شب بیست و چهارم ماه مبارک رمضان94
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ، والصلاة و السلام علی سیدّنا و نبیّنا ابی القاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علّی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین ، الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن ألی قیام یوم الدین .
بحث و صحبتمان درباره فرمایشات امیرالمؤمنین علی (ع) به فرزند بزرگوارشان محمد حنفیه بود . این روایت را امشب به حول قوه پروردگار توضیح می دهیم و عرض می کنیم . بعد یک نصیحت خیلی کامل و جامع امیرالمؤمنین (ع) به فردی دیگر دارد آن را هم عرض می کنیم . تا آن روایتی که راع به ولایت و وصایت از زمان حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم و تا به امروز که زمان ما حضرت حجّت (ع) است مطالبی را انشاالله عرض خواهیم کرد .
مسئله امامت و وصایت که عرض کردیم پر ماجرا ترین و سخت ترین و مشکل ترین اصول اعتقادی دینی ماست که بسیاری از مردم در مسئله امامت و ولایت و وصایت یا لغزیدند ویا به خطا و اشتباه رفتند و یا بد فهمیدند . امامت و وصایت و رهبری امّت بعد از مسئله نبوّت اصولی ترین و اصیل ترین مسئله اعتقادی ماست . هزاران حکایت و روایت در این باب رسیده است . مرحوم شیخ حر عاملی (رض) کتابی به نام اثبات الهدی دارد . در هفت جلد . در این کتاب بیست هزار روایت را با هفتاد هزار سند ، ببین چه عرض می کنم ؛ بیست هزار روایت با هفتاد هزار سند مستند در اثبات امامت و خلافت بلافصلی علی (ع) و یازده فرزند او ؛ و خیلی از روایاتش با نام بردن اسامی تک تک ائمه است تا به حضرت حجّت (ع) می رسد . خب چرا آنقدر مسئله امامت مهم است ؟ مسئله هدایت است . مسئله نجات امت است . مسئله سفینه نجات بودن این هاست . که مردم را از هلاکت و گمراهی و نجات بدهند و کمک کنند . برای چه بوده است ؟ علتش معلوم است . اگر ما امام را بشناسیم و از امام خوب تبعیت کنیم و از امام خوب فرمان ببریم خیلی مهم است . که انسان امامش را بشناسد و از او تبعیت کند و از او فرمان ببرد تا از همه ضلالت ها و گمراهی ها و بدبختی ها نجات پیدا کند . این بزرگواران در نصیحت خلق و در دستگیری از مردم از خودشان شروع کردند تا به نزدیک ترین فرزندانشان و هیچ رودربایستی نداشته اند . نصیحت هایی که پیغمبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرموده است و امیرالمؤمنین (ع) به فرزندانش فرموده است و ائمه به فرزندانشان فرمودند ، اگر ما سوابق این ها را نمی دانستیم ، نصیحت هایی که انسان به ارازل و اوباش و چاقوکش های زمان طاغوت را کند . احساس خطر می کنند . تا به اینجا رسید که حضرت فرمود : ( فرض الله علی رجلین عن تلقنهما فی طاعة الله و عن لا تمشی بهما مشیة عاص ٍ و قال الله عزّو جل و لا تمشی فی الأرض مرحا إنکّ لم تخرق الأرض و لن تخرق الجبال طولا ... ) خداوند فرض و واجب کرده است برای این دو تا . فرض اول این بود که ( فرض یدین ) دو دست . از این دو دست خوب استفاده کنی و بد استفاده نکنیم . به سوی گناه و ظلم و معصیت و ناموس مردم دراز نشود . این ها همه فرض است . واجب کرده است . واجب کرده است . خدا بر این پای ها واجب کرده است که این پای ها را به سوی طاعت و بندگی خودش نعل بدهید . این پای ها را در طاعت او مصرف کنید . با این پای ها طوری راه نروی که خدایی نکرده معصیت و گناه مرتکب شوی و فعل حرام انجام دهی . نعوذ با الله . نستجیرباالله . هر گامی که برمی داریم اگر به سوی معصیت و گناه و حرام باشد ، به سوی سقوط و جهنم و سغراست . به سوی هبوت است ؛ از جایگاه انسانیت و ملحق شدن به بهائم و حیوانات است . این انسانی که گل سرسبد است . این انسانی که وقتی خداوند انسان را خلق کرد به خودش احسن گفته است ، این انسانی که خلیفة الله است ، این انسانی که عقل در او به صورت ودیعه و امانت نهاده شده است ، این انسانی که دارای مقام وصایت و خلافت الوهیت است بعد این انسان سقوط می کند و از مرز حیوانیّت عبور می کند و پایین تر می رود (اولئک کالانعام بل هم اضل سبیلا ) می شود . این عصیان و معصیت انسان را چکار می کند . حضرت فرمود : والله فردای قیامت بعضی از امت من محشور می شوند و وارد صحرای قیامت می شوند با چهره ها و صورت هایی که میمون و خوک صد شرف به آن ها دارند . صد شرف به انسان دارد . خوک ، خنزیر این ها د ر نزد خدا عزیز هستند . نه اینکه این ها پست هستند . ما به این ها به این چشم نگاه می کنیم . گرگ در مقام گرگی اش بد نیست ، اگر بد بود که خدا آن را خلق نمی کرد . گرگ اگر درنده شد آنوقت بد می شود . گرگ اگر سرجای خودش باشد که گرگ بد نیست . آنروزی که بچه های حضرت یعقوب (ع) ، یوسف (ع) را دزدیدند . داد گرگ ها بلند شد . آنوقت که برگشتند و گفتند حضرت یوسف را گرگ خورده است و پیراهن آلوده به خون گوسفند را آوردند و بعد به حضرت یعقوب (ع) گفتند که گرگ دریده است ؛ حضرت یعقوب (ع) گفت : این بوی خون یوسف من نیست . و گفت عجب گرگ با حوصله ای بوده است و چقدر قشنگ این پیراهن را پاره کرده است . با تأنّی پاره کرده است . گرگ که اینطور پاره نمی کند . گرگ ها جلوی درب خانه حضرت یعقوب (ع) جمع شدند و اعتراض کردند . ما آمده ایم از دست بچه های تو شکایت کنیم . این ها به ما تهمت زدند . ما یوسف تو را نخورده ایم . گوشت انبیاء و اولاد انبیاء بر ما حرام است . به ما تهمت زدند . ما تا حالا کدام پیغمبر را خورده ایم ؟ آیا این انسان ها گرگ هستند ؟ گرگ صد شرف بر این ها دارد . در زمان امام صادق (ع) یکی از دودمان بچه های یعقوب (ع) با آن حضرت نشسته بودند ، گرگی آمد عبور کند و برود به حضرت سلام کرد و احترام گذاشت و گفت این هم پیغمبر زاده است و این ها دودمان حضرت یعقوب (ع) است . این ها به ما تهمت زدند . آن هم با فاصله هزار سال . تهمت چیزی نیست که انسان به این زودی از آن بگذرد . یک وقت غیبت می کند و یک وقت تهمت می زند . ای برادران و خواهران از تهمت بترسیم . از نسبت ناروا بترسیم . در روایت داریم که در جهنم یک وادی به نام خُبال است . که این خبال خزینه ای از چرک و خون کثافاتی است که از مردان و زنان زناکار و هرزه می آید ، چرک و خون از بدن آن ها می آید و آنحا خزینه می شود و کسانی که به افراد دیگر نسبت ناروا دادند این ها باید در آن خزینه چرک و خون بروند و از آن ها بخورند و در آن غوطه ور شوند تا زمانی که آن صاحب تهمت آن ها را ببخشد . اگر بخشید از آن خزینه بیرون می آید والّا نه . آنقدر بد است . حاج شیخ عبدالکریم حائری در حرم حضرت رضا (ع) یا در قم بوده است . می گویند یک نفر به او رسید و گفت : حاج آقا من دوبار درباره شما بد گفته ام . مرا ببخشید . گفت : بخشیدم . دو مرتبه گفت : حاج آقا مرا جدی ببخشید . گفت بخشیدم آقاجان . بار سوم یا بیشتر آقا فرمود اگر تهمت زدی نمی بخشمت . چون نسبت ناروا به من زده ای . این سقوط انسان از مرز بهیمّیت و از مرز حیوانّیت و حتی الاغ پایین تر می برد . وقتی بلعم باعورا آن کار را کرد و الاغش به او گفت تو داری به جنگ با پیغمبر خدا می روی ؟ بلعم الاغ را زد که تو داری مرا نصیحت می کنی ! خب بله تو را نصیحت می کنم . تو با این کار به سوی گناه و معصیت می روی . مبادا با این پا ها به سوی گناه برویم . بر روی زمین با کبر و غرور و مَنِیَّت راه نرو . به بلندی کوه هم نمی توانی بروی . خدا این گونه آدم ها را دوست ندارد و از آن ها بدش می آید . می فرماید : فردای قیامت ما بر روی دو لب شان مُهر می زنیم و بدنِ شما از عملکرد شما خبر می دهد . فردای قیامت خدا برای محاکمه ما برای محکوم کردن مان از خودمان کمک می گیرد . از چشم مان ، از زبان مان ، از دست و پای ما ، از موی و چهره و بازوی ما و از تمام وجود ما کمک می گیرد . البته نه به این معنا که او نیاز به کمک داشته باشد . برای اینکه ما را قانع کند . این بشر جدل می کند . یکی از خصوصیات این است که جدل می کند . این انسان حالش این است . بعد فرمودند : ما روز قیامت بر دهان های این ها مُهر می زنیم . در و دیوار شهادت می دهد . زمان شهادت می دهد . تمام روزها شهادت می دهند . عرض کردم ؛ زمان و مکان و در و دیوار و اعضاء و جوارح بدن و گیاهان و حیوانات و هرچه در این عالم است در آن روز شهادت می دهد . بر لَه یا بر علیه ما . خدا این ها را به نطق در می آورد . به حرف در می آورد . ما در معجزات امیرالمؤمنین (ع) که دوباره شیخ حرعاملی (رض) ایشان 506 معجزه از امیرالمؤمین (ع) را با سند می آورد که یکی از آن ها این است که ذوالفقار حضرت به قدرت خدا با حضرت صحبت می کرد و حرف می زد . یک تیکه آهن با زبان فصیح و بلیغ حرف می زند . این ذوالفقار الان در دست حضرت حجت (ع) است . وقتی حضرت ظهور و قیام کند ، ذوالفقار حضرت در دست اوست . از قلاف بیرون می آید و شهادت می دهد و به حضرت اعلان می کند که قیام کن . زمان قیام و حرکت توست . این است که خدا بر اعضاء و جوارح تو واجب کرده است . پسرم ، این ها همه چیزهایی است که خدا براعضاء و جوارح تو واجب کرده است . پس از خدا بترس ای پسرم . این بدن را ، این اعضاء و جوارح را به طاعت و رضوان خدا و در مسیر رضوان خدا از این ها کمک بگیر . این بدن در دست تو عاریه و امانت است . امانت را خوب استفاده کن . بد استفاده نکن که فردای قیامت بر علیه تو فردای قیامت شهادت بدهند ، بیچاره و گرفتار می شوی . آن روز ، روز حسرت و روز ندامت و روز پشیمانی است . فردای قیامت خدا شاهد است نمی توانیم جبرانِ امروز را بکنیم .
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت
حاصل عمرم سه سخن بیش نبود
خام بدم ، پخته شدم ، سوختم
آنروز روز وا حسرت است . روز تحسّر و ندامت است . اگر ما درست عمل کنیم در آن روز ، روز خوشحالی ماست . روز سرور ماست . برای قیامت صد اسم بیان شده است . 50 تا در قرآن و 50 تا در روایات . ای کاش ما و شما ، مستمع و گوینده ، حوصله می داشتیم که این صد اسم قیامت را یکی یکی می خواندیم و شرح می دادیم که چرا روز قیامت ( یوم التناد ) است . روز داغ . یوم الندامة . یوم الحسرت . یوم الفرار . یوم البکاء . روز گریه . روز پشیمانی . روز داد و فریاد . روز جدایی . روز هجرت . روزی که بچه ها را پیر می کند . آنوقت چه می شود . آنوقت انسان می تواند آنروز جبران کند ؟ نه دیگر . تمام شد . بچه تا وقتی که جنین است و در رحم مادر است دست و پا و چشم دار می شود اما وقتی که بچه بدون دست و پا و چشم از رحم مادر بیرون می آمد ، این دیگر چشم و دست و پای طبیعی نمی توانند برای او درست کنند . خداوند حکیم است و چیز هایی را به ما واگذار نکرده است . گفته است که پیوند قلب بزن اما دیگر نمی توانی چشم طبیعی درست کنی . ما این اختیار را به تو نداده ایم .
فرمود : پسرم ، این اعضاء و جوارح را برای طاعت و رضوان خودش بکار بگیر . مبادا خدا تو را در حال معصیت ببیند . من این شعر را برای عزیزان زیاد خواندم .
در مکانی که کنی قصد گناه
گر کند کودکی از دور نگاه
شرمت آید ز گنه در گذری
پرده عفت خود را ندری
شرمت آید ز خداوند جهان
که بود آگه به اسرار و نهان
پسرم ، مبادا تو را در حال معصیت ببیند . جایی که نباید تو را ببیند ، نبیند و مبادا آنجایی که تو را باید ببیند ، در آنجا جایت خالی نباشد . مجلس معصیت نباید تو را ببیند . جای تو مجلس معصیت نیست . مجلس طاعت باید تو را ببیند . در آنجا جای تو خالی نباشد که بعد از خاسرین و ورشکستگان می شوی . ضرر کردی . خیلی ضرر می کنی . ( و عَلیکَ بقرائتِ القرآن ) پسرم ، قرآن را قرائت کن . قرآن کتاب زندگی و کتاب اخلاق توست . کتاب عرفان توست . امام صادق (ع) فرمود : خدا در کتابش تجلّی کرده است و مردم او را نمی بینند . حضرت فرمود وقتی من می خواهم با خدا صحبت کنم ، نماز می خوانم و وقتی می خواهم خدا با من حرف بزند قرآن می خوانم . قرآن بخوان و عمل کن . به واجبات قرآن عمل کن . حلالش را کسب کن و از حرامش دوری کن . امرش را طاعت کن و از نهی او دوری کن . سحرگاه قرآن بخوان . خودت را متهجد و بیدار کن . از خواب غفلت بِرَهان . خودت را به یقظه و بیداری برسان . و به وسیله آن تهّجد کن . شب و روز قرآن بخوان . امام سجاد (ع) باید در ماه مبارک رمضان چهل ختم قرآن کند . ما چهار ختم را نداشته باشیم . چرا ! داشته باشیم . گاهی با غفلت می خوانیم و روزنامه وار می خوانیم . قرآن عهد خدای شماست . بر هر مسلمانی واجب است به عهدی که خدا از او گرفته است پنجاه آیه از آیات عهد الله نگاه کند و توجه کند و ببیند . امام صادق (ع) قرآن می خواند ، گریه می کرد ، غش می کرد . بزرگانی بودند . خدا رحمت کند میرزا ملا غلام حسین همدانی را . می گویند وقتی در مجلس اخلاق ایشان قرآن خوانده می شد همه سرها پایین و اشک ها جاری و چهره ها خاضع و خاشع بود . این دعا ها خوانده می شود و این ذکرها گفته می شود و این روایات خوانده می شود ، برادران و خواهران در موقع خواندن دعا و قرآن بیشتر سکوت کنید و به این دعاها توجه کنیم . همین دعای افتتاح مگر می شود کلام غیر معصوم باشد . چه نکات مهم و نکات عجیبی در آن دارد . خدا رحمت کند امام را . امام فرمود : عرفان ما عرفان مفاتیح است . پس به این عهد توجه کنیم .
پسرم ، بدان عدد درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است . روز قیامت که شود برای قاری قرآن گفته می شود . ( إقرأ ورقا ) بخوان و بالا برو . بعد از انبیاء و صدیقین بالاترین درجه را کسی دارد که به این قرآن که عهد الهی است نظر و عمل کند و از امرش اطاعت کند و از نهی اش دوری کند . حلال و حرامش را رعایت کند . اخلاقیات اش را رعایت کند . قرآن گونه شود . این قرآن ما را پیغمبر گونه می کند . ما را علی گونه می کند . ما را سجاد گونه می کند . اینکه حضرت می فرماید این قرآن تو را می تواند در ردیف انبیاء و صدیقین و صالحین ببرد . چرا خیلی ها قرآن می خوانند و قرآن آن ها را لعن می کند . ملعون می شوند . قرآنی که باید این ها را مقرب درگاه خدا کند . مرحوم واقع شوند . مورد لطف و عنایت خدا قرار بگیرد . چرا ؟ چون به قرآن عمل نکردند . آداب قرائت و خوبی های قرآن را اگر توفیقی داشته باشم انشاالله عرض خواهیم کرد .
مردی خدمت حضرت علی (ع) آمد و به حضرت عرض کرد . التماس کرد و از حضرت خواهش کرد که مرا نصیحت کن . حضرت فرمود : ( اوصیک بتقواالله و إجتناب الغضب و الترک الأمالی و أن تحافظ علی ساعتین و لا تفرح بما عَلِمته و لکن بما عَمِلت فیها ) از خدا بترس . تقوا داشته باش . از خشم و غضب دوری کن . گفتم که دوری از نجاست را اجتناب می گویند . وقتی که قرآن قمار و شراب و لهو و لعب و اضلام را معرفی می کند ، می فرماید عمل شیطان است . از آن دوری کنید . یعنی غضب بیجا شما را نجس می کند . روحتان را کثیف و پلید می کند . آمال و آرزو های زیادی را رها کن . دو ساعت از شبانه روز را محافظت کن و حواست جمع باشد . برای این دو ساعت خدا و پیغمبر و ائمه برای ما خوراک تعیین کرده اند . یکی بین الطلوعین . از اول فجر تا طلوع آفتاب . اینجا آمده است دعای یستشیر و دعای عشرات و دعای سمات در عصر جمعه و دعاهای دیگر در هنگام غروب آفتاب و صبح . در بعضی دعا ها نگاه کنید در مفاتیح حضرت می فرماید هرچه را ترک کردی این دعا را ترک نکن . بعضی ادعیه و اذکار دارد که فرض و واجب است بر هر مسلمانی که اگر غفلت کرد آنرا قضا کند . آنوقت آن جمله آخر که انسان را تکان می دهد این است . مخصوصاً برای عزیزان اهل علم ، از اینکه چیزی را آموختی و ملا شدی ، از این خوشحال نباش . خیلی خوشحال نباش که حالا مجتهد و فقیه هم شده ای . خطیب و با سواد هم شده ای . مسئله دان هم شده ای . عجب ، خوشا به حالش . چقد ملا است !
علم هر آنچه بیشتر دانی
چون عمل در تو نیست ، نادانی
برای تو چه فایده ای دارد . آنوقت علمی که حجاب شود و انسان را از خدا دور کند ! به آنچه که برای خدا عمل کردی به آن خوشحال باش که خدا چنین توفیقی را به تو داده است که خدا علم به تو داده است و تو آن را مقرون به عمل کردی .
( الناّس کلٌّ هالکون إلّا العلماء و العلماء هالکون إلّا العاملون و العالمون هالکون إلّا المخلصون و المخلصون فی خطرٍ عظیم ) مردم همه در هلاکت می روند ، مگر علما . در اینجا منظور از علما هم علمای رسمی نیست که فکر کنی علمایی که مُعَّمَم ( کسانی که عمامه دارند ، روحانیون ) هستند و لباس پیغمبر در تنشان است . شما هم هرچه می دانید عالم هستید . فرار نکنید . شیطان گولتان نزند که وقتی می گویند عالم بدون عمل فورا به علما نگاه کنیم و بگوییم وای به حال اینها . نه به حضرت عباس . تو هم هستی . تو خارج نیستی . فرار نکن . نسبت به هرچه می دانی عالم هستی .
علما هم هالک هستند مگر آنهایی که عمل کردند . عاملون هم در معرض هلاکت هستند مگر مخلَصون . مخلصین در لب جهنم دارند حرکت می کنند . در خطر عظیم به سر می برند . تا نوبت به بقیه برسد .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
تحریر :
محمد جواد راستین
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.