بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین ، والصلاة و السلام علی سیدّنا و نبیّنا ابی القاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علّی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین ، الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن ألی قیام یوم الدین .

امّا بعد قال الصادق (ع) : ( فإذا صمتم فأحفظوا السنتکم عن الکذب و غضوا أبصارکم و لا تنازعوا و... و ألزم السمت و السکوت )

بحث درباره اخلاقیات روزه بود که روزه آداب و شرایط و خصوصیاتی دارد که ما باید این خصوصیات و این آداب روزه را رعایت کنیم که اگر آدابش را رعایت نکنیم روزۀ ما روزه نیست ! . اگر شما ، مخصوصاً عزیزان و سروران و اساتید خودم ، علماء و فضلاء و خطبایی که شرف حضور دارند اگر به روایات ماه رمضان راجع به روزه نگاه کنید می بینید که لبه تیز نصایح و تذکرات و پندها و اندرزهای پیغمبر (ص) و ائمه (ع) به صائمین و صائمات یعنی به مردان و زنان روزه گیر این است که زبان تان را حفظ کنید . یعنی گویا هیچ عضوی به اندازه زبان روزه را خراب نمی کند . شما در همین روایت اگر دقت کنید از اول روایت شاید حداقل ده فراز این روایت حضرت ما را متوجه زبان می کند . زبانتان را مواظب باشید . ( ان الصیام لیس من الطعام و الشراب وحده انّما اللصوم شرائط و شرطٌ یحتاج أن یحفظ حتی یتمّ الصوم و هو السمت ...) یعنی اولین نکته ای که حضرت به صائم تذکر می دهد می گوید مواظب زبانت باش . زبان را به ذکر و یاد خدا وادار و نه تنها به ذکر و یاد خدا از حرف های بد و غیبت و فحاشی و بد دهنی خودت را نگه دار . بعداً هم حضرت می فرماید : ( أما تسمع قالت مریم بنت عمران ، إنّی نظرت لالرحمن صوما فلم أکلم الیوم إنسیّا ) من صحبت نمی کنم . من روزه دارم و حالا که روزه دارم نباید حرف بزنم . گویا حرف نزدن برای صائم اصل اولیه است . اصل اولیه برای صائم حرف نزدن است . منتهی این حرف نزدن در حقیقت مبارزه منفی است . حرف نزدن یک مسکّن است . درمان روزه تنها سکوت نیست بلکه خوب سخن گفتن است . ( قولوا لنّاس حسنا ) است . ( ما یلفظ من قولٍ إلّا لدیه رقیب عتید ) این زبان را وادار به حرف خوب کن ، به پند و اندرز و موعظه و نصیحت . چه خودت را نصیحت کنی و چه دیگران را نصیحت کنی . دیگران را راهنمایی و ارشاد کنی . این مهم است . اینجا یک روایت از طریق اهل سنِت رسیده است که من عرض می کنم . پس ببینید اولین نکته ای که امام برای صائم تذکر می دهد مسئله صمت است . صحبت نکردن است .

 صمت و جوع و سحر و عزلت و ذکری به دوام 

                           نا  تمامان   جهان  را  کند  این  پنج   تمام

اشاره دوم امام دوباره مسئله زبان است . ( و غضوا ابصارکم ) به چشم اشاره می کند . ( ولا تنازعوا ) دوباره سراغ زبان می آید . نزاع کردن ، جنگ و دعوا کردن با زبان شروع می شود . انسان اول سرش را به جایی نمی زند ، اول با زبان دعوا شروع می شود . اول انسان لگد می زند بدون اینکه حرفی بزند !! اول مقداری حرف می زند و بعد شروع به زدن می کند . اگر کسی به دیگری رسید و بدون اینکه حرف بزند و کسی را بزند همه می گویند او دیوانه است . بدون اینکه صحبت کند شروع به زدن می کند !  معمولاً دعوا کردن مقدماتی دارد . از فحش و غلط کردی و بیجا کردی و چرا این را زدی شروع می شود . خدا وکیلی اگر کسی اول با سر در شکم کسی بزند و هیچ حرفی هم نزند می گویند او را به تیمارستان ببرید . دیوانه است . اگر عاقل مطلق باشد که دعوا نمی کند و اگر عاقل نسبی باشد اول حرف می زند . لذا حضرت می فرماید : ( ولا تنازعوا ) ( ولا تحاسدوا ) حسد هم با زبان اظهار می شود . اگر حسد در قلب باشد تا زمانی که به مرحله گفتن و بیان نرسیده است چیزی نیست . پس نزاع با زبان شروع می شود . حسد با زبان اعمال می شود . ( ولا تغتابوا ) غیبت با زبان شروع می شود . ( ولا تمارّوا ) مراوات و بگو و مگو گفتن با زبان . تکذیب یکدیگر با زبان . مشاجره کردن با زبان . مخالفت با زبان . غضب را اظهار کردن با زبان . فحاشی کردن با زبان . شماتت و سرزنش کردن و کوبیدن با زبان . زجر دادن با زبان . ببینید در تمام گناهان زبان نقش دارد . صائم باید حواسش را جمع کند . ( ولا تغفلوا عن ذکر الله ) ذکر هم بر چند قسم است . ذکر لفظی داریم ، ذکر خفی داریم ، ذکر جلی داریم و ذکر معنوی داریم . هم ذکر خفی لازم است ، هم ذکر جلی لازم است و هم ذکر معنوی لازم است . ذکر خفی و جلی و لفظی با زبان است . زبان باید اینجا خودش را نشان بدهد . ( ولا تغفلوا عن ذکر الله و عن الصلاة ) دوباره حضرت می فرماید : ای صائم تمرین کن ، خودت را به سمت و سکوت آموزش بده . ( والحلم ) (والصبر ) ( والصدق ومناجبت اهل الشرع ) حلیم و بردبار باش . صبور باش . راستگو باش . از بدها فاصله بگیر . با اشرار ننشین . راوی می گوید : خدمت امام صادق (ع) رفتم . دیدم دارد فرزندش موسی ابن جعفر (ع) را نصیحت می کند . تا به اینجا رسید که فرمودند : پسرم ، ( فإذا زرت فزور اخیار فلا تزور اشرار ) اگر دوست داری و میل داری رفت و آمد کنی با خوب ها رفت و آمد کن . با اخیار رفت و آمد کن . با ابرار رفت و آمد کن . با اشرار ننشین . اینجا هم حضرت می فرماید : ( والزم الصمت و السکوت والحلم والصبر ) این ها همه صائم است . یعنی روزه گیر باید این ها را رعایت کند . صداقت . دوری از اهل شر . دوباره فوراً ( واجتنبوا قول الزور والکذب والفریب والخصومة وسوءالظن والغیبة والنمیمة ) تمام این ها به زبان برمی گردد . از حرف های زور اجتناب کنید . ( واجتنبوا قول الزور ) چند مورد معنا شده است . غنا و موسیقی ، ترانه ، لغویات و لهویات ، شهادت دروغ ، هر حرف بد و هر حرف باطل این ها قول زور است . یکی از ادله ای که در روایات رسیده است غنا و موسیقی حرام است همین آیه است . (واجتنبوا قول الزور) که وقتی از امام صادق (ع) سوال می کنند که آقا قول زور چیست ؟ فرمود : غنا و موسیقی . ترانه و آهنگ های حرام و نامشروع . حرف های نامربوط . حرف های بیجا . حرف های بی خودی . ( والخصومة و السوء ظن والغیبة والنمیمة ) نماّمی نکنید . سخن چینی نکنید .

من این را تعمداً می گویم . حدود سه شب قبل در خواب، من خودم دیدم یک خانه قدیمی برای آبا و اجدادمان در زادگاه مان بود ، دیدم در حال آتش زدن خانه هستم . از خواب پریدم و چهار قل را خواندم و بالاخره آنچه که لازم بود انجام دادم . منتظر بودم که این چه تعبیر می شود . آتش ده تعبیر دارد . یک از آن ده مورد این است که ایمان تان را مواظب باشید . گفتم خدایا چه می خواهد بشود . فردی اینجا آمد و به مناسبتی شروع به غیبت کردن کرد . در ماه رمضان و با دهان روزه ! هی من می خواهم حرف را عوض کنم زورم نمی رسد . اصلاً او فرصت نمی داد که من حرف را عوض کنم . بالاخره با سختی ما حرف را عوض کردیم . بعد ایشان رفت آنوقت خوابم یادم آمد . به خود گفتم خانه ایمان مان آتش زدیم  . این لطف خدا بوده است که بنده هم ببینم و و هم به شما بگویم . مبادا خانه ایمان مان را آتش بزنیم . خودم در خواب دیدم ها . خدا شاهد است ترشی هم نخورده بودم که خواب خوابِ شیطانی باشد . نه . وقتش هم خوب بود . وقتی حضرت فرمودند با هر ذکری که می گویی برای شما یک درخت در بهشت می روید . راوی گفت : یا رسول الله پس ما یک جنگلی در آنجا داریم . حضرت فرمود : بله ، به شرطی که آتشی نفرستی و همه را بسوزانی . این هم تعبیرش . پس برادران و خواهران مواظب باشیم در ماه مبارک رمضان آتش به خرمن ایمان مان نزنیم . خواب ها بعضی عجیب است .

شاید سال های اولی که شهید مطهری به شهادت رسیده بود ، من در عالم رؤیا خواب دیدم در یک بیابانی با شهید مطهری قدم می زنیم و می رویم . و می دانستم شهید مطهری را شهید کرده اند . همینطور که داشتیم می رفتیم یک مرتبه گفتم که آقای مطهری شما را چطور شهید کردند ؟ فرمودند : این ها ما را داغون کردند و به چشم ما زدند . دقیقاً در چشمش هم زده بودند . همین طور که داشتیم می رفتیم یک مرتبه برگشتم این تعبیر را به خودم کردم ؛ گفتم آقای مطهری من را می شناسی ؟ تا گفتم من را می شناسی دیدم حائله ای از ابر خیلی ضخیمی بین من و مطهری فاصله انداخت . دیگر مطهری را ندیدم . آن (من) ی که گفتم . آن کلمه ( من ) بین انسان و بین اولیاء خدا فاصله می اندازد . فقط گفتم : من را می شناسی ؟ گاهی یک  (من) پدر فرد را در می آورد . خدا میرزا جواد آقای تهرانی را رحمت کند . می گفت این ( من ) همیشه من است ، نیم من نمی شود . استاد اخلاق مان می فرمود :  این سنگ های کیلو از چدن است و خیلی محکم است ؛ هر چند مدت یک مرتبه یک مقدار از آن ساییده می شود . آن کسبه مؤمن متدیّن هر چند مدت می روند و سنگ ها را وزن می کنند که اگر یک مقدار از آن ساییده شده باشد مقداری کنار آن سرب می کوبند . خودم را می گویم ، ولی ( من ) این انسان گاهی هفتاد ، هشتاد سال یک مقدار خش بر نمی دارد . وای به حال او اگر از من و انانیت دست برندارد . ( کونوا مشرفین علی الآخرة ، منتظرین لأیاّمکم ، منتظرین لما وعدکم الله متزّودین للقاء الله ) ای روزه گیر ها ، دل هایتان را متوجه آخرت کنید . منتظر ایام لقاء خدا باشید . منتظر وعده های خدا باشید . برای لقاء خدا  زاد و توشه ای بردار . ( علیکم السکینه والوقار والخشوع و الخضوع ظل العبد الخائف للمولی حائرین ، خائفین راجییّن مرغوبین مرهوبین راغبین راهبین ) یعنی ای صائمین ، به وعده های خدا ایمان داشته باشید . سنگین و باوقار باشید . از کارها و حرکات سبک ، چیزهایی که شما را سبک می کند و بی اعتبار می کند ، هر حرفی ، هر عملی ، هر سخنی و هر کاری را انجام ندهید . بزرگواری خودتان را حفظ کنید . خضوع و خشوع داشته باشید . در مقابل مولای تان خودتان را بشکنید . خودتان را در پناه خدا قرار بدهید . زیر پرچم توحید بروید . از خدا بترسید و امیدوار هم باشید . مرغوب هم باشید ، مرهوب هم باشید . یعنی هم راقب به سوی خدا باشید . هم مناجات راقبین را بخوانید و هم مناجات خائفین و راجیین را بخوانید . ( قد طهرت القلوب من العیوب و تقدّست سرائرکم من خبث ، نظّفت الجسم من القاذورات و تبّرئت الی الله من عداءه و والیت الله فی صومک و صمت من جمیع الجهات مّما قد نهاک الله عنه فی السرّ و العلانیّة ) دل هایتان را پاک کنید . دل ها را شست وشو بدهید . همانطور که جسم تان را تمیز می کنید . چطور لباست را تمیز می کنی ؛ یقه ات چرک نشود ، کفش هایت را واکس می زنی . پیراهنت را عوض می کنی . دل هایتان را از این کثافات معنوی شست وشو بدهید . آن ها را پاک کنید . جسم را از قاذورات پاک کردی آنوقت جسم و قلب چه !! از آنچه که خدا شما را نهی کرده است در خفا و علانیه خودت را در این ایام روزه هبه کن . یک نکته در روزهای اول ماه رمضان عرض کردم . ما یازده ماه  در ضیافت نفسمان هستیم ، یازده ماه در ضیافت و میهمانی نفس أّماره به سر می بریم ؛ خب یک ماه میهمان خدا باشیم . این دل و مغزمان را میهمان خدا کنیم . چشم مان میهمان خدا شود . سر سفره خدا بشینیم . ( فإذا فعلت ذلک کلّه و أنت صائم للّه بحقیقة صوم ) اگر این کار ها را کردی تو صائمی ، خوب هم صائمی .  شیطانی که خیلی ها را زمین می زند از شما نا امید می شود  . مثل مریضی که منتظر شفاست . منتظر باشیم که این دل هایمان را از همه امراض و گناه پاک کنیم .

رسول خدا فرمود : ( إنّ الله تبارک و تعالی لا یحب الفحش او یبغض الفاحش و المتوحّش ) خدا فحش دادن و بدگویی را دوست ندارد . ( و لا تقوم الساعة حتی یظهر الفحش و التفاحش ) قیامت نخواهد شد . یعنی زیاد شدن فحاشی و بدگویی از علائم دوره آخر الزمان است . قطع رحم کردن ( و القطیعة الرحم و سوء المجاورة) . اذیت کردن همسایه . تا آنجا که به خائن اعتماد می شود ولی به امین و درست کار اعتماد نخواهد شد . ( حتّی یؤطمن الخائن  ) ( یسیر السالم خائنا و الخائن سالما ) یعنی زمانی می آید که خوب ها بد می شوند و بد ها خوب می شوند . صالح را خائن می دادند ، خائن را صالح می دانند . این زمان می آید . خدا نکند که ما از کسانی باشیم که با زبان مان ، خودمان و پیکرمان را در جهنم و دوزخ بیاندازیم .

والسلام و رحمة الله و برکاته

شب سیزدهم ماه مبارک رمضان _ 94.4.8

 

                                                                                   تحریر :

                                                                           محمد جواد راستین