شب بیست و نهم ماه مبارک رمضا94
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ، والصلاة و السلام علی سیدّنا و نبیّنا ابی القاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علّی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین ، الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن ألی قیام یوم الدین .
امّا بعد قال رسول الله (ص) : ( یا معشر الأنصار ، ألا أدلّکم علی ما أن تمسّکتم به لن تضلّوا ابدا ؟ هذا علیٌّ ، فأحِبهوا بحبّی و أکرموه بکرامتی فإنّ جبرئیل أمرنی بالذی قلت لکم عن الله عزّوجل )
و قال رسول الله (ص) : ( سباّق الأمّة ثلاثةٌ لم یکفروا بالله طرفة عینٍ علی ابن ابیطالب و صاحب یس یعنی حبیب نجاّر و مؤمن آل فرعون فهم صدیقّون و علیٌّ صدیّق الأکبر )
روایتی را از قول ابن عباس در فضائل و مناقب امیرالمؤمنین (ع) تقدیم حضور می کنم . یکی از مظلومیت های امیرالمؤمنین (ع) در همین مجالس خودمان هست تا نوبت به جاهای دیگر برسد . آن مظلومیّت این است که وقتی از فضائل و مناقب امیرالمؤمنین (ع) سخن به میان می آید حتی بعضی از محبّان و ارادتمندان به حضرت می گویند ، این بحث ها سنگین است . سنگین است و قابل درک برای همه نیست ! علتش هم این است که ما نگفتیم . چون نگفتیم و این روایت ها ماند . در لا به لای کتب مانده است تا به امروز . روایت های بِکر و دست نخورده . یک سری روایت ها درباره حضرت رسیده است که خیلی مشهور و معروف شده است . مثلا پیغمبر اکرم (ص) فرمودند : ( مرحباً بسید المسلمین امام المتقیّن علی ابن ابیطالب ، علیٌ روحی ، علیٌّ قلبی ... ) و نظیر این ها . ولی نظیر این روایت که حضرت می فرمایند که : آن هایی که گوی سبقت را از همه ربودند و طرفة العینی هم هرگز به خدا کفر نورزیدند ؛ طرفة العین را اکثرا چشم به هم زدن معنا می کنند . در صورتی که معنای طرفة العین این نیست . این معنای ظاهری آن است . یعنی یک لحظه و یک آن . طرفة العین می گویند که شما چشم هایت را باز می کنی و می بندی ، سرعت نوری که به شما این لامپ را نشان می دهد مثلاً اگر چنانچه سرعت آن مثلا هزار آن طول می کشد آنوقت این باز کردن و بستن چشم ، دو برار و سه برابر ( آن ) است . یعنی این سرعتش بیشتر است . طرفة العین یک هزارم آن نوری است که شما سریع تا چشمت را باز کردی لامپ را می بینی یا خورشید را می ببینی . آن سرعت انتقال دیدن و مخابره شدن این مغز که این خورشید است ، این در است ، این دیوار است ، به مراتب سرعت و زمانش کمتر است از اینکه من چشمم را باز کنم و ببندم . یعنی این یک آن عقلی است و نه زمانی . یعنی زمان عاجز تر این است که بخواهد بگوید ؛ علی (ع) یک آن و کمتر از آنی به خدا کفر نورزیده است . یعنی آن عقلی هم نیست . فوق این حرفاست . در این روایت علی (ع) صدیق اکبرشان است . پیغمبر (ص) فرمود : ای گروه انصار آیا شما را راهنمایی نکنم به کسی که اگر به او تمسّک جستید و چنگ به دامن او زدید ؛ هرگز گمراه نشوید. این شخص علی (ع) است . او را دوست بدارید . او را گرامی بدارید به کرامت من . آنچه که من می گویم خداوند به جبرئیل فرموده است و جبرئیل هم به من فرموده است . لذا من از قول او نقل می کنم . نه کس دیگری .
اما روایتی که از قول ابن عباس عرض می کنم . در میان روات ابن عباس به ( حبرالامة ، ربّانی الامة ) معروف است . از چهره های برجسته صحابه پیغمبر (ص) است . هشتاد درصد روایاتی که در فضائل و مناقب امیرالمؤمنین (ع) رسیده است از قول جناب ابن عباس است . خوارزمی از علمای اهل سنت است . ایشان می گوید که شما چه می گویی درباره علی ابن ابی طالب (ع) ؟ قیل لإبن عباس ما تقول فی علیٍّ ؟ فقال : ( ذکرت والله أحد الثقلین سبق بشهادتین و صلی القبلتین و باع البیعتین و أوعطی سبطین و هو ابو سبطین الحسن و الحسین و ردّت علیه شمس مرتیّن بعد ما غابت عن الثقلین و جردّ السیف تارتین و هو صاحب کرتیّن فمثله من امّة مثل ذوالقرنین ذاک مولای علی ابن ابیطالب خلیفة رسول الله (ص) ) نظرتان درباره علی (ع) چیست ؟ فرمود : بخدا کسی را نام بردی و به من گفتی بگویم که یکی از ثقلین است . از همه مردم سبقت گرفته است در شهادت به ( اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انَّ محمد رسول الله ) . به دو قبله نماز خوانده است . دو مرتبه بیعت کرده است . خدا مقام ابو السبطین را به او داده است . سبطین که حسن (ع) و حسین (ع) باشند . دو مرتبه خورشید برای او از موقع غروب به وسط آسمان برگشته است. که علی (ع) نماز بخواند . که مسجد رد الشمس معروف است . بعد از اینکه غروب کرده بوده است یعنی بعد از اینکه پشت کوه رفته بوده است پیغمبر (ص) می فرماید : علی جان ، به خورشید بگو برگردد . چون سر پیغمبر (ص) میان دامن امیرالمؤمنین (ع) بود ؛ آن روز باید هم معرفت علی (ع) نسبت به پیغمبر (ص) معلوم شود که پیغمبر (ص) کیست و نماز چیست و هم مقام امیرالمؤمنین (ع) مشخص بشود . حضرت می فرماید : پیغمبر (ص) خسته بود ، مردّد بودم سر پیغمبر (ص) را روی زمین بگذارم و نماز بخوانم یا اینکه نماز نخوانم . حقیقت نماز پیغمبر (ص) است . جان و روح نماز پیغمبر (ص) است . پیغمبر(ص) فرمود : علی جان نمازت را خوانده ای ؟ علی (ع) فرمود : نماز عصر را نخواندم . پیغمبر(ص) فرمود : علی جان به خورشید بگو برگردد . خورشید برمی گردد و علی (ع) نمازش را می خواند و باز غروب می کند . عقل به این زودی این حرف ها را درک نمی کند . هر عقلی نمی تواند بفهمد که یعنی چه . ده ها ( انقلت ) و ایراد برای این حرف می کند . ( ادامه روایت ) دوبار با شمشیر تارکش شکافته شده است . یکی با شمشیرعمروابن عبدود و یکی هم در محراب شهادت .
پدر پیر فلک گشته عقیم ازلی
مادر دهر نزاید پسری مثل علی
آنکه در کعبه فرود آمد و توحید بگفت
خفته در سجده خون سرانجام علیست
دو بار به دنیا می آید . یک بار الان آمده و یک بار هم در رجعت می آید . مَثَل او در میان امت مثل ذوالقرنین است . آن علی ابن ابی طالب (ع) است . چرا ؟ چون فرق ذوالقرنین هم دو بار شکافتند .
در روایت دیگری آمده است ؛
قال ربانّیِ هذه امّة ، عبدالله ابن عباّس : ( قد سَئَله معاویه عن علی ابن ابیطالب ؟ قال : ( والله للقرآن تالیا و لشرّ غاضیا و عن المین نائیا و عن المنکرات ناهیا و عن الفحشاء ساحیا و بالدینه عارفا و من الله خائفا و عن الموبقات سارفا و بالیل قائما و بالنهار صائما و من الدنیاء سالما و علی الادر بالبریّة ملازما و بالمعروف آمرا و عن المهلکات زاجرا و بنورالله ناظرا و للشهوته قاهرا فاق العالمین ورءاً و کفافاً و قناعتاً و عفافاً و ساداً زهداً و أمانتاً و برّاً و حیاتةً ...)
معاویه به ابن عباس گفت : ابن عباس درباره علی (ع) چه می دانی ؟ فردی به ابن عباس گفت : چقدر علی (ع) فضیلت دارد . من حدود سه هزار فضیلت و مناقب برای علی (ع) شمرده ام . ابن عباس فرمودند : بنده خدا ، چه می گویی ! بگو سی هزار و بیشتر . سه هزار !! سی هزار بلکه بیشتر . معاویه گفت : از علی (ع) بگو . ابن عباس گفت : بخدا علی (ع) تلاوت کننده قرآن بود . بخدا علی (ع) قران را تلاوت می کرد . از شر و از بدی ها بیزار بود ، دشمن بدی و دشمن شر بود . بیزار و متنّفر و دور از شر بود . مینه چیست ؟ یعنی گمراهی . از گمراهی گریزان بود . باز دارنده از بدی ها بود . از منکرات نهی می کرد . مردم را از فحشا باز می داشت . به دینش عارف بود و از خدایش می ترسید . از هر چیزی که عواقب بدی داشت منصرف می شد . شب بیدار بود و در محراب ایستاده بود . روز ها روزه می گرفت و از دنیا سالم بیرون رفت . دامنش آلوده به دنیا نشد . به عدالت در میان مردم ملازم بود . نسبت به خلق عادل بود . امر به معروف می کرد و از تمام آنچه که مردم را به هلاکت و بدبختی می انداخت آن ها را باز می داشت . به نور خدا می دید . شهوتش را کنترل کرده بود . بر شهوتش غلبه کرده بود . بر تمام عالمیان سرآمد بود . از هر جهت او امتیاز اول را بدست آورده بود . او زاهد و امانت دار بود . او نیکوکار بود . او پناهگاه بی پناهان بود . علی (ع) این بود . بخدا قسم حلیف اسلام بود . یار و نگهدار اسلام بود . از اسلام جدا نمی شد . پناهگاه یتیمان بود . محل ایمان بود . منتهای احسان بود . در این عالم محسن تر و احسان کننده تر از او کسی نبود . جز ذات پروردگار و پیغمبر (ص) که با او نفسش یکی است . معقل حنفا بود . هر کسی دین داشت در پناه علی (ع) بود . معقل یعنی پناهگاه . دژ ایمان و حق بود . برای مردم یار آشکار بود . برای دین نور بود . برای نعمت ها شکور بود . در مقابل بلا ها صبور بود . (کان والله ) بار سوم ابن عباس قسم جلاله می خورد . بخدا علی (ع) هجّاد بود . هجّاد با ه دو چشم . ( هجّاد صیغه مبالغه تهجد است ) خیلی بیدار بود . سحر ها را گذرانده بود . به ستاره سحر می گفت : چه زمانی طلوع کردی که علی خواب باشد . نام آتش که برده می شد اشک هایش جاری می شد . خیلی گریه می کرد وقتی که نام آتش برده می شد . دائم الفکر بود . به فکر خدا بود . در شب و روز آنی از تفکر و فکر خدا غافل نبود . فکور بود . به هر کار خوبی از همه کس زودتر اقدام می کرد . (سعّا یعنی خیلی سعی کننده ) خیلی تلاش کننده بود برای اینکه افراد را از بدی ها ، از فقر ، از بیچارگی ، از غم و غصه نجات بدهد. خیلی تلاش می کرد که کسی را نجات دهد . از هر کاری که پشیمانی و عواقب بدی داشت فراری بود . بخدا علی (ع) عَلَم هدایت بود . در حقیقت کهف تقوا بود . سوراخ بزرگ و غاری که در کوه وجود دارد را کهف می گویند . قوه درکش بالا بود . دریای لطف و جوانمردی و فتوت بود . کوه بلند و عظیم عقل بود . کوهِ بلند عقل بود . مگر عقل ها می توانست به عقل او برسد ؟ همه جوجه عقل بودند . او کرکس و طاووس و سیمرغ عقل بود . در شب های تاریک و ظلمانی . ( کان والله داعیاً الی المحجة العظما و متمسّکٍ بالعروة الوثقی عالماً بما فی الصحف الاولی و عاملا بطاعة ملک الأعلا و عارفاض بالتأویل و الذکری متعلّقاً بأسباب الهداة تارکا للجور و العدوا، و خیر من آمن والتقی و سید من تقمّص و الرتدا و ابرّ من انتحل و السعی و ... و أفضل من صام و الصلّا ... ) بخدا علی (ع) مردم را به آن ادلّه و به آن حجت عظمی می رساند . چون خودش آیت عظمی بود . خودش فرمود : آیت عظمای خدا من هستم . او به عروة الوثقی تمسّک کرده بود . عالِم بود بما صحف الاولی . صحف ابراهیم و موسی . عالِم و آگاه بود . آیا این علی را شناختیم !؟ به طاعت خدا عامل بود . یعنی دین لق لقۀ زبانش نبود . مرد عمل بود . در میدان عمل خیلی ها کُمِیتشان می لنگد . در میدان عمل چند نفر را پیدا می کنید که به آنچه که دانستند عمل کرده باشند . حضرت به آقایی که می گفت مرا نصیحت کن . فرمود : به آنچه که می دانی خوشحال نباش . به آنچه که می دانی و عمل می کنی خوشحال باش . تأویل قرآن را چه کسی می داند ؟ ( إنّ الصلاة تنها عن الفحشاء و المنکر) یکی از آقایانی که یک مقدار دست اندر کار تفسیر قرآن هم بود . با کمال تأسف به روایاتی که در تأویلاتش امیرالمؤمنین (ع) است مراجعه نکرده بود . حضرت فرمودند : ( ان الصلاة تنهی عن الفحشاء والمنکر ) من نماز هستم . که شما را از فحشا و منکر باز می دارم . من صلاة هستم و اولی و دومی فحشا و منکر و سومی بغی (ظلم) است . چه کسی این را می فهمد که نماز علی (ع) ، روزه علی (ع) ، قبله علی (ع) ، حج علی (ع) ، منا علی (ع) ، مروه علی (ع) ، رکن علی (ع) ، مقام علی (ع) ، صفا علی. حجر علی (ع) . مشعر علی (ع) . عرفات علی (ع) است . من به رفقای طلبه عرض می کنم که در تأویلات قرآن خیلی کتاب نوشته شده است . اما این تألیف که مربوط به قرن چهارم می شود . کتاب تأویل ما دنزل من القرآن است که درباره امیرالمؤمنین (ع) و پیغمبر (ص) وارد شده است . مرحوم استرآبادی هم تأویل آیات نوشته است . ولی لطائفی در اینجا دارد که در آنجا ندارد . اقلّا من ندیدم . فردی به اسم ( ابن جحام من أعلام قرن رابع هجری) جزء نسخی بوده است که تازه چاپ شده است . به تمام اسباب هدایت مردم چنگ زده است . مردم را از مسیرهای پست به مجد اولی می برد . قیام کنند برای دین و تقوا است . ترک کننده ظلم و ستم و دشمنی است . بهترین کسی که ایمان آورد و تقوا ورزید و بهترین سید و آقایی که ردای خلافت را باید می پوشید . بهترین کسی که کفش پوشید و روی زمین راه رفت . بعضی ها روی زمین راه می روند و زمین آن ها را لعن و نفرین شان می کنند . بهترین کسی که کمربند بست و لباس پوشید و بهترین کسی در این عالم نفَس کشید علی بود . آمد و رفت . یعنی کسی همانند علی (ع) نفَس پاک نکشید و با نفس پاک نرفت . خیلی از افراد نماز خواندند و روزه گرفتند ولی از علی (ع) بهتر روزه نگرفتند . بهترین کسی که هم خوب خندید و هم خوب گریست . هم خنداند و هم گریاند . خدا رحمت کند آقای نجفی اصفهانی را که از علما و عرفای بزرگ بود . گفتند یک آقای می خواست که مرده شوری کند . او را خدمت آقای محمد علی نجفی بردند تا از او امتحان بگیرد . آقای نجفی به او گفت : حمد و سوره را بخوان . آن مرد گفت : کدام حمد و سوره را بخوانم حاج آقا . آقای نجفی گفت : مگر ما چند تا حمد و سوره داریم ؟ گفت سه تا . آقای نجفی گفت : یعنی چه ؟ آن مرد گفت : یک حمد سوره ای علی (ع) می خواند ؛ که نه تو می توانی بخوانی و نه من . یک حمد و سوره ای من می خوانم ؛ نه تو می توانی بخوانی و نه علی (ع) . یک حمد و سوره ای هم تو می خوانی که نه من می توانم بخوانم نه علی (ع) . کدام را بخوانم ؟ آقای نجفی از او پرسید : وقتی مرده را دفن کردی ، در گوش مرده چه می گویی ؟ آن مرد گفت : می گویم خوشا به حالت مُردی و گرفتارِ امتحان آقای نجفی نشدی . آقای نجفی گفت : دیگر نمی خواهد امتحانی بدهی . قبول هستی .
علی (ع) خطیب ترین و گویا ترین خطیب بود . بعد پیغمبر (ص) خطیبی گویا تر و فصیح تر از علی (ع) نبود . فصیح ترین کسی بود که از نبی (ص) سخن گفت . آیا کسی می تواند با او مساوی باشد ؟! او که همسر بهترین زنان عالم است . کسی می تواند با این قهرمان مساوی باشد با اینکه او پدر حَسَنین است . آیا کسی می تواند به مقام او برسد . کانَ ششم این است . ( کان والله لإشداّء قتاّلا و للحرب شعاّلا و للحظائض جبارّا ) او در میدان جنگ از همه مقاوم تر بود و در میدان جنگ حمله می کرد . در ناگواری ها و تلخی ها و شدائد از همه محکم تر بود . این علی (ع) است . آنوقت تا به اینجا می رسد . ( کَیفَ أَصِفُ مَن یقول له رسول الله ؛ أنت یوم القیامة قسیم الناّر و الجنّة یقول للناّر هذا لی و هذا لک ) من چگونه او را توصیف کنم که پیغمبر (ص) در شأنش فرموده است که تو فردای قیامت تقسیم کنندۀ بهشت و جهنم هستی . پیغمبر (ص) دربارۀ او فرمود : جانِ علی (ع) جان من است . اطاعت علی (ع) اطاعت از من است . مخالفت با علی (ع) ، مخالفت با من است . چگونه او را توصیف کنم که از همه مردم در ایمان سبقت گرفته است . و در آخر می گوید : ای معاویه بلند شو برو . من چه بگویم و چگونه توصیف کنم کسی که ولّی او ولّی خداست . دشمن او دشمن خداست . بلند شو برو و من رها کن . ( فلو کانت البحار بالدنیا مدادً و أشجارُ اقلاماً و اعلا کتابّاً و کُتِب فضائله و مناقبه مِن یومٍ خلق الله تبارک و تعالی إلی أن یفنیها ما بلغوا عُشر معشار ما آتاه الله ) چه بگویم درباره کسی که اگر تمام دریاهای دنیا مرکّب شود و درخت ها همه قلم شود و تمام اهل دنیا کُتّاب و نویسنده شوند و مناقبش را بنویسند . از روز اول که خدا دنیا را خلق کرده است تا روز فنای این دنیا فقط شروع کنند به نوشتن فضائل و مناقب علی (ع) ، به یک دهم آن نمی رسند . توجه کنید ، می گوید از روز اول که دنیا خلق شده است تا روز آخر چند میلیارد زمان بوده است ؟ همه این ها بیایند از همان اول شروع به نوشتن می کردند ؛ تمام اقیانوس ها همه مرّکب شوند و تمام درخت ها هم قلم و همه هم نویسنده شوند ، یک دهم فضائل و مناقب علی (ع) را نمی توانند بنویسند . یعنی عُمر دنیا کفاف نمی دهد . عُمر دنیا کفاف بیان فضائل علی (ع) را ندارد . بعد ابن عباس این آیه را می خواند و سکوت می کند . ( ذالک فضل الله یؤتیه من یشاء والله ذوالفضل العظیم ) آنوقت این علی (ع) را انسان چگونه برای برای مردم معرفی کند .
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولان گه توست
عِرض خود می بری و زحمت ما می داری
علی (ع) این است . اگر بخواهد جّن و اِنس نویسنده شوند و بعد فضائل علی (ع) کتاب شود . روی کرۀ زمین این کتاب ها جای نمی گیرد . یک کتابخانه می خواهد به وسعت هفت آسمان و هفت زمین که باید خدا بسازد ، آنجا فقط کتابخانه علی (ع) شود . چه کسی می تواند بخواند ؟ فقط بگوییم : ( ما عرفناک حق معرفتک ) همان جمله ای که پیغمبر (ص) در حقش فرمود : علی جان ، خدا را نشناخت مگر من و تو . من را نشناخت مگر خدا و تو . تو را نشناخت مگر من و خدا .
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
تحریر :
محمد جواد راستین
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.