مؤمن کیست و نشانه های او چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین والسلام و الصلاة علی سیدنا و نبیّنا ابوالقاسم مصطفی محمد(ص) و السلام علی علی ابن ابیطالب (ع) و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
امّا بعد قال الله تبارک و تعالی : ( یا ایهاالذین آمَنوا آمِنوا) و قال الله تبارک و تعالی : ( ولا کنّ الله حبب علیکم الایمان و زیّنه فی قلوبکم ) و قال علیٌ (ع)(الایمان اصل الحق و الحق سبیل الهدة و سیفه جام الحلیة قدیم العدّه...) یکی از عنایات و الطافی که ذات حضرت باری تعالی به ما عنایت فرموده است ایمان است . ایمان یک ارزش و عزّت است . ایمان فضیلت و امتیازی است که خداوند تبارک و تعالی نصیب هر کسی نمی کند . باید شخص برای ایمان و پذیرش حقیقت و واقعیت لیاقت و شایستگی داشته باشد تا بتواند خدا را باور کند . تا بتواند قیامت را باور کند . تا قیامت و معاد را باور کند . قرآن می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید ، ایمان بیاورید . یعنی چه ؟! این که تحصیل حاصل است ؟ نخیر منظور این است که ای کسانی که با زبان و قول ایمان آوردید قلباً ایمان بیاورید . بیایید و عملاً ایمان بیاورید . (الایمان عقدٌ بالقلب ، اقرارٌبلسان ، عملاٌ بالارکان) چون ایمان حقیقتی است که از قلب شروع می شود . ایمان پیوند قلبی بین انسان و خداست . باور قلبی است و یک اقرار و به زبان جاری کرده است و عمل به ارکان است . هر کدام اینها نباشد ایمان ناقص است . اگر عمل باشد و قول نباشد ، قول باشد و عمل نباشد یا قول و عمل باشد و عقد و باور قلبی نباشد ، ایمان ناقص است . پس باید هر سه تای این موارد باشد تا ایمان کامل بشود . بعضی متأسفانه عمل را از ایمان جدا می دانند . می گویند : همین که باور داشته باشی قیامت و خدا هست ، معاد هست بس است و اگر عمل نکردی هم مهم نیست . حضرت می فرماید : (ملعونٌ ملعونٌ من قال الایمان قولٌ بلا عمل) دوبار فرمودند : ملعون است ، ملعون است یعنی از خدا دور است اگر کسی بگوید ایمان قول است و عمل نیست . عقل هم همین را می گوید . وقتی که شما مریض می شوید ، می گویند : برو به دکتر . همۀ ما می دانیم که وقتی می گویند : برو دکتر یعنی چه ؟ آیا یعنی اینکه خودت را به دکتر نشان بده و بعد نسخه و دارو را نگیر و اگر گرفتی نخور، خوب می شوی ؟! این با عقل جور در نمی آید . همه می دانند اگر به شخصی می گویند به دکتر برو ، یعنی برو دکتر تا او نسخه بدهد و دارو بنویسد و دارو را بخور تا دردت درمان بشود . ایمان هم همین است . یعنی حتما باید در کنار آن عقده و باور قلبی باید زبان و اقرار به زبان هم باشد و عمل به ارکان هم باشد . فرقی هست بین ایمان و اسلام . بین مؤمن و مسلمان . ایمان مرحلۀ بالاتر از اسلام است . اسلام یعنی تسلیم و مطیع شدن . گاهی طرف تسلیم هست ، مطیع هست ولی مؤمن نیست . ترس و رود بایستی است . ابوبکر ها و عُمرها ، عثمان ها ، ابو سفیان ها و نظیر این ها که مسلمان شدند امّا ایمان نیاوردند . امام صادق(ع) فرمود : ( والله ما آمن بالله لحظةً) والله این ها لحظه ای هم ایمان نیاوردند . با اینکه مسلمان بودند ولی امام قسم می خورد که ایمان نیاوردند . ( من زعم إنّ لفلانٍ و فلانٍ سهم و نصیبٌ من الاسلام )اگر کسی شک کند و یا فکر کند که این ها بهره ای از اسلام برده اند خدا درهای آسمان را به روی شان باز نمی کند . دعایشان را مستجاب نمی کند و نظر رحمت به آنها نمی کند . لذا بعد از رحلت پیغمبر(ص) دیدیم چه کردند . بعد از رحلت پیغمبر(ص) تمام فرمایشات پیغمبر(ص) را زیر پا گذاشتند . امیرالمؤمنین (ع) که خلیفۀ بلا فصل و جانشین بلا فصل پیغمبر(ص) بود را خانه نشین کردند . ای کاش خانه نشین می کردند . دیگر درب خانه را آتش نمی زدند و فاطمه را کتک نمی زدند . دیگر حق علی غصب نمی کردند و فدک را نمی گرفتند . ای کاش تنها غصب خلافت می بود . دیگر این همه آزار و اذیت نبود . دیگر این همه ظلم و ستم و جنایت نبود . لذا این ها مسلمان بودند ولی ایمان نداشتند . معاویه مسلمان بود امّا مؤمن نبود . جوّ انسان را مسلمان می کند . ایمان از امور قلبی است . ما با چشم خودمان دیدیم عدّه ای بعد از پیروزی انقلاب وقتی دیدند اینطرف زور است و نود و نه درصد مردم انقلابی شدند و حرکت کردند و حکومت شاهنشاهی را سر نگون کردند و خواهان جمهوری اسلامی شدند ، جوّ برگشت و آنها که شاهی و درباری و ضد انقلاب بودند ، آمدند و قاطی مردم شدند . و الآن ضربه هایی که بر پیکر انقلاب وارد می کنند از طریق همان افرادی است که مسلمانِ انقلاب شدند امّا با انقلاب ایمان نیاوردند . عدّه ای هم در سدر اسلام همین بودند . که مسلمان شدند ولی مؤمن نشدند . پس هر مؤمنی مسلمان هست . هر کسی که ایمان دارد ، اسلام هم دارد و مسلمان هم هست . امّا هر مسلمانی مؤمن نیست . این دو با هم اشتباه نشود . لذا خداوند در سورۀ حجرات آیۀ14 می فرماید : ( قالت الاعراب آمنّا ، قل لم تؤمنوا و لکن قولوا أسلمنا و لمّا یدخل الایمان فی قلوبکم ) عده ای از اعراب ادعا کردند که ما ایمان آورده ایم و مؤمن هستیم . پیغمبرِ ما به آنها بگو نخیر ، ابداً شما ایمان نیاوردید . شما مؤمن نیستید . بگویید ما مسلمان شدیم . ما تسلیم شدیم . ایمان در قلب شما داخل نشده است . اصلاً قلب شما از ایمان خالی است . عاری از ایمان است . از ایمان پاک و خالی است . خدا نکند که قلب ما از ایمان خالی باشد . پیغمبر(ص) و ائمه در معارف دین به ما گفته اند . حضرت فرمودند : اگر کسی در قلبش ذرّه ای ایمان باشد به جهنم نمی رود . اگر بهره و حظّی از ایمان برده باشد به جهنم نمی رود . آتش جهنم بر مؤمن حرام است . جهنم می گوید : ای مؤمن تو هرگز بر من حلال نخواهی شد و به من نزدیک نخواهی شد که من تو را هرگز نمی بلعم . اگر مؤمن از کنار جهنم هم عبور کند شعلۀ جهنم خاموش می شود . پس می فرماید : خداوند ایمان را محبوب شما کرده است . ایمان را به دل های شما انداخته است . خدا و ایمان را دوست دارید . قیامت و ائمه را دوست دارید . عبادت و دعا را دوست دارید . کعبه را دوست دارید . قلب های شما با ایمان زینت شد . صفا پیدا کرد و قشنگ شد . مثلاً همانطور که وقتی می خواهند فرش ببافند ، نقشه و گلی روی آن انداخته اند تا زیبا بشود . اگر گل ها را از صفحه های قالی بگیرید ، زمینۀ آن هر چه می خواهد باشد مهم نیست . این گلها است که قالی را زیبا می کند . وقتی مساجد را می خواهند زیبا کنند آنرا کاشی کاری می کنند ، صور قرآنی را روی آن می نویسند ، لوستر آویزان می کنند تا زیبا بشود . ایمان و اعتقاد هم در قلب مؤمن مایۀ زینت مؤمن است . مایۀ قشنگی اوست و او را زیبا می کند . همانطور که کفر و نفاق مؤمن را زشت و بد می کند . علی (ع) فرمودند :(الایمان اصل الحق) ایمان ریشۀ حق است . ریشۀ حق ایمان و اعتقاد به خدا و قیامت است . حق راه هدایت است . مسیر هدایت به سوی خوبی ها است . دوری از رزائل اخلاقی و پلیدی ها است . هدایت است . شمشیر ایمان است . شمشیری است که زیبا و آماده است که دنیا میدان تمرین آن است . در حقیقت ما در این دنیا بندگی را تمرین می کنیم . عبودیت را تمرین می کنیم که چگونه به خدا نزدیک بشویم ؟ چگونه ایمان در قلب ما ملکه بشود ؟ تمرین می کنیم با چشم مان و زبان مان گناه نکنیم . تمرین می کنیم فکر و خیال گناه را از قلب مان بیرون بیاوریم . تمرین می کنیم دروغ نگوییم ، تهمت نزنیم . از ایمان راهی به سوی کار های شایسته هست . ( بالایمان یستدلّ علی الصالحات و بالصالحات یستدلّ علی الایمان و بالایمان یأمر علم ) فرمودند : بوسیلۀ ایمان انسان به کار های خوب می پردازد . چه زمانی انسان از صالحین می شود ؟ زمانی که به کارهایی که انجام می دهد باور قلبی داشته باشد و به قصد ثواب و پاداش باشد . بوسیلۀ ایمان انسان بسوی عمل صالح هدایت می شود . (والعصر إنّ الانسان لفی خسر ، الّا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر) خدا می فرماید : قسم به عصر و روز قیام مهدی(عج) قسم به دوران نبوّت ، قسم به دوران ظهور و نماز عصر که انسان در خسران است . مگر آنهایی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند . باید عمل کنند و عمل هم صالح باشد . عمل صالح چه عملی است ؟ عملی که با ایمان و اعتقاد به خدا به قصد پاداش الهی از انسان سر می زند . درتمام ممالک دنیا حتی بین بی دین ها و یهودی ها و گَبر ها افراد خیّری هستند که بیمارستان می سازند ، جادّه می سازند ، یتیمان را سرپرستی می کنند و... فراوان از این کارها انجام می دهند . اینها از خیرّین هستند امّا از صالحین نیستند . خداوند انسان را طوری خلق کرده که عاطفه دارند . مگر تمام عواطف را ما مسلمان ها داریم ؟ نخیر . در بین کفاّر هم عدّه ای هستند که عاطفه دارند . ( لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثمّ رددناه أسفل السافلین ) . انسان فطرتاً عطوف و مهربان است . این فرهنگ و جوّ و محیط آن عطوفت را از انسان می گیرد و او را شقی می کند . انسان بعد از آنکه در بهترین حالت خلق شد برگشت و سقوط کرد و از فطرت دست برداشت . شد ( اولئک کل الانعام ) حیوان شد و پست تر از حیوان شد . پس اینطور نیست که هر کس کار خیر انجام داد بگوییم اهل بهشت است . هر کس کار خوب انجام داد بگوییم مسلمان و مؤمن است . نخیر . دنیا پر از افراد خیّر است . امّا ( انماّ الاعمال بنیاّت )عمل به نیت بستگی دارد . فرمودند : مؤمن است که عمل صالح انجام می دهد . عمل صالح است که از مؤمن سر می زند . بوسیلۀ ایمان علم ، آباد می شود . آبادی علم به عمل است . آن علمی آبادی می آورد و نور است که همراهش عمل صالح باشد . و الّا اگر علم آمد و عمل نبود ظلمت است . انسان را گرفتار می کند . اگر آنچه از خوبی ها می دانید عمل نکردید ، علمت ظلمت است . این علم نیست بلکه جهل است . پس آنچه که از خوبی ها می دانیم عمل کنیم . آنچه از بدی ها می دانیم ترک کنیم تا آباد کنیم و آبادگران باشیم و نه تخریب گران و مخرّبان .( الایمان أفضل أمانتک) ایمان بالاترین امانت الهی است . در این امانت خیانت نکنیم . ایمان مان را نفروشیم . فرمودند : در دورۀ آخر الزمان زمانی بیاید که مردم صبح که از خانه بیرون می روند ایمان دارند و شب که بر می گردند بی ایمانند . بُود بازار گرم دین فروشی بر سر راهم . خدایا من از این گرمی بازار می ترسم . فرمودند : در آخر الزمان ایمان نگه داشتن مثل نگه داشتن در کف دست است . اگر ایمان داشتی باید بسوزی . اگر مؤمن باشی باید بسوزی . اذیتت می کنند . اگر تصمیم بگیری خوب بشوی دوست و دشمن ، بعضی از اقوام و دوستان احمق اذیتت می کنند . مسخره می کنند . طعنه می زنند . بندۀ خدایی به من زنگ زد و گفت : دختر من چادری و مذهبی بود . رفت توی اقوام بدبخت و بیچاره و فلک زدۀ ما که بی بند و بار بودند و آنقدر او را مسخره کردند که چادرش را کنار گذاشت ! نباید انسان تحت تأثیر جوّ قرار بگیرد . ما باید بر آنها غلبه کنیم . ما باید آنها را جذب کنیم و یا رنگ کنیم . چرا آنها ما را منحرف کنند ؟ بد است که انسان رنگ بی دینی و بی تقوایی بگیرد . وای به حال مؤمنی که وقتی رفت توی جوّ بی دین ها خجالت بکشد که بگوید من مؤمن هستم . خجالت بکشد نماز بخواند و یا ذکر بگوید . خجالت بکشد قرآن بخواند . خجالت بکشد که زن و دخترش چادر داشته باشند ! وای به حال آن مؤمنی که مجلس گناهی برود و لهو و لعب باشد . بی بند و باری باشد و بگوید خجالت می کشم تذّکر بدهم! اگر بگویم می گویند : اُمّل و قدیمی هستم ! وای به حال این مؤمن . ایمان را حفظ کنیم . امام صادق(ع) فرمودند : ( ملعونٌ ملعونٌ من قال الایمان قولٌ بلا عمل ) ملعون است کسی که بگوید ایمان قول است و عمل نیست . فقط باورت بیاید و اگر هم عمل نکردی مهم نیست ! امام رضا(ع) و ولی نعمت ما که اینقدر او را اذیتش می کنیم . هم همجوار ها و همسایه ها او را اذیت می کنیم . من خودم خبر ندارم که چند بار دل امام رضا(ع) را به درد آوردم نمی دانم . ولی همین قدر بگویم : پسر موسی ابن جعفر به جان مادرت زهرا(س) قصد نداشتم . شیطان بر من غلبه کرد . به جوادت قسم دوستت داریم اگرچه همسایۀ بدی هستیم . (الایمان عقدٌ بالقلب لفظٌ بلسان، عملٌ بجوارح) ایمان پیوند قلبی انسان است با خدا ، لفظ است که بر زبان جاری می شود . عمل بوسیلۀ اعضاء و جوارح است . ( الایمان عملٌ کلّه و القول بعض ذالک و العمل بفرضٍ من الله بینّه فی کتابه الایمان عفیفٌ عن محارم ، عفیفٌ من المطالع ) ایمان اجتناب کردن از حرام است . ایمان یعنی دوری از تمام طمع های باطل . طمع های حرام . مؤمن به ناموس مردم ، مال مردم طمع ندارد . مؤمن دنبال طمع های نامشروع و حرام نیست . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.