شرایط استغفار از زبان حضرت علی(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین والسلام و الصلاة علی سیدنا و نبیّنا ابوالقاسم مصطفی محمد(ص) و السلام علی علی ابن ابیطالب (ع) و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
امّا بعد قال الله تبارک و تعالی:( وأستغفرو ربکّم ثمّ توبوا الیه إنّ ربی رحیمٌ ودود . وأستغفروا الله إن الله غفورٌ رحیم )(قل إنمّا أنا بشرٌمثلکم یوحی الیَّ أنمّا الهکم اله واحد فأستقیموا الیه وأستغفروه والویلٌ للمشرکین)
خداوند تبارک و تعالی : در قرآن به ما دستور استغفار می دهد . دستور توبه و إنابه می دهد . توبه به درگاه خودش . یکی از وظایف و تکالیف فوری و واجب فوری این است که انسان اگر گناهی کرد فوراً توبه کند . معذرت بخواهد و أستغفار کند . این واجب موّسع نیست . واجب مضیّق است . فرق این دو با هم چیست ؟ واجب موّسع یعنی دایره اش وسیع است . از اول اذان صبح تا قبل از طلوع آفتاب خواندن دو رکعت نماز واجب است . اول اذان خواندی ثواب دارد . البته نماز صبح مستّحب است 5تا 7دقیقه بعد از اذان صبح باشد . همه این احتیاط را کرده اند . تا قبل از طلوع آفتاب شما مختار هستید این دو رکعت نماز را بخوانید . ولی اگر وقت به اندازۀ خواندن 2رکعت نماز به طلوع آفتاب مانده است می شود واجب مضیّق . وقت مخصوص نماز صبح . واجب موسّع از اول نماز ظهر تا اول مغرب نماز ظهر و عصر بر شما واجب است . در این زمان باید بخوانید . اگر مستطیع شدی بر تو واجب است تا قبل از مُردن یک حج واجب به جا بیاوری . این مضیّق نیست . امسال یا سال دیگر مهم نیست . البته هر چه بیشتر عجله کنی در کار خیر خوب است . امّا نه اینطور که بگویی بر من همین امسال واجب است . مگر اینکه دکتر گفته باشد تا آخر امسال خواهی مُرد . باید امسال بروی و حجّ را به جا بیاوری و این می شود واجب مضیّق . واجب فوری چیست ؟ این است که اگر خدای نکرده فردی الان در دریا افتاده و در حال غرق شدن است . تو هم شنا بلدی و یا غریق نجات هستی . باید سریع بروی و او را نجات بدهی . دیگر جای استخاره ، رضایت و... نباید باشی . اگر شخصی را برق گرفته است و در حال جان دادن است باید سریع به او کمک کنید . اینجا اقدام فوری باید انجام دهی و تأخیر جایز نیست . اگر گناهی کردیم حق نداریم توبه را تا شب جمعه به تأخیر بیاندازیم . حالا که گناه و معصیت کرده ایم و فعل حرام انجام داده ایم برویم و توی حرم امام رضا(ع) توبه کنیم ؟ برویم بین رکن و مقام و یا در حرم امام حسین(ع)توبه کنیم ! برویم در مسجد محل توبه کنیم . سحر بشود توبه کنیم . بعد از نماز ، موقع اذان توبه کنیم ! نخیر حق ندارید به تأخیر بیاندازید . باید سریع توبه کنید . همانجا باید توبه کنید و بگوئید (أستغفر الله ربیّ و أتوب الیه) حتی اگر چنانچه در ذهنت نسبت به شخصی حسد ورزیدی و احساس کردی نسبت به او حسادت می ورزی حضرت فرمود : سریع باید بگویی (أستغفرالله ربی و أتوب الیه) . به این می گویند واجب فوری . یک واجب کفایی داریم و یک واجب عینی . واجب کفایی یعنی ؛ شخصی مُرده است و عدّه ای از مردم اگر اقدام کردند برای جمع کردن و غسل و کفن این میّیت مسلمان از بقیّه مسلمانان ساقط است . یعنی همۀ مردم مکلفّ هستند و بر همۀ مردم واجب است . یعنی بر تک تک مردم واجب است امّا چون یک عدّه اقدام کرده اند از گردن دیگران ساقط می شود . امّا واجب عینی چیست ؟ یعنی بر کلّ فرد فرد مردم واجب است . مثل نماز که تا وقتی شما زنده هستی من نمی توان از طرف شما نماز بخوانم . تا وقتی طرف زنده است نمی توان برای او روزه گرفت . فقط حج را می توان چنانچه شما مستطیع شدی و الآن به دلیلی از رفتن به حج ممنوع شدی . مریضی و یا کسالتی داری ، دیگری می تواند به نیابت از تو برود و حج را به جا بیاورد . بر خلاف روزه و نماز که یا باید خودت بخوانی و یا بعد از مرگت ورثه برای تو بخوانند . پس اگر نماز و روزه و عبادات که واجب عینی است اگر من بخوانم از گردن شما ساقط نمی شود . توبه هم از همین قبیل است . توبه هم واجب عینی و هم فوری است . یعنی هم باید فوراً استغفار کرد و هم باید خودت اینکار را بکنی . البته از طرف دیگران طلب مغفرت کردن کار خوبی است ، امّا نمی تواند وکالتاً انجام بدهد . مثلاً من وکالت بدهم شما از طرف من استغفار کن . من یک غیبت کرده ام و دروغی گفته ام ، خدای نکرده به ناموس مردم نگاه کرده ام و... شما از طرف من استغفار کنی ! معلوم نیست که قبول بشود . البته ائمه و پیغمبر(ص) از طرف ما استغفار می کنند و خدا هم لطف می کند و ممکن است قبول کند امّا خودمان چی ؟ بر خودمان هم واجب است که توبه کنیم . این تکلیف است و نمی توانم به دیگری واگذار کنم . (وأستغفروا لربکّم) استغفار کنید . آمرزش بجویید و توبه کنید به سوی پروردگارتان . پروردگار من خدای خیلی مهربان و ودود است . نود و یک یا دو بار خدا خودش را غفور معرفی کرده است . پنج بار غفّار معرفی کرده است . شاید واژه هایی که در قرآن راجع به (غفر) و امثال این ها آمده است 234بار غفر، یغفر، مغفرت آمده است . نود و یک بار صفت غفور آمده است یعنی خدا همیشه بخشنده است . صفت مشبّه است یعنی کثرت در آن خوابیده است و هم استمرار دارد . غفاّر هم پنج بار آمده است . (غَفَرَ) از مادّه غفور و غفاّر به معنای پوشاندن است . وقتی چیزی را می پوشند که دیگران نبینند و شخص رسوا نشود و یا در منظر مردم نباشد می گویند : (غفره) او را بخشید . روی گناهش را پوشید و از تقصیراتش در گذشت . خداوند تبارک و تعالی این امر را به ما کرده است و دستور داده است که عرض خواهم کرد چیست . در قرآن خداوند دو امان نامه به ما داده است (وما کان الله لیعذبهم و هم یستغفرون) تا زمانی که مردم استغفار می کنند و از خداوند تبارک و تعالی طلب مغفرت و بخشش می کنند خداوند این ها را عذاب نمی کند . یعنی استغفار ، توبه و امان نامه سپر بلا و دژ محکمی است . خدا اجازه نمی دهد کسی که گفته است استغفرالله ربی و أتوب الیه او را عذاب کنند . در یک روایت خداوند قسم می خورد به عزّتم و جلالم ، به کبریایی و خدائی ام ، به علّو شأنم قسم ، چند قسم پشت سر هم می خورد که بعد از اینکه بنده ای از گناهی توبه کرد و دست برداشت و ترک آن معصیت و گناه را کرد من هرگز دیگر او را عذاب نخواهم کرد مگر در دو صورت . اول ؛ سوء ظن به من(خدا)پیدا کند . به من بدگمان باشد . دوم ؛ غیب مردم را بکند و عذر خواهی نکند . بد گویی کند . غیبت و بدگویی و تخریب کردن مردم گویا خیلی گناه بزرگی است . خدا اجازه نمی دهد . یعنی نهی صریح وارد شده است . مانند خوردن میته است . جایز نیست . در جلسات اخلاق کراراً عرض کردیم که حضرت فرمود : اگر کسی یک غیبت را ترک کند در نزد خداوند تبارک و تعالی أحب و بهتر است از ده هزار رکعت نماز مستحبی ! یعنی شما ده هزار نماز مستحّبی بخوانی اجر مزدش برابر است با یک دهن بستن از غیبت مردم . ده هزار دقیقه وقت گرفتی ، وقتت صرف شده است که نماز مستحّبی خوانده ای . خدا می فرماید : یک غیبت نکن ، دنبال فلان آقا و خانم ، پشت سر عروست ، مادر شوهر و خواهر شوهرت حرف نزن ، خداوند ثواب ده هزار رکعت نماز مستحّب را به تو می دهد . این جلسات و منبر ها و روضه ها برای همین است که ما در این جلسات معصیت و غیبت و گناه و دروغ ، چشم چرانی را ترک کنیم . اصلاً این جلسات دارالشفاء مرض های اخلاقی ما است . اگر چه بعضی ها متأسفانه بهره نمی گیرند . فقط می آیند و می نشینند و می روند . این روایات و احادیث و مطالب هر سال باید گفته بشود . هر سال باید تکرار بشود . نماز و روزه تکرار است . قرآن و استغفار تکرار است . الهی العفو تکرار است . نصیحت و موعظه تکرار است . بعضی از اذکار صد بار ، سه بار ، هفت بار ، بیست و پنج بار ، پانزده بار ، چهل بار ، هفتاد بار ، نود و دو بار ، هزار بار باید تکرار کنیم . خدا سرّی در این تکرار قرار داده است . والّا مگر نعوذ بالله خدا لج باز است که بگوید : اگر هزار بار استغفار نکردی من نمی بخشم ؟ خدا قادر است که اگر یک بار بگویی (أستغفرالله ربّی و أتوب الیه) بگوید لبیک . بخشیدم . چرا پیغمبر(ص) فرموده است : من روزی صد بار ، ساعتی هفتاد تا صد بار ، در هر لحظه استغفار می کنم ؟ این تکرار است و مانند غذا و نفس کشیدن است . لذا کسانی که می خواهند عمل کنند ، دنبال پند و اندرز و اصلاح هستند خوب گوش می دهند . دنبال مطلب جدید و نو نیستند . آنهایی که می خواهند عمل نکنند می گویند : مطلب جدید و نو بگو! ما مطلبی نو تر و جدید تر از استغفار نداریم . مطلبی نو تر از (الهی العفو) نداریم . غیبت نکن ، دروغ نگو ، معصیت نکن ، خودت را بساز ، اخلاقت را درست کن ، تقوا داشته باش ، پوشش ات درست باشد ، لجبازی نکن ، غرور نداشته باش ، از این ها مطلب بهتر نیست . هفتاد سال به تو می گویند باز با همین صفات می میری ؟ وای به آن زمانی که نگویند ! لذا بار ها خداوند در قرآن تکرار کرده است (فبأیّ آلاء ربکّما تکّذبان) . (هل من مدکّر)(فاتقوالله و أطیعون) چیست ؟ امیرالمؤمنین (ع) در شبانه روز هزار رکعت نماز می خوانده است . آیا حمد و سوره اش را عوض می کرد ؟ نخیر . در تمام آنها گفته (اهدانا الصراط المستقیم) . چیز جدیدی نگفته است . هزار بار می گفته است (الله الصمد)(إیاک نعبد و إیاّک نستعین) این سرّ تکرار را درک کنیم و بفهمیم . این جزء اسرار است . اگر تقوا و معنویت و نور باطن داشتیم سرّ تکرار را درک می کنیم و اگر نداشتیم درک نمی کنیم . یادم است چند سال قبل جایی منبر می رفتم و این روایات اخلاقی را تکرار می کردم . یک آقایی گفت : حاج آقا مثل اینکه نرسیدی مطالعه کنی ؟! گفتم : چرا . مطالعه کرده ام . گفت : این روایت را قبلا خوانده بودی . گفتم : اگر صد بار هم بخوانم کم است . میل داری بیا ولی اگر مایل نیستی برو دنبال کارت . اخلاق همه اش تکرار است . (فذکّر فأنّ الذکر تنفع المؤمنین) . خدا گفته است تکرار کن . تذکّر بده . ذکر یعنی مطلبی را شما می دانستی و دو مرتبه هم به تو بگویم . معنای ذکر و حقیقت ذکر این است . اصلاً ذکر بگو یعنی تکرار کن . (لا اله الا الله) را خیلی بگو . (الحمد لله)(لا حول ولا...) فلان سوره و حدیث را خیلی بخوان . دوست عزیزی داشتیم به نام مهندس عزیزی (رض) حدود دوازده سال محرم در خدمت ایشان بودیم . همان اول محرم ایشان می فرمود : حاج آقا آن روایات اخلاقی که سال های گذشته می خواندید را باز هم تکرار کن . از دو حال خارج نیست . یا یادمان رفته است که تذکّر می شود . یا یادمان است . با خودمان می گوییم یک سال از این روایات گذشته است چقدر عمل کرده ایم ؟ به خودمان بیاییم . آیا عمل کرده ایم یا نه ؟! چند بار این مطلب را به تو گفته اند ؟! آیا تصمیم گرفته ای که عمل کنی یا خیر ؟
سعدیا گرچه سخن دلکش شیرین است
به عمل کار برآید به سخن دانی نیست
ما می گوییم به سخنرانی و سخندانی هم نیست . (إلاّ الذین آمنوا و عمل الصالحات) کمیل ابن زیاد می گوید : یا امیرالمؤمنین : ( العبد یصیب الذنب و یستغفرالله منه فما حدّ الاستغفار) کمیل ابن زیاد می گوید : گفتم آقا جان گاهی بنده ای گناه و معصیت می کند و بعد استغفار می کند . حدّ و اندازۀ استغفار چیست ؟ در روایتی هست که شخص آمد و عرض کرد : فقیر و گرفتارم . فرمودند : برو استغفار کن . گفت : رفتم استغفار کردم مشکلم بر طرف نشد . برگشتم عرض کردم : ما که استغفار کردیم ولی خبری نشد ! فرمود : چه گفتی ؟ استغفارت چگونه بود ؟ گفتم : إستغفرالله ربیّ و أتوب الیه . فرمود : نخیر . سپس حضرت هفتاد نوع استغفار کرد . حضرت در جواب کمیل فرمود : (التوبه) توبه حدّ استغفار است . (قلت ؛ بس ؟ قال : لا ، قلت : فکیف ؟ قال : إنّ العبد إذا أصاب ذنبً یقول إستغفرالله بتحریک قلت و ماالتحریک ؟ قال شفتان اللسان ، یرید أن یطبع ذالک بالحقیقه قلت مالحقیقة ؟ قال : تصدیق فی القلب أضمار أن لا یقول الاّ ذنب الذی استغفر منه قال کمیل فإذا فعلت ذالک فأنا من المستغفرین ؟ قال : لا ، قال کمیل : فکیف ذالک ؟ قال : لإنکّ لم تبلغ الی أصل بعده . قلت ماذا؟ قال : الرجوع الی توبه من الذنب الذی إستغفرت منه وهی اولُ درجة العابدین و ترک ذنب و الاستغفار اسم واقعٌ لمعان ستّ . اولها : الندم علی ما مضی ، والثانی: الترک علی ترک الاودع، والثالث : عن تؤدّی حقوق المخلوقین التی بینک و بینه ، والرابع : عن تؤدّی حق الله فی کل فرضٍ ، والخامس : عن توضیع اللحم والسادس:... ) گفت : همین که گفتم توبه کار تمام است ؟ حضرت فرمود : نخیر . خیلی مختصر نکن . گفتم : پس چگونه است ؟ چقدرعاقل بوده است کمیل که گفته است استغفار را به من یاد بده . اگر من باشم می گویم : خودم بلدم . می گویم استغفر الله ربی و أتوب الیه ! شخصی می آمد نزد پیغمبر(ص) . حضرت می فرمودند : بگو (لا اله الا الله) به حضرت عرض می کند : چطور بگویم لا اله الا الله ؟ آنوقت حضرت طریقۀ لا اله الا الله گفتن را به او می گوید . کمیل ابن زیاد جزء خواصّ است . عالم و فقیه است . خودش می داند و از اصحاب سرّ حضرت است ولی باز می پرسد . حضرت فرمود : استغفار کند با تحریک . کمیل پرسید : تحریک چیست ؟ فرمود : زبانت را حرکت بده . با حقیقت استغفار کن . به زبان جاری کن . لبت را تکان بده و بگو استغفرالله ربی و أتوب الیه . گاهی طرف می گوید : توی دلم گفتم . نخیر حضرت می فرماید : توی دل به درد نمی خورد . آنهم خوب است ولی لب هم باید تکان بخورد . دنبال حقیقت باشد . لب و زبان به استغفار حرکت بکند . امّا همراه با حقیقت . نه زبان تنها . صورت و سیرت با هم باشد . لفظ نباشد بلکه حقیقت هم باشد . کمیل پرسید حقیقت استغفار چیست ؟ حضرت فرمود : اینکه قلبت هم تصدیق کند که من گنه کارم . خطا رفتم ، خطا دیدم ، خطا خوردم ، خطا قضاوت کردم و حرف زدم ! بله . اشتباه در کارم است . به قلبت تلقین کنی که اشتباه و خطا کردم . نباید این لباس را می پوشیدم ، نباید خانم جواهراتش را به اجنوی نشان می داد ، نباید دنبال کسی حرف می زد ...همینطور این نباید ها را به خودش تلقین کند و باید ها را تصدیق کند . در نیتّش این باشد . سپس کمیل می گوید : اگر اینگونه گفتم با حقیقت و قلب و زبان انجام دادم بعد من از مستغفرین هستم ؟ مستغفری مقام بالایی است . امام حسین(ع) در دعای عرفه می فرماید : (لا اله الا الله أنت سبحانک أنّی کنت من المستغفرین) امام حسین (ع) می فرماید : من از مستغفرین هستم . هر کسی نمی تواند ادعّا کند . امیرالمؤمنین(ع) می فرماید : من از مستغفرین هستم . این مدال افتخار نصیب هر کسی نمی شود . کمیل می فرماید : اگر من این کار را کردم جزء مستغفرین هستم ؟ حضرت فرمود : نخیر . هنوز نخیر ! به حقیقت استغفار نمی رسی الّا به اصل استغفار برسی . پرسید : اصل استغفار چیست ؟ فرمود : استغفار حقیقتی است که دارای 6مرحله است . تو باید این 6مرحله را بگذرانی . بعد تازه می توانی بگویی من از مستغفرین هستی . آن ادعّایی که امام حسین (ع) کرده را تو هم می توانی انجام بدهی . گرچه من فکر نمی کنم باز هم بتوانی این کار را بکنیم . من که جرأت نمی کنم چنین ادعّایی بکنم . خب این 6 مرحله چیست ؟ اول : از گذشته پشیمان باشی . دوم : عزمت را جزم کنی دیگر گذشته را تکرار نکنی . سوم : حق الناس را رد کنی و بر گردنت نباشد . اگر حرفی پشت سر مردم زده ای از آنها معذرت خواهی بکنی . همۀ مراجع نوشته اند اگر دنبال حرفی زده ای باید حلّیت بطلبی . فقط یک قید گذاشته اند که کار ما را آسان کرده است . اگر بروی به او بگویی فتنه و دعوا به پا می شود نگو . پشت سرش بگو (الهی العفو ، استغفرالله ربّی و أتوب الیه) نباید ما را غرور بگیرد . هرچه از حقوق را ضایع کردی باید حلالیت بطلبی . چهارم : هر واجبی که از تو ضایع شده است به جا بیاوری . ایام وفات امام صادق(ع) رفتم اصفهان . دیدم یک آقا زادۀ حدود دوازده ساله قبل از اینکه بروم منبر آمد و گفت : حاج آقا از من راضی باش . گفتم: چرا ؟ گفت : من یک حرفی پشت سر شما زده ام و بعد فهمیدم اشتباه کرده ام . یک بچۀ دوازده ساله اینقدر احساس وظیفه کند! تو را به خدا این معلم و استاد ما نیست ؟ گاهی کبر وغرور و عُجب اجازه نمی دهد . گفتم : تو را بخشیدم . پس بنشین و در زندگی ات ببین کدام فریضۀ الهی را ضایع کرده ای؟ دعای روز دوشنبه همین را می گوید . دعای روز دوشنبه خیلی مطلب دارد . دعای روز دوشنبه اخلاقی است . دعای روز سه شنبه عرفانی است . خامس : آن گوشت های حرامی که با کیف و لذت های حرام در بدنت روییده است را آب کنی . که گوشت جدید بروید . ششم : همانطور که نفس و جانت لذّت و کیف کرده است حالا الم و سختی طاعت را به او بچشانی . وقتی این کار را کردی اینجا بگو (أستغفروالله ربیّ و أتوب الیه) با این 6 شرط تو می توانی بگویی ( لا اله الا أنت سبحانک أنّی کنت من المستغفرین ) حالا چه کسی می تواند بگوید من از مستغفرین هستم ؟ منتها این را هم بگویم که:
در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس
بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
در این جلسات و مجالس اگر یک نفر هم توبۀ جدّی بکند خدا به برکت او بقّیه را می بخشد . البته خودمان هم جدّیت به خرج بدهیم و به امید ان فرد بغل دستی مان نباشیم . اما نا امید هم نباشیم .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.