شب بیست و دوم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ، والصلاة و السلام علی سیدّنا و نبیّنا ابی القاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علّی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین ، الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن ألی قیام یوم الدین .
بحث و صحبتمان در جایگاه امامت و ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) بود که مطالبی را از زبان ذات اقدس باری تعالی در حدیث معراجیه و قدسیه به سمع مبارکتان رساندیم .
روایت تتمه ای داشت که انشاالله به حول قوه پروردگار تتمه آن را عرض خواهیم کرد . شب شام غریبان امیرالمؤمنین (ع) و فرزندان بزرگوارش . شب غربت و تنهایی زینَبین و حسَنین ، بلکه شب غربت و تنهایی شیعه هست . دنیا علی (ع) را نشناخت .
روایتی را محمد ابن غیث از قول امام باقر (ع) نقل می فرماید ، قبل از آنکه من آن روایت را ادامه بدهم این روایت را عرض می کنم . نکات بسیار مهم اخلاقی و اعتقادی در فضائل امیرالمؤمنین (ع) نهفته است که امام باقر (ع) بیان می فرمایند . که امام باقر (ع) قسم می خورد و می فرماید : (أَنَّهُ قَالَ: وَ اللَّهِ إِنْ کَانَ عَلِیٌّ ع لَیَأْکُلُ أَکْلَ الْعَبْدِ وَ یَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ إِنْ کَانَ لَیَشْتَرِی الْقَمِیصَیْنِ السُّنْبُلَانِیَّیْنِ فَیُخَیِّرُ غُلَامَهُ خَیْرَهُمَا ثُمَّ یَلْبَسُ الْآخَرَ فَإِذَا جَازَ أَصَابِعَهُ قَطَعَهُ وَ إِذَا جَازَ کَعْبَهُ حَذَفَهُ وَ لَقَدْ وَلِیَ خَمْسَ سِنِینَ مَا وَضَعَ آجُرَّةً عَلَى آجُرَّةٍ وَ لَا لَبِنَةً عَلَى لَبِنَةٍ وَ لَا أَقْطَعَ قَطِیعاً وَ لَا أَوْرَثَ بَیْضَاءَ وَ لَا حَمْرَاءَ وَ إِنْ کَانَ لَیُطْعِمُ النَّاسَ خُبْزَالْبُرِّ وَ اللَّحْمِ وَ یَنْصَرِفُ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ یَأْکُلُ خُبْزَ الشَّعِیرِ وَ الزَّیْتِ وَ الْخَلِّ وَ مَا وَرَدَ عَلَیْهِ أَمْرَانِ کِلَاهُمَا لِلَّهِ رِضًى إِلَّا أَخَذَ بِأَشَدِّهِمَا عَلَى بَدَنِهِ وَ لَقَدْ أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوکٍ مِنْ کَدِّ یَدِهِ... تَرِبَتْ فِیهِ یَدَاهُ وَ عَرِقَ فِیهِ وَجْهُهُ... وَ مَا أَطَاقَ عَمَلَهُ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ به عده ) امام باقر (ع) قسم جلاله می خورد که والله علی (ع) همانند بردگان غذا می خورد . بعضی ها فکر می کنند که منظور از اینکه مانند بردگان غذا می خورد یعنی تنها دو زانو می نشست ، مثلاً دست چپ را به زمین می داد و با دست راست غذا می خورد ... نه ، منظور از این عام است ؛ یعنی غذایش غذای اعیان و اشراف نبود . سفره های رنگین نبود . سر سفره های عبید و غلامان و کارگرها چه بود ؟! غذای علی (ع) این بود . سفره علی (ع) این بود . کیفیت نشستن سر سفره خوب است که انسان آداب و سنن را رعایت کند اما متربّی بشیند ، چهار زانو بشیند اما حلال بخورد و حرام نخورد . از خدا غافل نشود . این مهم است . والله علی (ع) همانند بردگان و غلامان غذا می خورد ، همانند بردگان می نشست . یعنی جایگاه خاصی و تختی و تخت پادشاهی و جای خاصی را برای خودش تعیین نمی کرد که مقیّد باشد در کجا بشیند . خدا میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را رحمت کند . گفت به استادم گفتم آقا چه زمانی من به جایی می رسم ؟ سال هاست که ما خدمت شما می آییم . دو نکته ایشان بیان فرموده بودند در باره ایشان . شاید یک نکته راجع به کس دیگری باشد . اما این دو نکته برای هر کسی باشد خوب است . گفت زمانی به جایی میرسی که هروقت وارد مجلس شدی دنبال جایی نگردی و هر کجا خالی بود نشستی آنوقت به همه جا می رسی . ی یعنی مرحوم قاضی به ایشان گفته بود یا خود ایشان به شاگردشان گفته بود می بینم که مقّید هستی که صدر مجلس بنشینی ، جای خاصی که اعیان و اشراف و بزرگان می نشینی . این خودش حاکی از یک نوع گیری است .. این سنت و اخلاق پیغمبر (ص) است و روش ائمه (ع) است . خدا رحمت کند میرزا جواد آقای تهرانی را ، استاد اخلاق مان . ما این را بارها از او می دیدیم . این یک نکته ای است . زمانی انسان این حالت به او دست می دهد که از کبر درونی بیرون آمده باشد . ( شرف المکان بالمکین ) این مهم است . دیگر اینکه هر زمانی کفش های کسانی را که به زعم خودتان از خودت پایین تر می دانید ، خم شدی و جلو پایشان گذاشتی آنوقت به همه چیز می رسی . ولی کِبر بعضی ها را فولاد کرده است . مگر خم می شوند !! اگر آن ها را هم بشکنی خم نمی شوند . بعضی ها نرم هستند و هر طوری می توانی آن ها را خم کنی . کِبر انسان را فولاد می کند ، بدتر از فولاد می کند . مؤمن نرم است . لیّن است . ملایم است . حالش این است . ( ادامه روایت ) اگر دو پیراهن می خرید غلام و نوکرش را مخّیر می کرد که تو سعی کن بهترش را انتخاب کنی بعد خودش آن پست تر و ارزان تر و ساده تر را می پوشید . اگر آستین این پیراهن ، این لباس و این قبا بلند بود آن را می برّید . چون در میان اعراب متأسفانه رسم بود که اعیان و اشراف حتی دست هایشان در آستین هایشان بود . یعنی آستین ها را خیلی بلند می گرفتند . لباسشان هم روی زمین کشیده می شد . وقتی راه می رفتند لباس هایشان روی زمین کشیده می شد که این کار را بعضی از زن ها هم انجام می دهند . شنیده ایم بعضی از عروس خانم ها در شب عروسی و زفاف شان باید پیراهن شان روی زمین کشیده شود ، این یک نوع کمالی است ! در صورتی که این یک نوع نقصی است . این ضعف و عیب است . امیرالمؤمنین (ع) اگر آستین پیراهنش بلند بود قطع می کرد و اگر از پشت پایش بیرون می زد و روی زمین کشیده می شد آن را حذف می کرد . ( و لقد ولیَ خمس سنین ) پنج سال یک مقدار کمتر ولایت و امامت ظاهری را هم داشت . در این پنج سال هرگز مزد و اجری از بیت المال نگرفت . فقط به اندازه ای که سهم زن و بچه اش ضایع نشود . یعنی هیچ سوء استفاده ای نکرد . مگر آن حق خدا دادی را گرفته و در بعضی از روایات دارد می گرفت، مثل بقیه مردم . اما این طور نبود که از موقعیت اش و از ریاست اش استفاده کرده باشد و زر اندوزی کرده باشد و سرمایه گذاری کرده باشد و بگوید برای روز مبادایم ؛ ابدا . هرگز درهمی روی درهمی ، هر گز دیناری روی دیناری نگذاشت و چیزی برای روز مبادا ذخیره نکرد . بعضی ها با یک منصب های خیلی موقت و خیلی ناچیز ثروت ها انباشته می کنند . از موقعیت ها ، وام های کلان ، خدا می داند چه می کنند . به حسب ظاهر هم قانونی است ، کارهای قانونی آن را هم یاد دارد . آیا همه افراد می توانند از این امکانات و از این وام ها استفاده کنند ؟!! یا چون آقا عنوان و شهرت و منصب داشته است توانسته است استفاده کند ! . وای به حال آن ها که از این موقعیت های چند صبای دنیا سوء استفاده کنند . وای . ویل و بدبختی به حال آن ها . آجری روی آجر نگذاشت ، خشتی روی خشت نگذاشت ، خانه ای در بیرون شهر و درون شهر و مکان های خوش آب و هوا و نازل ییلاقی و قشلاقی ، علی (ع) نکرد که نکرد . برای زن و بچه اش هم درهم و دیناری به ارث باقی نگذاشت . خدا امام امت را رحمت کند که وقتی طاغوت خاندان کثیف پهلوی به علما و بزرگان جسارت کرده بودند و به علما گفته بودند که مفت خور هستید . گفته بودند : مفت خور ما هستیم که بزرگ ما حاج شیخ عبدالکریم شبی که از دنیا می رود ، زن و بچه اش شام شب نداشتند ! آن مقدار وجوهات و بیت المال دست حاج شیخ عبد الکریم می رسید و زن و بچه اش اینطور محتاج هستند ولی شما وقتی می خواهید بمیرید پول هایتان در بانک های خارج بانک ها را فرو برده است . چه کسی مفت خور است ؟!! اگر سیره بزرگان را نگاه کنید این گونه بودند . امام امّت را ببینید . بنده از درون منزل مقام معظم رهبری از زندگی ایشان با واسطه خیلی کمی خبر دارم ، هیچ کسی باورش نمی آید که مقام معظم رهبری در چه حد ساده زندگی می کند . اهل اینکه ثروتی به هم برساند ابداً نیستند . مردم فقط صحنه ظاهر را می بینند . مرد می خواهد از این ها عبور کند . ( ادامه روایت ) به مردم نان گندم و گوشت اطعام می کرد . خودش به منزل می رفت و نان جو و روغن زیتون و سرکه می خورد . با روغن زیتون زندگی می کرد و هرگز دو کار برای او پیش نمی آمد مگر آنکه آن کاری که برای خودش سخت تر بود آن را انتخاب می کرد . هر کدام دشوارتر بود آن را انتخاب می کرد . تن پرور نبود . پرورش تن زیباست . ما باید پرورش تن داشته باشیم . جوان های ما ورزش کنند ، ورزش هایی که برای سلامتی بدنشان خوب باشد . ورزش را شغل شان را قرار ندهند اما ورزش کنند . شنا ، تیراندازی ، اسب دوانی ، کوه نوردی و بازی هایی که برای سلامت بدن شان لازم است و خیلی هم خوب است . اسلام هم تأیید کرده است . نشاط و سلامتی می آورد . این پرورش تن است اما اسلام با تن پروری مخالف است . تن پروری ، تن لشی است و بی عرضگی می آورد . این بزرگوار با عرق جبین و کّد یمینش هزار مملوک و غلام را خرید کرد و تربیت کرد و آزاد کرد ؛ نه از بیت المال و امکانات عمومی و نه از مصارف عمومی . با عرق جبین و کّد یمین اش تربیت کرد و چهره اش عرق می کرد . ( و ما أطاق عمله أحدٌ مِن الناس مِن بعده ) چه کسی قدرت و توان دارد که این کار علی (ع) را انجام بدهد ؟
روایت قبل که در فضائل امیرالمؤمنین (ع) بود تا به اینجا رسیدیم که خداوند به پیغمبر (ص) می فرماید : ( وقد جعلت له هذه الفضیلة ، وأعطیتک أن أخرج من صلبه أحد عشر مهدیا کلهم من ذریتک من البکر البتول ، وآخر رجل منهم یصلی خلفه عیسی بن مریم ، یملا الارض عدلا کما ملئت منهم ظلما وجورا ، انجی به من الهلکة ، وأهدی به من الضلالة ، وابرئ به من العمی ، وأشفی به المریض ، فقلت : إلهی وسیدی متی یکون ذلک ؟ فأوحی الله عزوجل : یکون ذلک إذا رفع العلم ، وظهر الجهل ، وکثر القراء ، وقل العمل ، وکثر القتل ، وقل الفقهاء الهادون ، وکثر فقهاء الضلالة والخونة ، وکثر الشعراء ، واتخذ أمتک قبورهم مساجد. ) من به خاطر توِ پیغمبر (ص) از سلب علی (ع) فرزندان و دودمان تو را قرار می دهم . نسل تو از سلب علی (ع) است . یازده مهدی ، یازده هادی ، یازده راشد ، مرشد و امام از نسل تو ولی از سلب علی (ع) . از دودمان تو ولی از سلب علی (ع) . همه از ذرّیه تو که از زهرای مرضیه (س) هستند . یکی از اسماء حضرت زهرا (س) بتول است . بتول یعنی زنی که از همه بدی ها فاصله گرفته است . از مردم فاصله گرفته است . (تبَّتُل ) یکی از منازل هزار و یک منزل سلوکی است . برای خدا از همه فاصله بگیر چه فاصله گرفتنی . ( تبّتلاً تبتیلا ) که آخرین آن ها مهدی است و من به وسیله آن مهدی مردم را هدایت می کنم و از هلاکت نجات می دهم. مردم را از کوری و عدم بصیرت نجات می دهم و مرض هایشان را درمان می کنم . آن مهدی شفای هر دردی از آن ها خواهد شد . ( فقلتُ الهی و سیدی متی یکون ذلک ) او چه زمانی می آید ؟ این وعده هایی که داده ای چه زمانی عملی می شود ؟ ( فأوحی الله عزّوجل یکون ذالک إذا رفع العلم و ظهر جهله... ) چه زمانی این اتفاق می افتد ؟ زمانی که علم از بین برود . یعنی دیگر مردم دنبال علم نباشند ، دنبال معرفت نباشند . آن علمی که نور باشد نیستند و الّا علمی می آید و اتم را می شکافد ، پیوند قلب می دهد و سفینه می سازد . این ها علم نیست . علم آن است که انسان را از بدبختی و بیچارگی و جهالت و گناه و شیطان و نفس و از رزائل اخلاقی نجات بدهد . آن علم است . علم برود و جای آن جهل بنشیند . قُرّا زیادند . چندین هزار نفر در جلسه قرائت قرآن می نشینند ، قرّا مصری می آیند و غوغایی می شود . تکبیر ، الله اکبر . أحسنت ها بلند می شود ولی چقدر به قرآن عمل می شود ! زیبا و قشنگ هم قرآن می خواند ، چقدر به قرآن عمل می شود !؟ به قرآن عمل نمی شود . اگر می خواست به قرآن عمل شود ، اگر قرّا مصری و صعودی می خواستند به یک آیه قرآن عمل کنند وضعیت مسلمین اینطور نبود . اگر به همین یک آیه عمل می کردند . اگر به آیه ( اطیعوالله و اطعوا الرسول و الی الامر منکم ) عمل می کردند . اگر به ( جاهدوا ائمة الکفر ) عمل می کردند . نظیر اینها زیاد است که قرآن به ما دستور داده است . مسلمین با یکدیگر متعهد باشند (انما المؤمنون اخوة ) اگر عمل می شد درست می شد . ( ولا تمشی فی الارض مرحا ) به آن عمل می شد . ( الرجال قوامون علی النساء ) عمل می شد . ( یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة ) به آن عمل می شد . ( انِّ الصلاة تنهی عن الفحشا والمنکر ) اگر عمل می شد . اگربه این آیه که می فرماید : از میان هر گروه و ملتی افرادی باشند که امر به معروف و نهی از منکر کنند ، اگر به آیات امر به معروف عمل می شد این مقدار فساد نبود . فرمود زمانی قرّا زیاد می شوند ولی عمل به قرآن نمی شود . آدم کُشی فراوان و علمایی که مردم را هدایت کنند کم می شوند . فقیه زیاد داریم اما فقیه هادی و راهنما باید باشد . بیاید فقیه شود و بر ردّ شیعه فتوا بدهد !! . شما ببینید فقهای سنّی و فقهای وهابیت چه می کنند . چه فتواهایی می دهند . فتواهایی بر ضلالت و فساد می دهند . خدا می داند چه فتواهایی که مایه هلاکت مسلمین است از فقهای وهابیون صادر می شود . فتواهای شیطانی و ابلیسی . فقهای گمراه و خائن . شعرا زیاد می شوند . به مساجد می روند و به قبرهایشان سجده می کنند . قرآن ها زیبا چاپ می شود ، زر کوب و آب طلا و کاغذ های عجیب و نفیس با بهترین کاغذ و خط و چاپ . قرآن ها زیور و آرایش می شود اما به آن عمل نمی شود . مساجد ، چه مساجد زیبایی ساخته می شود ، خیلی زیبا و با چه سنگ های گرانی و با چه امکاناتی ، مساجد زینت می شود اما مردم هدایت نمی شوند . در بعضی از روایات دارد که از مساجد فتنه خارج می شود . در مساجد می روند و فساد می کنند . جرم و ستم و فساد زیاد می شود و منکر ظاهر می شود و امت تو امر به منکر می کنند و نهی از معروف می کنند که خودشان را به تو نسبت می دهند ، این ها را خدا به پبغمبر (ص) می گوید . امّت تو امر به منکر می کنند . بدتر از این ، مردها به مردها اکتفا می کنند ، زن ها به زن ها اکتفا می کنند . آنقدر فساد می شود . ارتباطات نامشروع برقرار می شود . چقدر به وسیله این پیامک ها و موبایل ها چه رابطه های نامشروع و حرامی در دانشگاه ها و کوچه و بازارها ، چه فساد هایی اتفاق می افتد . خدا می داند . ازدواج مرد با مرد در مجلس اعیان انگلیس تصویب می شود و قانونی می شود . امراء و رؤسا کافر و مشرک می شوند . حقیقت ها را نادیده می گیرند . پدر خودش فاجر می شود و عرق می خورد . با ناموس مردم در ارتباط است و بعد می خواهد جوانش را از ارتباط با اجنبی منع کند !! مادر خودش فاسد است و بعد می خواهد دخترش را منع کند !! اولیا و سرپرست مردم و خانواده فاسد می شوند و اعوان ظلمه می شوند . صاحب رأی فاسق می شوند . در اینجا سه خسوف پیش می آید . خسوف بالمشرق ، خسوف باالمغرب ، خسوف به جزیرة العرب و بصره به دست یکی از فرزندان تو خراب می شود . که او قیام می کند . بعد چیزهایی که خدا به من خبر داد . ابتلای امت من به بنی امیه و فتنه فرزندان عموی من بنی العباس که این ها چه مفاسدی را به وجود می آورند . لذا من وصیت کردم این قضیه را به پسر عَمّم علی (ع) که بعد از من رسالت را ادا کند و به وظیفه اش عمل کند .
والسلام و علیکم و رحمة الله و برکاته
تحریر :
محمد جواد راستین
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.