اربعین و اهمیت یاد گرفتن چهل حدیث
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین والسلام و الصلاة علی سیدنا و نبیّنا ابوالقاسم مصطفی محمد(ص) و السلام علی علی ابن ابیطالب (ع) و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
امّا بعد رسول الله(ص): (یا علی من حفظ من أمتی اربعین حدیثا یطلب بذلک وجه الله و دار الآخرة حشره الله یوم القیامة مع النبیین و الصدیقیّن و شهداء و الصالحین وحسن اولئک رفیقا) و قال علی(ع) : ( یا رسول الله أخبرنی ما هذا الاحادیث ؟)
امروز ، روز اربعین سید و سالار مظلومان ابی عبدالله الحسین(ع) و یاران با وفایش بود . چهل روز از حادثۀ تلخ و ناگوار عاشورا گذشت . در چنین روزی حضرت زین العابدین سید الساجدین(ع) و حضرت زینب(س) به کربلا برگشتند . خاطرۀ تلخ و مصیبت عظمی عاشورا دو مرتبه تجدید شد . غم ها و غصه ها ، مصیبت ها تازه گردید . صحنه های دلخراش شهادت عزیزان خدا که برای آل الله بسیار سخت و ناگوار و دشوار بود ، دوباره تجدید شد . رمز و اسراری است در واژۀ اربعین . یکی از جاهایی که واژۀ اربعین آمده است این جاست که پیغمبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) می فرماید : علی جان ؛ اگر کسی چهل حدیث و روایت را حفظ کند که به درد دین و دنیای مردم بخورد و برای مردم مفید باشد و به مردم برساند خداوند تبارک و تعالی این فردی که چهل حدیث را حفظ کرده و به من رسانده است و ترویج و تبلیغ کرده است و مردم را با چهل مطلب آشنا کرده است . خداوند پاداش این آقا را حشر و نشور و محشور شدن با انبیاء و صالحین و با شهداء و خوبان قرار می دهد . یعنی در قیامت این آقایی که چهل روایت را حفظ کرده است ، خداوند او را با پیغمبر(ص) و صدیقّین محشور می کند . آنهایی که در زندگی صادق بودند و دروغ نگفتند ، ادعّای دروغ را هم نکردند . صادقینی که خداوند در قرآن می فرماید (کونوا مع الصادقین) با راستگویان باشید ، با دروغگویان نگردید و دم خور نباشید و با آنها معاشرت هم نکنید . حتی در آن روایت امام سجاد(ع) به امام باقر(ع) می فرماید : پسرم از چند گروه دوری کن . یکی از آنها دروغگو است . می فرماید : اگر دیدی او از آنطرف می رود شما از این طرف خیابان برو . در مسیر با دروغگو و قاطع رحم ، عاق والدین هم مسیر نشو . به آنها سلام نکن و با آنها رفت و آمد نکن . این صدقیّین چه کسانی هستند ؟ کسانی هستند که هرگز دروغ نگفتند . امیرالمؤمنین(ع) زهرای مرضیّه از صدیّقین هستند . علی(ع) صدیقّ است . امام صادق(ع) وپیغمبر(ص) حضرت عباّس(ع)و... از صدیقیّن هستند . با شهداء محشور می شود . یعنی با امام حسین(ع) حضرت علی اکبر(ع) با حمزۀ سید الشهداء و حبیب ابن مظاهر . با صالحین و با خوبان عالم محشور می شود . سپس حضرت می فرماید : این ها رفقای خوبی هستند . اینها را کوچک نشمارید . در ضمن محشور شدن با اینها هم خیلی سرمایه می خواهد . فکر نکنید که به این آسانی در قیامت خداوند شما را در زمرۀ شهداء و صالحین و صدیّقین و انبیاء قرار می دهد . نخیر . باید خیلی زحمت بکشیم . خیلی تلاش کنیم تا خداوند ایت افتخار را به شما بدهد . این امتیاز را به شما بدهد . یکی از راه هایی که انسان می تواند با نبیّین و با صدیّقین و شهداء و صالحین محشور و رفیق بشود این است که انسان چهل روایت را حفظ کند و به مردم هم برساند . ما نه تنها مأموریم معارف را یاد بگیریم و حلال و حرام را بیاموزیم ، خوبی ها و بدی ها را یاد بگیریم . اخلاق را آموزش ببینیم . یقین را کسب کنیم . توکل ، اخلاص ، حلال و حرام ، حقوق زن و فرزند ، حقوق پدر و مادر، حقوق همسایه را باید یاد بگیریم و به دیگران هم برسانیم . لذا امام رضا(ع)می فرماید : خدا رحمت کند کسی که معارف و علوم ما را یاد بگیرد و بعد به مردم برساند . چرا که اگر مردم محاسن و خوبی های کلام ما را بدانند از ما تبعیت می کنند و ما را دوست دارند . به ما گرایش پیدا می کنند . لذا خیلی لازم نیست از کشف و کرامات ائمه بگوییم . اگرچه اشکال ندارد و بگوییم امّا فقط فرمایشات این ها را بگوییم . بگوییم امام رضا(ع)چه گفته است ؟ حرف اول و آخر پیغمبر(ص) و حضرت زهرا(س) چه بود ؟ مملو از این مطالب است . ما ده ها هزار روایت داریم . بیش از دوازده هزار روایت راجع به معارف اخلاقی داریم . بیش از چهارده هزار روایت از پیغمبر(ص) رسیده است . بیش از ده هزار کلمات قصار امیرالمؤمنین(ع) است . صحیفۀ سجادّیه ، نهج البلاغه ، قال الصادق و قال الباقر ها کم نیست . جابر جعفی می گوید : پنجاه هزار روایت از امام صادق(ع) حفظ بودم . اصول کافی ما بیش از شانزده هزار روایت دارد . بحار الانوار صد هزار روایت ، وسائل الشیعه حدود پانزده هزار روایت ، اثبات الهداة مرحوم شیخ حرّعاملی بیست هزار روایت با هفتاد هزار سند ، این فرهنگ غّنیِ شیعه است . کم نیست . خدا می داند اینها چیست ! اگر مردم آمادگی داشته باشند و حوصله بکنند ، دل بدهند و وقت بگذارند می شود بدون تکرار سال های سال مطلب گفت . البته بعضی مطالب باید تکرار بشود . (فذّکر فإنّ الذکر تنفع المؤمنین) تذکر بده و تکرار کن که برای مؤمنین مفید است . استفاده دارد و راه اینکه مطالب به دلها بنشیند تکرار است . این تکرار از جلسات پیغمبر(ص) شروع می شود . حتی پیغمبر(ص) کلماتی که به مردم می فرمود : دو بار می فرمود . اگر می فرمودند : مردم تقوا داشته باشید ، می فرمود : تقوی داشته باشید . تقوا داشته باشید . ایمان ، ایمان . یا امیرالمؤمنین(ع) می فرمود : (المداومة ، المداومة) یا می فرمود : (الموت ، الموت)مردم مرگ ، مرگ . خب این ها باید باشد . آنوقت انسان در پرتو این چهل روایت اگر هر مسلمان و شیعه ای چهل روایت را یاد بگیرد و به مردم برساند . مردم خوب اسلام و دین شان و امامت را می شناسند . چهل روایت راجع امامت ، چهل روایت راجع به نبوت ، راجع به قرآن ، حلال و حرام ، حقوق زن و فرزند ، تجارت و...بزرگان می فرمایند : منظور از حفظ این نیست که به ذهنت بسپاری . منظور (تحفّظ) است . یعنی توی دفتر چه ات یادداشت کن ، بنویس و همراه داشته باش . در مجالس دوستان و رفقا تا جمع شدید نقل مجلس روایات باشد . هر کجا که نشستید عادت کنید . اگر می خواهید خدا و پیغمبر(ص) از شما راضی باشند ، معارف اهل البیت را نشر بدهیم . با اقوام و ارحام و رفقا نشسته اید . تفریح داشته باشید . میوه هم بخورید ، مذاح هم در حد متعارف داشته باشید . مزاح های خوب و جایز . اشکالی ندارد . مؤمن اهل تفریح سالم هم هست . امّا بگو : بگذارید یک روایت هم بخوانیم . دفترچه ات را دربیار و یک روایت بخوان . گاهی یک روایت سرنوشت انسان را عوض می کند . یک آیه گاهی انسان را نقلب می کند . چند سال قبل جایی سخنرانی می کردم . خبر نداشتم که مثلا عدّه ای مسافر بودند و آمده بودند توی مجلس . بعد از مدتّی یک از رفقا گفت : فلانی ، آنشب که آمدی و اینجا صحبت کردی نمی دانم چه روایتی خواندی که یکی از رفقای تهران هم اینجا بوده است . به من زنگ زد و از من تشکر کرد و گفت : روحانی شما آنشب روایتی را خواند که زندگی من را عوض کرد . سرنوشت من را عوض کرد . به خدا گاهی یک روایت آدم شقی را سعید می کند . یک انسان شرور را جزء ابرار و اخیار می کند . جزء صالحین می کند . گاهی یک روایت دلها را منقلب می کند و شیطان را از انان دور می کند . خدا را به انسان نزدیک می کند . اخلاص و توکل انسان را زیاد می کند . تقوا را زیاد می کند . حجاب یک زن را درست می کند . یک زن گاهی با یک روایت با شوهرش سر سازش پیدا می کند . بنده در حال نوشتن روایتی بودم . وقتی خسته شدم و قلم را گذاشتم . خانواده و یکی از غلام زاده ها بود گفتم : صبر کنید یک روایت بخوانم . گفتم : حضرت ابراهیم خلیل الرحمن به خدا شکایت کرد و گفت : خدایا این ساره من را خیلی اذیت می کند . با اینکه ساره دختر خالۀ حضرت ابراهیم و دختر پیغمبر هم بود . هاجر مادر حضرت اسماعیل دختر پیغمبر نبود . یعنی دختر پیغمبر هم ممکن است بد اخلاق بشود . خدا در جواب فرمود : ابراهیم ؛ زن مثل استخوان کج است . (کالضلع المعوج) ضلع به استخوان پهلو می گویند . اگر بخواهی راستش کنی می شکند . با او بساز که اگر ساختی نفع می بری . بهره می گیری و اگر نسازی برایت مشکل درست می شود . خانواده پرسید چرا این روایت را خواندی ؟ گفتم : این روایت را یاد داشت کردم خواستم شما هم بشنوید . عین این روایت را پیغمبر(ص) هم فرمود . یعنی هم پیغمبر(ص) فرمود : و هم خدا به حضرت ابراهیم(ع) گفت . با شنیدن این روایت زن ها باید اخلاق شان را با شوهر ها خوب کنند . البته در این روایت دارد که مرد ها هم این گونه اند . وقتی حضرت از اخلاق بد زن ها صحبت می کند که اگر زنی بد اخلاقی بکند ، بد منشی بکند ، خدا عذابش می کند و... لازم است که زن ها بشنوند و عمل کنند . ثواب و فضیلت دارد . باید قبول کنند و ایمان زن و مرد همین جا معلوم می شود . آنوقت حضرت فرمودند : ما مرد ها هم اگر بد عمل کنیم همین است . اگر مرد خدای نکرده بدون جهت و دلیل شرعی یک سیلی به زنش بزند ، خدا شاهد است که فرمودند : در قیامت خداوند مَلَکی را مأمور می کند که هفتاد سیلی به این مرد بزند . می گوید : من یکی زده ام ، چرا هفتاد ضربه می زنید ؟ می گویند : رشد کرده است . ترقّی کرده است همانطور که حسنات و ثواب ها ترقّی می کند سیئاّت هم ترقّی می کند . می گویند : بهلول رفته بود و دیگ های مِسی مردم را جمع کرده بود که سفید کند . بعد که سفید کرده بود . وقتی می خواد ظروف مردم را تحویل بدهد . در هر ظرف یک ظرف کوچکتر هم گذاشته بود . توی بشقاب یک بشقاب کوچکتر ، توی دیگ یک دیگ کوچکتر و...صاحبان ظروف سوال کردند : این چیست ؟ بهلول جواب داد : دیگ تان زائیده است . بچه کرده است و من هم دیدم مال شماست به شما رد کردم . مردم طماّع قبول کردند . بار بعد که بهلول آمد ظرف ها را جمع کند ، مردم هرچه ظرف مسی داشتند دادند . باخود گفتند بلکه بیشتر بچه کند . بهلول هم همه را برد و پس نیاورد . مردم رفتند دنبال اساس شان . بهلول گفت : همه سرِ زایمان مُردند . مردم گفتند : مگر ظرف مِسی می میرد ؟ بهلول جواب داد : چطور شما زائیدنش را باور کردید ؟ دیگی که بزاید پس می میرد ! می خواستید همانجا قبول نکنید و بگویید مس نمی زاید و بچّه نمی کند . چطور شده است که زائیدنش را قبول کردید ولی بچه کردنش را قبول ندارید ؟! مردم گاهی اینطور هستند و هر چه به نفع شان باشد زود قبول می کنند . اگر به ضررشان هم باشد با هفتاد دلیل هم قبول نمی کنند . بعد که حضرت فرمودند : اگر کسی چنین عمل و حدیثی را حفظ کند خداوند این همه فضیلت به او می دهد و با این ها مشهورش می کند ، حضرت علی (ع) عرض کرد : یا رسول الله(ص): چه نمونه روایاتی باشد ؟ از چه سنخ مطالبی باشد ؟ چون بعضی مطالب به درد هر مجلسی نمی خورد . بعضی مطالب به درد بعضی مجالس می خورد . انسان باید مطالبی را انتخاب کند که به درد دین و دنیای مردم بخورد . حضرت فرمود: (من حفظ من أمّتی أربعین حدیثً یطلب به ذالک وجه الله و دار الآخرة ) مطالبی که به درد دین و دنیای مردم بخورد . مثلاً بعضی مطالب تاریخی خیلی سودی ندارد . ارزشی ندارد . مثلاً ما نمی دانیم که اربعین امام حسین(ع) و آمدن أسرا به کربلا همان سال اول بوده است یا سال دوم بوده است؟ بعد بیاییم و چند ساعت بحث کنیم که سال اول بوده است ! خوب چیشد ؟ ثمره اش چیست ؟ اگر به صورت ضمنی تحقیق کردی و فهمیدی اشکالی ندارد امّا اگر هم نفهمیدی مهم نیست . عمدۀ مطلب این است که ما اربعین ابی عبدالله(ع) را بفهمیم که چرا باید اربعین بگیریم و عدد اربعین چه نقشی دارد و آنهمه روایاتی که راجع به اربعین رسیده است که خداوند برای هر مؤمنی چهل پرده قرار داده است و تا چهل گناه ، خدا انسان را رسوا نمی کند و آبروی انسان را نمی ریزد . امّا بعد از آنکه به چهل تا رسید آبرویت را می ریزد .
لطف حق با تو مدارا ها کند
چونکه از حد بگذرد رسوا کند
یا روایت است اگر چهل نفر جمع بشوند و برای گرفتاری مسلمانی دعا بکنند خدا در چهل نفر بالآخره دعای یک نفر را مستجاب می کند . یا دعای چهل نفر با هم زودتر مستجاب می شود . حتی فرمودند : اگر چهل نفر جمعیت پیدا نکردی از کجا همیشه این تعداد آدم پیدا کنیم ؟ چهل بار دعایت را تکرار کن . اگر ده نفر بودند چهار بار تکرار کنند . اگر بیست نفر بودند دو بار تکرار کنند . نگاه کنید که چند نفر هستید به همان مقدار تا چهل بار دعا کنید تا عدد چهل حاصل بشود . خدا تأثیری در عدد چهل قرار داده است که ما باید رعایت کنیم . یا فلان عمل را تا چهل روز تکرار کنید . این ها اثر دارد . بگذریم پس حضرت عرض کرد (أخبرنی ما هذا الأحادیث؟) این چهل حدیث چه باشد ؟ ( فقال عن توأمن بالله وحده لا شریک له )اولین مطالبی که باید به مردم برسانید این است که به مردم بگویید مردم؛ خدایی هست . این جهان خدا دارد . این جهان خالق و صانع دارد .مرحوم حاج شیخ جعفر شوشتری(رض)که از علما و بزرگان و مراجعی بود که در حدّ مرجعیت بود ولی منبر رفتن را تعطیل نکرد . ایشان بود که می گفت مطالب به ذهنم نمی ماند . تا آنجا که حتی روضه را هم باید از روی کتاب می خواندم ! روزی به امام حسین(ع) متوسّل شدم و گفتم : آقا تا کی من روضه را از رو بخوانم ؟ هان شب در عالم رؤیا دیدم در صحرای کربلا هستم . وارد خیمۀ امام حسین(ع) شدم . تا وارد خیمه شدم دیدم امام حسین(ع) و حبیب ابن مظاهر نشسته است . امام حسین (ع) از من تعظیم و تکریم کرد و به حبیب فرمود: حبیب حاج شیخ جعفر مهمان ما است . ما که آب نداریم به او شربتی بدهیم . ولی آرد و روغن هست . بلند شو یک حلوایی درست کن تا به ایشان حلوا بدهیم . حبیب ابن مظاهر بلند شد و با آرد و روغن حلوایی درست کرد و داد خدمت امام حسین(ع) . ایشان هم با انگشت مبارکش از آن حلوا داد به دهان من . از خواب بیدار شدم دیدم حاج شیخ جعفر هستم ! دیگر آن شیخ جعفر قدیمی نیستم . گفت آن حلوا را که دادند به من خوردم تأثیر کلام و بیان و حافظه ام فرق کرد . غوقایی شد . کتاب هایی که به یادگار مانده است و نوشته اند به وسیلۀ کاغذ و قلم در آن زمان که دوربین نبود ولی تکان دهنده است و انسان را منقلب می کند . می گویند ؛ در زمان حکومت ناصر الدین شاه که گویا اواخر حکومت وی هم بوده است حاج شیخ جعفر شوشتری آمده بوده است تهران برای منبر . عده ای از سفارت روس آمده بودند خدمت ایشان و گفته بودند : ما را نصیحتی بفرمایید . ایشان فرموده بودند : بدانید و دانسته باشید که خدایی هست . نصیحت من همین است . جهان خدا دارد . اگر انسان باورش آمد خدا هست (لا اله الا هو) و (لا اله الّا أنا فعبدونی) (أنمّا الهکم الهٌ واحد) چرا آنقدر اصرار دارند کلمۀ (لا اله الا الله) را زیاد بگویید ؟ چرا فرمودند اگر کسی روزی صد بار بگوید ( لا اله الا الله ) میزان حسنات او از همه سنگین تر است . مگر از کسی که صد و یک بار بگوید . این سنگین تر است . باز کسی که صد و یا بار گفته است (لا اله الا الله) این سنگین تر است مگر کسی صد و دو بار بگوید . همینطور ادامه دارد . فرمودند : آنقدر بگویید (لا اله الا الله) که مردم بگویند : این فرد دیوانه است و شما دیوانه نیستید . گاهی یک حرف هایی را از بعضی افراد نقل می کنند که خیلی سند ندارد و هیچ جا دیده نمی شود . می گویند : (لا اله الا الله) زیاد نگویید چون فقر می آورد ! خیلی زیارت عاشورا نخوانید که باعث فقر می شود ! در حالیکه والله این ها دروغ است . زیارت عاشورایی که امام فرمودند : اگر می توانید هر روز بخوانید ، فقر می آورد ؟ کلمۀ (لا اله الاالله) که پیغمبر(ص) فرمود : اگر کسی آخرین کلمه اش این ذکر باشد وارد بهشت می شود ، باعث فقر می شود ؟! این حرف ها مال درویش ها و صوفی ها و درویش مسلک ها و خانقاه است . امام صادق(ع) و ائمه و پیغمبر(ص) نفرمودند کلمۀ(لا اله الا الله) فقر می آورد . پس اولین مطلبی که باید به مردم برسانید ایمان به خدا است . (آمن الرسول بما إنزل الیه من ربّه و المؤمنون کلٌّ آمن بالله و ملائکة و کتبه و رسله لا نفرّق بین أحدٍ من رسله و قالوا سمعنا و أطعنا غفرانک ربنا و الیک المسیر) اگر کسی آیه آمن الرسول را بخواند از آن خانه نوری بلند می شود و به عالم بالا می خورد . به پیغمبر(ص) خبر دادند از خانۀ فلانی شب ها نوری به بالا می رود . حضرت فرمودند : من فکر کنم آیۀ آخر سورۀ بقره را می خواند . آیۀ آمن الرسول را می خواند . چون فرمود : اگر کسی این آیه را بخواند نوری از خانه اش به بالا می رود و در آنجا برای اهل آسمان تلألو می کند . لذا اگر کسی این آیه را بخواند به جای نماز شب قبول می شود . البته برای آدم های تنبل . کسی سوء استفاده نکند و بگوید همین ایه را می خوانیم و نماز شب نمی خوانیم . من برای تبرک می خوانم : (آمن الرسول بما إنزل الیه من ربّه و المؤمنون کلٌّ آمن بالله و ملائکة و کتبه و رسله لا نفرّق بین أحدٍ من رسله و قالوا سمعنا و أطعنا غفرانک ربنا و الیک المسیر* لا یکلفّ الله نفسً الّا وسعها لها ما کسبت و علیها مأاکتسبت ربنا لا توأخذنا أن نسینا أو أخطأنا ربنّا و لا تحمل علینا اصرا کما حملته علی الذین من قبلنا ربنّا و لا تحملّنا ما لا طاقة لنا به وأعف عنّا وأغفر لنا و أرحمنا أنت مولانا فأنصرنا علی القوم الکافرین)
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.