؟ گواهی ؟ کاشف الکروبی ؟ دافع النقمی ؟ تو همه کاره هستی . برای خداوند کاری ندارد . چند دقیقه باران بیاید همه جا را آب فرا می گیرد . حرم امام رضا (ع) هم آب فرا می گیرد . آب به سمت سرداب حضرت سرازیر شد . این ها عبرت است . پس خدایا خودت را به ما بشناسان که اگر تو را نشناختیم پیغمبرت را نمی شناسیم . پیغمبرت را به ما بشناسان که اگر او را نشناختیم ولّی تو را نمی شناسیم . اگر ولّی تو را نشناسیم گمراه می شویم . ما امام رضا (ع) را نشناختیم . اگر آن خانم امام رضا (ع) را می شناخت ، خودش را آرایش نمی کرد و در شهر امام رضا (ع) توی خیابان ظاهر نمی شد . با آرایش به حرم نمی رفت . جلوی حرم چادرش را از توی کیفش در نمی آورد که وقتی بیرون بیاید از سرش بردارد . این خانم امامش را نشناخته است . شهری که باید دارالمؤمنین باشد ولی در فساد به تهران هم طعنه می زند . به اروپا و پاریس طعنه می زند . اگر در آمریکا و اسرائیل فساد است توقّعی نیست .
شخصی می گفت : خواب دیدم وارد حرم امام رضا (ع) شدم . دیدم توی صحن حوض اسماعیل طلایی جنازه ای گذاشته اند و روی آن ملحفه ای پهن کردند . رفتم جلو ملحفه را کنار زدم . به من الهام شد این بدن علی ابن موسی الرضا (ع) است . چشم هایش را باز کرد . دیدم بدن ایشان سوراخ شده است . به ایشان عرض کردم ؛ به ما گفته اند شما را با زهر مسموم کرده اند ولی روی بدن شما جای گلوله می بینم ! فرمودند : بله . این ها اثرات گناهانی است که در اطراف ما انجام می شود . گناهان ما برای امام رضا از زهر مأمون جانسوز تر است . زیرا او دشمن بود . وَلَد الزِنا بود .سند موجود است که او نطفۀ حیض بود . هشت روایت داریم که امام و پیغمبر(ص) را نمی کُشد مگر کسی که ولد الزِنا باشد . اگر ولَد الزِنا امام را مسموم کند عیب نیست . امّا نطفۀ حلال و طیّب و طاهر چرا امام را اذیت بکند ؟ در شهری که باید چشم و چراغِ عصمت و حیا و تقوا و ورع باشد ، صدای موسیقی آنقدر بلند است که جرأت نمی کنی به او تذکر بدهی ! فساد و بی بند و باری زیاد است . امر به معروف ترک شده است و برای انجام ندادن آن توجیح می کنیم ! موسی ابن جعفر (ع) به بعضی از فرزندانش فرمود : خودتان را مقصّر بدانید . خودت را تبرئه نکن . یقیناً خداوند آنگونه که باید عبادت بشود ، نشده است . مبادا بگویی ؛ من به وظیفه ام عمل کرده ام و کارم تمام شده است . همیشه خودت را مقصّر ببین . خودت را به خداوند بدهکار بدان . خودت را به اسلام و انقلاب بدهکار ببین . خودمان را به شهداء و امام و به رهبر بدهکار ببینیم . بعضی ها فقط خودشان را طلبکار می دانند . در حالیکه امام می فرماید : پسرم خودت را مقصّر بدان .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.