آثار محبت و دوستی اهل بیت 3
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین والسلام و الصلاة علی سیدنا و نبیّنا ابوالقاسم مصطفی محمد و السلام علی ابن ابیطالب و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین الهداة المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
امّا بعد : قال الله تبارک وتعالی ( قل لا أسئلکم علیه أجراً الّا الموّدة فی القربی )بحث و صحبت مان دربارۀ محبت و آثار محبت به اهل بیت بود . که اگر ما اهل البیت را دوست داشتیم و از تبعیت کردیم و از این عزیزان فرمان بردیم چه اتفاق و تحولّ و دگرگونی بیاد در اخلاق مان حاصل بشود . در این روایت حضرت پیغمبر(ص) می فرماید : خداوند تبارک و تعالی به هر کسی که محبت و دوستی اهل البیت من را عنایت کرده است خیر دنیا و آخرت را به او رسیده است . که در این خیر دنیا و آخرت همه چیز هست . کامل ترین دنیا همین است که خدایا خیر دنیا و آخرت را به من بده . در دعای روز قربان و فطر از خدا می خواهیم که ( أللهم أدخلنا فی کلّ خیرٍ أدخلت فیه محمداً و آل محمد و إخرجنا سوءٍ أخرجت منه محمداً و آل محمد ) خدایا در همۀ خیر ها و خوبی هایی که آل محمد را در آن وارد کردی من را هم در آن خیر داخل کن و از هر شرّ و بدی که آن ها پاک کردی و دور کردی مرا هم دور نگه دار . این خیلی دعای کاملی است . یعنی شما تمام دعاهایی که در این رابطه رسیده است را جمع کنید برگشتش به این دعا ها است . دوستی اهل بیت بیست اثر دارد که ده تای آن در دنیا و ده تای دیگر آن در آخرت ظاهر می شود . ده اثر دنیا را عرض کردیم . اول : زهد ، حرص نسبت به علم و عمل ، ورع در دین ، رغبت در عبادت ، توبۀ قبل از مرگ ، نشاط در نماز شب و بیداری سحر ، یأس و نا امیدی از مردم ، تسلیم امر و نهی خدا ، بغض دنیا ، سخاوت و بخشندگی که فرمودند : ( السخیّ قریبٌ من الله قریب من الناس ، قریب الی الجنة ، بعیدٌ من النار، و البخیلُ بعیدٌ من الله ، بعیدٌ من الناس ، بعیدٌ من الجنّة ، قریبٌ الی الناّر ) آدم سخی به خدا ، بهشت و مردم نزدیک است و از جهنم دور است . آدم بخسا بر عکس از خدا ومردم وبهشت دور است و به جهنّم نزدیک است . امّا ده اثر که در آخرت ظاهر می شود چیست؟ قبل از اینکه این روایت را ادامه بدهم ، روایت کوچکی عرض کنم ، خداوند فرمودند : اگر کسی وضویش باطل بشود و وضو نگیرد به من جفا کرده است . اگر وضو بگیرد و 2رکعت نماز نخواند به من جفا کرده است . اگر وضو بگیرد و 2رکعت نماز بخواند ولی حاجتی از من طلب نکند به خودش جفا کرده است . اگر وضو گرفت ، 2رکعت نماز خواند و حاجت طلب کرد ، اگر منِ خدا به تو حاجتت را ندهم به تو جفا کرده ام و من خدای جفا کاری نیستم . و امّا ده اثر محبت اهل بیت که در آخرت ظاهر می شود چیست ؟ اول : نامۀ اعمال ما باز نمی شود و وقتی نامۀ اعمال ما باز نشد پرونده به جریان نمی افتد . وقتی پرونده به جریا نیافتد انسان محاکمه نمی شود و وقتی هم که محاکمه نشد رحمت واسعۀ پروردگار شامل حال مان می شود . خدا نکند که پرونده باز بشود . امام سجاّد(ع) با آن همه عظمتش عرضه می دارد ( الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عینٍ ابدا ) خدایا یک لحظه مرا به خودم واگذار نکن . یا می فرماید : ( الهی عاملنا به فضلک و لا تعاملنا به عدلک ) خدایا به فضلت با من رفتار کن و نه با عدالتت ) چه کسی تحمل عدالت خدا را دارد ؟! اگر ما تمام عمرمان را تلاش کنیم و زحمت بکشیم که در قبال نعمت هایی که خدا به ما داده است در قبال هر نعمت یک طاعت داشته باشیم تا عدالت برقرار شود آیا این اتفاق می افتد ؟ خیر . ما تمام وجودمان نعمت است . یک موی رگ بدن مان از کار بیافتد ، یک قطرۀ خون در رگ ما لخته می شود ما سکته می کنیم و غش می کنیم ! یک سلول از بدن مان اگر درست کار نکند بیچاره می شویم ! یک لحظه نفسمان نیاید ، نبض مان از کار بیافتد بیچاره می شویم ! حافظه را خدا از ما بگیرد چه می شود !؟
از دست و زبان که برآید
کز عهدۀ شکرش بدر آید؟
بنده همان به که زتقصیرخویش
عذر به درگاه خدا آورد
ور نه سزاوار خداوندی اش
کس نتواند که به جای آورد
پس ما در قبال هر نعمت خدا یک طاعت هم نداریم ، در قبال هر نعمت خدا در این هفتاد ، هشتاد سال یا بیشتر و کمتر عمرمان یک بندگی هم نداریم . پس اگر خدا به عدالتش با ما رفتار کند همۀ مان گیر هستیم . لذا خدا باید با فضل و کرم و آقائیش با ما رفتار کند . لذا امام سجاّد عرضه می دارد : ( الهی أنا عبدک، لا الهی أنا خلقک ) خدایا من بندۀ تو هستم و فوراً می گوید : خدایا عذر می خواهم من مخلوق تو هستیم . بندگی مقام بالایی است . من کجا و بندگی ؟! شما مقام بندگی را به پیغمبر داده ای . در تشهد نماز می گوییم :(أشهد أنّ محمداً عبده و رسوله) پس هر کسی نمی تواند مقام بندگی را حائز و دارا شود . لذا بهتر است نامۀ اعمال باز نشود و پرونده به جریان نیافتد . مختومه اعلام شود . دوم : میزانی هم برای او نصب نمی شود . خب وقتی پرونده باز نشد ، چرا میزان باز شود ؟ اعمال و رفتار ما را با امیرالمؤمنین(ع) می سنجند . با حضرت زهرا(س) و پیغمبر(ص) می سنجند . با امام صادق(ع) و باقر(ع) می سنجند . (نحن میزان الأعمال) ای خدا ما کجا می توانیم اعمال مان را با این ها میزان کنیم ؟ عبادات و طاعات مان کجاست ؟ توکل و اخلاص ما کجا و آنها کجا ؟ عدالت و عبادت ما کجا و آنها کجاست ؟ هیچ هم خوانی ندارد . البته نه اینکه این توان را خدا به ما نداده است . که ما قدرت رسیدن و میزان شدن به اینها را نداشته باشیم . این دروغ است . اگر نداده بود آنها میزان اعمال ما نبودند . خدا حکیم علی اِطلاق است . زمانی آنها را میزان ما قرار می دهد که توان میزان شدن آنها را به ما داده باشد . شما یک سرمشق را به بچه ات می دهی و می گویی مثل این بنویس . به کارگرت یک الگو می دهی و می گویی مثل این کار کن . به قالی باف نقشه می دهند و می گویند : مثل این نقشه را بکش . اگر قالی باف توان آن کار را نداشته باشد و نتواند ببافد پس این کار لغو و بیهوده است که شما نخ و مصالح را به او بدهید ، آن را ضایع می کند و از بین می برد . مگر خودت کنار او بنشینی و دائم مراقب او باشی . پس ما توان را داریم و می بینیم که افرادی بوده اند که خیلی به ائمه نزدیک بوده اند . سلمان ها و أباذر ها و مقداد ها و میثم تمّار ها ، عوان ابن تقلب ها ، محمد ابن مسلم ها نظیر این ها در تاریخ زیاد و فروان بوده اند . میان بزرگان ما کسان زیادی داشتیم که این ها برای ما الگو بودند . انسان وقتی زندگی بعضی از بزرگان را مطالعه می کند می بیند که واقعاً ما احساس حقارت می کنیم که ما چه بودیم و آنها که بودند ؟ کما خیلی ناقص هستیم . خیلی گرفتاریم . پس میزان اعمال اهل بیت هستند . عدالت امیرالمؤمنین (ع) که روز عید قربان نگاه کرد به گردنبند یکی از دخترانش و فرمود : دخترم من که این گرد بند را برای تو نخریدم ! از کجا آورده ای ؟ دخترش عرض کرد : بابا می خواستم به جشنی بروم ، سر و گردنم خالی بود . رفتم از بیت المال مسلمین از ابن ابی رافع که مسئول بیت المال است به ودیعه و امانت 3 روزه گرفتم و چیزی آنجا به رهن گذاشتم که بعد بروم و پس بدهم . حضرت فرمود دخترم اگر امانت نگرفته بودی دست تو و ابن ابی رافع هر دو را قطع می کردم . اگر قرار است از گردن بند بیت المال استفاده کنند همۀ دختران عرب باید استفاده کنند و نه تو تنها . در زمان عُمَر یک یهودی آمد و حضرت را گرفت و عرض کرد : این زره تن تو مال من است ! حضرت قبول نکرد و مشاجره شد . آن یهودی رفت شکایت کرد و حضرت را به دادگاه دعوت کردند . به محض آنکه وارد شدند تا چشم عُمر به امیرالمؤمنین (ع) افتاد از جا حرکت کرد و مؤدب گفت : (یا ابوالحسن تفضّل) ای ابوالحسن بفرما . عُمر به فرد یهودی گفت : بشین آنجا . بین مدعّی و متهم که حضرت علی (ع) بود فرق گذاشت . تا این کار را کرد چشمان حضرت قرمز شد . ناراحت شد و فرمود : عمر چرا بی عدالتی کردی؟ عُمر گفت ابوالحسن منکه هنوز قضاوتی نکردم ؟! من تازه گفته ام آنجا بنشینید تا قضاوت کنم ، هنوز قضاوت نکرده ام که شما می گوئید خلاف عدالت است ؟! حضرت فرمود : چرا وقتی ما با هم وارد شدیم به من سلام گرم تری کردی و من را بیشتر تحویل گرفتی؟ من را با کنیه و او را با اسم صدا کردی ؟ قاضی باید عادل باشد و هر دو را با اسم یا کنیه صدا بزند . نگاهش را باید تقسیم کند و نوع برخوردش باید یکی باشد . تا این جمله را مرد یهودی از حضرت شنید همانجا منقلب شد و مسلمان شد و گفت : بخدا این زره مال علی ابن ابیطالب(ع) است . عُمر دیگر نیازی به قضاوت تو ندارم و من می خواستم او را امتحان کنم . حالا کسی که عدالت ندارد وقتی وارد دادگاه می شود ، اگر بفهمد قاضی با او آشناست به رقیبش می گوید : قاضی هم آشنای من است و پدر تو را در می آورم . خوشحال می شود ! نظیر این قضایا برای ائمه فراوان اتفاق افتاده و حقی را از دیگران ضایع نمی کنند . سوم : نامۀ اعمال شیعیان را به دست راستش می دهند . در روایات داریم که همان اول او را صدا می زنند و می گویند : فلانی پسر فلانی بیا نامۀ اعمالت را بگیر . ولی اگر از محبّان و شیعیان نباشد نامه اش به دست چپش می دهند در حالیکه او می خواهد به دست راستش بگیرد . ولی دست راستش حرکت نمی کند و فلج است . اینطور نیست که بگوییم با دست راست مان می گیریم ! کسی که در این دنیا دستش نسبت به مال و جان و ناموس مردم کج و هرزه بود و هر گناه و خطا و قادری کرد و هر سیلی را زد فردای قیامت نامۀ اعمالش به دست چپش داده می شود . ( و امّا من أوطی کتابه بیمینه فسوف یحاسب حساباً یسیرا و ینقلب الی ربّه مسرورا هر کسی که نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود به سوی خانواده اش بر می گردد و خوشحال مسرور است . امّا کسی که نامۀ اعمالش را به دست چپش می دهند فریادش بلند می شود و به او می گویند : کتابت را بخوان . وقتی می خواند می گوید : ای وای بر من این چه نامۀ اعمالی است که به من داده اید ؟ ای کاش نامۀ اعمالم به من داده نمی شد . کاش آن را نمی خواندم . نگاه می کند می بیند در آن غیبت ، دروغ، تهمت،چشم چرانی ، لهو و لعب، فحاشی ، بد دهنی و مال مردم خوردن ، ربا،غنا و موسیقی ، تکّبر، بخل و...همۀ این ها هست و نامه مملو از رزائل اخلاقی است . در روایت داریم که یک عدّه وقتی نامۀ اعمالشان را بدست شان می دهند و خودشان یک مرور می کنند سرشان را پایین می اندازند و به سمت جهنّم حرکت می کنند ! با تمام ناامیدی به خود می گوید کار من تمام است . وقتی یک عدّه می روند به سمت جهنّمی ها ، خداوند به جبرئیل می گوید : چرا فلانی در صف جهنمّی ها است ؟ باید در صف بهشتی ها باشد . جبرئیل می گوید : خدایا من در نامۀ اعمال او چیزی ندیدم که او را بهشتی کند . خدا می گوید : چرا دارد ، در نامۀ اعمال او یک ذکر (یا حنّان و یا منّان)هست ! آن ذکر را با یقین و باور گفته است . جبرئیل می پرسد : چرا ؟ خدا می فرماید : یکی از روز ها گفت : (یا حنّان و یا منّان) یکی به او گفت : مگر حنان و منانی غیر از خدا هست ؟ حنّان یعنی مهربان و دلسوز . منّان یعنی نعمت دهنده . چه نعمت دهنده ای بهتر از خداست و چه مهربان و دلسوزی از خدا بهتر است ؟ او (أرحم الراحمین ) است . خدا ملکی دارد که نامش اسماعیل است . این ملک در آسمان دنیا است و هفتاد هزار ملک در اختیار او هستند که هر کدام از این ملائک باز هفتاد هزار ملک دیگر در اختیار دارند وقتی بنده ای با یقین دست بلند می کند طرف آسمان و 4مرتبه می گوید : (یا أرحم الراحمین)این ملک به آن شخص می گوید : بنده خدا حاجتت رو طلب که که خدا با تمام وجوهش به تو روی کرده است . خدا مهربان ترین مهربان ها است . اگر در نامۀ اعمال ما یک (یا ارحم الراحمین ) یک ( الله اکبر)یک ( یا حسین و یا علی ) یک ( الهی العفو) باشد . دستگیری از فقیر و عیادت از مریض باشد و بالأخره یک نقطۀ مثبتی باشه همان نجاتت می دهد . ولی گاهی بعضی پرونده ها خالی است . لذا این نامه را می گیرد و اعمالش را نگاه می کند و برای آنکه ما مأیوس نشویم و ناامید نشویم فرمودند : بهترین اسلام شناس کسی است که نه مردم را نا امید کند و و نه مردم را مغرور و پر رو کند . لذا در همین روایت که می گوید شخص گنهکار بسوی جهنم می رود همین ( یا حنان و یا منّان) نجاتش می دهد . گاهی یک صلۀ رحم و احترام به پدر و مادر، نماز اول وقت ، نجاتت می دهد . خیلی افراد هستند که اینطور نجات پیدا کرده اند . یک قدم برای محبت به فاطمۀ زهرا(س) و قدمی که در این مجالس برداشتی نجاتت می دهد . وقتی آن مرد یهودی می آید و یک پُف می کند و آتش غذای مجلس امام حسین را روشن می کند و خدا عذاب را از او بر می دارد آنوقت من و شما آنجا گیر هستیم ؟ ولی به شرطی که به این ها اعتقاد داشته باشیم و باورمان بیاید . چهارم : برای شیعه و محب علی(ع) برات آزادی از جهنم را می نویسم . وقتی تو را غسل دادند و کفنت کردند و می خواهند ببرند تو را به سمت خانۀ گور 14معصوم می آیند و موقع جان دادن ، روی تخت غسال خانه ، پای میزان اعمال ، تطایر کتب با تو هستند و تا تو را از پل صراط نگذرانند تنها نمی گذارند . اول صبح بود ، امیرالمؤمنین (ع) دید دقّ الباب کردند . رفت جلوی در دید پیرمردی هست به نام حارث همدانی ، مانند ابر بهار گریه می کند ! حضرت فرمودند : حارث چرا گریه می کنی ؟
حارث گفت : آقا چرا گریه نکنم ؟ از دیشب تا حالا به یاد مرگ افتادم و از ترس خانۀ گور و مرگ قرار از من گرفته و وحشت می کنم و می ترسم . حضرت فرمود : حارث مگر تو از شیعیان ما نیستی؟ گفت : چرا . حضرت فرمود : پس نترس . موقع جان کندن و تخت غسال خانه و شب اول قبر و میزان اعمال با تو هستیم و تا شما را از پل صراط نگذرانیم رهای تان نمی کنیم . خدا رحمت کند مرحوم ملا عباس تربتی رو که پدر مرحوم راشد بود که در زمان طاغوت در رادیو صحبت می کرد . می گویند ایشان از مبلّغین و روحانیون نخبه بوده است . کتابی هم در احوالات ایشان نوشته شده است به نام فضیلت های فراموش شده . این کتاب را بخوانید . در منطقۀ تربت این شیخ آنقدر درست عمل کرده بود که مانند پیغمبر(ص) می پرستیدند . مرحوم راشد نقل می کند : در آن لحظه های آخری که پدرم می خواست از دنیا برود و عرق مرگ روز پیشانی اش نشسته بود ، رو به قبله بود که ناگهان دیدم دست روی سینه اش گذاشت و گفت : (السلام علیک یا رسول الله ، السلام علیک یا امیرالمؤمنین ...تا 14 معصوم را صدا کرد و به آنان سلام داد تا امام زمان(عج) و بعد ادامه داد ؛ السلام علیک یا قمر بنی هاشم ، السلام علیک یا زینب کبری ) و از دنیا رفت ! یعنی این 16نفر به دیدارش رفته بودند .
نشان مرد مؤمن با تو گویم
چو مرگش در رسد خندان بمیرد
ما بیش از 54روایت داریم که 14معصوم به بالین شیعیانشان می آیند . به بالین محبانشان می آیند . دربارۀ علامۀ طباطبایی (رض) هم می گویند که وقتی در بیمارستان در حال احتضار بوده است در لحظات آخر زیر لب گریه می کرد و می گفت : (نیامدند ، آنهایی که قول داده بودند می آیند نیامدند ) گویا دلواپس شده بود که ناگهان دیدند علامه ای که توان حرکت نداشت ناگهان حرکت کرد و نشست و گفت :( السلام علیک یا رسول الله ...) فراوان از این جریان هست کسانی که در موقع جان دادن ائمه به بالین شان رفته اند و آنها را کمک و مدد کرده اند . پنجم : صورتش مانند قرص ماه شب چهارده می درخشد و نورانی می شود . ششم : از حُلّه های بهشتی به قامت او کشیده می شود . هفتم : تا صد نفر از خانواده اش را می تواند شفاعت کند . یک شیعه و محب واقعی که درست عمل کرده است تا صد نفر تا می تواند شفاعت کند . دعا کنید که اگر خودتان اهل این کمالات نیستید در فامیل تان یک نفر این چنین باشد . چون یکی از چیز هایی که اتفاق می افتد قوم از قوم می تواند شفاعت کند . خدا این قدرت را به او می دهد . هشتم : خداوند نظر رحمت به او می کند . نهم : تاج های بهشتی بر سر او گذاشته می شود . دهم : بدون حساب وارد بهشت می شود . سپس فرمودند : خوش به حال محب و دوستداران اهل بیت من . امیرالمؤمنین (ع) و پیغمبر(ص) نشسته بودند که بک مرتبه سه چهار نفر غلام سیاه جنازه ای را می برند . حضرت فرمود : علی جان ؛ ببین این کیست که اینقدر غریبانه تشییع می شود ؟ حضرت رفت نگاه کرد و دید میّت غلامی سیاهی است که هر وقت در خیابان حضرت علی (ع) را می دید ، به سراغ ایشان می آمد و می گفت : علی جان دوستت دارم . حضرت علی (ع) برگشت و به پیغمبر(ص) عرض کرد : این غلامی بود که هر وقت من را می دید می گفت دوستت دارم . پیغمبر(ص) فرمود : علی جان اگر تو را دوست داشته که نباید اینطور غریبانه دفن شود . پیغمبر(ص) به همراه امیرالمؤمنین(ع) و سلمان و عدّه ای دیگر رفتند به تشییع جنازۀ این غلام و سپس پیغمبر(ص) عبای مبارکش رو دور کفن این غلام سیاه پیچید و با عزّت و احترام دفنش کردند . جا دارد که بگوییم یا امیرالمؤمنین (ع) یک غلام سیاه را اجازه ندادید غریبانه دفن کنند ، پس چرا بدن حسینت غریبانه سه شبانه روز بدون غسل و کفن روی خاک داغ کرببلا بماند ؟
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.