بسم الله الرحمن الرحیم
السلام و الصلاة علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم مصطفی محمد(ص) و علی علی ابن ابیطالب (ع)  آله الطیّبین الطاهرین المعصومین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
امّا بعد قال الله تبارک و تعالی : ( قل لا أسئلکم علیه أجراً الاالمودّة فی القربی ) و قال رسول الله(ص) : (إنّ الحسین (ع) مصباح الهداة و سفینة النجاة )( الحسن و الحسین سیدّا شباب اهل الجنة )(الحسن و الحسین إمامان ، قاما أو قعدا)( أحّب الله من أحّب حسینا)
خداوند تبارک و تعالی در این شب اول ماه محرم الحرام ، ماه پیروزی خون بر شمشیر ، این ماه امر به معروف و نهی از منکر ، در این ماه روضه و توسل ، ماه اشک و گریه ، ماه حزن و ماتم ، دل های ما را به نور محبت و دوستی اهل البیت منوّر بگرداند . این که عرض کردم ماه محرم ماه غم و اندوه است از این بابت است که حضرت رضا (ع) فرمودند : ماه محرم چشم های ما را زخم کرد ، اشک های ما را جاری کرد ، دل های ما را سوزاند ، ماهی که حتی مردم زمان جاهلّیت هم حُرمت آن را نگه می داشتند . اگر کسی در این ماه قاتل پدر و برادر و فرزند خودش را می دید با او کاری نداشت و متّعرض او نمی شد . ماه محرم امان نامه ای بود همانطور که افرادی که وارد مسجد الحرام می شدند در امان بودند ، ماه محرم هم ماه امان بود . امّا بنی امیّه حُرمت این ماه را شکستند و عزیزان ما را کُشتند و به شهادت رساندند ، اموال آنان را به غارت بردند . زن و ناموس آنها که ناموس خدا بود را به اسارت بردند . امام رضا(ع) می فرمودند : با حلول ماه محرم دیگر کسی پدرم موسی ابن جعفر (ع) را خندان نمی دید . خنده بر لبان پدرم نبود . روز به روز بر این حُزن و غم و اندوه پدرم اضافه می شد تا روز عاشورا . روز عاشورا که می شد این غم و اندوه به اوج خودش می رسید . ما هم باید از این عزیزان پیروی  کنیم . راوی می گوید : روز اول ماه محرّم الحرام بود ، امام صادق (ع) در این دهۀ محرم در منزل شان خیمه و چادر می زدند . چرا خیمه و چادر می زدند ؟! می توانستند روی منزل را بپوشند و مسّقف کنند . شاید حضرت می خواست با خیمه زدن مردم را متوجّه خیام ابی عبدالله(ع) کند . روضه خوان و منبری داشتند که کسی را حضرت دنبال او می فرستادند که بیاید و برای ایشان مرثیه و روضه بخواند تا اینکه مردم گریه کنند و اشک بریزند . روز اول این ماه که شد امام غلامش را فرستاد دنبال آن روضه خوان . غلام درب خانۀ آن شخص در زد و زن روضه خوان پشت درب آمد و پرسید : کیست ؟ غلام گفت : قاصدی هستم از طرف امام صادق(ع) ، ایشان امر کردند که شوهرتان بیاید برای اقامۀ عزا و سوگواری . زن روضه خوان گفت : آقا از دیشب که شوهرم چشمش به هلال ماه محرم افتاده است ، نعره و فریادی کشید و گریه کرد و بیهوش افتاده است . این ها اهل دل و توسل و معرفت هستند . این ها معنی حسین(ع) و مصائب را می دانند . این ها دلشان سوخته است و دل ها را می سوزانند . پس این روضه ها باید باشد همانطور که امام امت فرمود : دست از روضه برندارید که ما با روضه زنده هستیم . این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است .  امام حسین(ع) کاری کرده است که در قلوب مؤمنین جای گرفته است . پادشاهان و سلاطین عالم وقتی می خواستند اظهار محبت ودوستی کنند برای امام حسین(ع) اقامۀ عزا می کردند و مصیبت می خواندند .
ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدم اند
نه تنها بنی آدم که ملائک و جنّ و انس اسیر او هستند . این مصیبت همه جا هست .
 در  بارگاه  قدس  که  جای ملال  نیست
سر های قدسیان همه بر زانوی غم است
عالم بالا و ملکوت هم گریه است . خداوند خودش منتقم خون ابی عبدالله(ع) است . شما در زیارت عاشورا می خوانید : ( السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره والوتر الموتور )سلام بر تو ای خون خدا و پسر خون خدا . وهابیوّن بی عقل و احمق به ما اشکال می کنند که مگر خدا خون دارد؟ شما چرا امام حسین را خون خدا می دانید ؟به آنها می گوئیم :  ما نگفته ایم . خدا گفته است . زیارت عاشورا مال ما نیست . مال خداست . خدا فرموده است .مگر خدا خانه لازم  دارد ؟ چرا خانۀ کعبه را می گویید بیت الله الحرام ؟ اگر قائل به این باشید که خدا داخل آن خانه می رود و استراحت می کند و می خوابد و پناهگاه خداست ، این شرک و گناه  است ! پس نباید بگوئید (بیت الله) ، بگویید (بیت) . ولی  اضافۀ بیت به الله تعظیمی و تشریفی است . و ثار الله هم اضافۀ خون به خدا هم تعظیمی و تشریفی است . وهابیّون خبیث شما چرا در قرآن به شتر حضرت صالح می گویید : (ناقة الل) شتر خدا ! مگر خدا ساربان است . مگر بقیّۀ شتر ها مال خدا نیست ؟ فقط همان یک شتر مال خدا بوده است !؟ این نسبت تعظیمی و تشریفیّه است . که وقتی ناقۀ صالح را پی کردند و دنبال کردند خدا صد هزار نفر را کُشت . به احترام  و قصاص خون آن ناقه . در روز عاشورا وقتی گلوی حضرت علی اصغر(ع) را پاره کردند امام حسین(ع) قنداقۀ او را بلند کرد و فرمود : خدایا ؛ علی اصغر من کمتر از ناقۀ صالح نیست . چرا در قرآن بعضی ایام را (ایام الله) می نامید ؟ ( فذّکر هم بایاّم الله )(مردم را متوجه ایام خدا کن) . مگر بقیۀ ایام مال خدا نیست و فقط عید قربان و فطر و غدیر و لیالی قدر ایام الله است ؟ به خدا تمام ایام (ایام الله) است . پس این ایام اضافۀ تعظیّمیه و تشریفّیه است . و( یدالله فوق ایدیهم ) مگر خدا دست دارد ؟! اگر قائل به دست داشتن خدا مانند دست های ما که شرک است ! خدا را جسم فرض کرده ای . پس از قرآن این کلمات را حذف کنید ! خدا می داند که این وهابّیون چقدر عقائد باطل و غلطی دارند . این ها چه کردند با اسلام و دین . صد ها دلیل برای حقاّنیت شیعه داریم  و آنها باطل بوده اند . ما باطل بودن آنها را بر ملأ می کنیم . از این کلمات زیاد است ( عین الله ، أذن الله و...) پس امام حسین(ع) ثار الله است و خون امام حسین(ع) قداست پیدا کرده است . ( وتر الموتور) یعنی چه ؟ یعنی کشته ای که انتقامش گرفته نشده است . در این عالم قتل زیاد اتفاق افتاده است . قاتل را می گیرند و قصاص می کنند . اگر خانوادۀ مقتول رضایت بدهند که عفو می شود ویا قاتل دیه می دهد و اولیاء دم قبول می کنند و بعد از دیه و قصاص در قتل های بشری کار تمام می شود . بعد از شهادت امام حسین(ع) مختار (رض) قیام کرد . قیام توابیّن اتفاق افتاد . مختار(ع )و رضوان خدا بر او باد قتلۀ ابی عبد الله(ع) را به جهنم فرستاد . خدا هدایت کند آنهایی که در ایمان و عظمت و تقوا و نیّت مختار شک می کنند . با کمال تأسف بعضی از منبری ها و افراد تحقیق نمی کنند . روایت هایی که بنی امیّه برای مذّمت مختار جعل کردند و او را ریاست طلب معرفی کردند . او را کیسانی و طرفدار محمد حنّفیه معرفی کردند . با کمال بی شرمی روایت دروغ جعل کردند و گفتند : در قلب مختار محبّت شیخین عمر و ابوبکر بوده است . این ها دروغ است . مختار شیعۀ خُلَّص بود . خدا رحمت کند آیة الله العظمی خویی را کتابی دارد در باب رجال به نام (معجم الرجال )25تا26جلد است و در آنجا وقتی به بحث مختار می رسد می گوید : هشت روایت در مذّمت مختار رسیده است که هیچ کدام سند ندارد و جعلی و فاقد اعتبار است . این را یک متخصص رجال می گوید . مگر هر روایتی که دیدیم باید نقل کنیم ؟! از این روایات جعلی فراوان است . همان کسانی که برای پیغمبر(ص) صدوپنجاه صحابی دروغین درست کردند . همان کسانی که ده ها هزار روایت جعل کردند و به پیغمبر(ص) نسبت دادند . همان روایات دروغینی که بخاری و مسلم می گوید : ما از میان یک میلیون روایت ، این ها را انتخاب کردیم! روایات بنی اسرائیلی . عرضم سر این جمله بود که مختار قیام کرده است و قتلۀ ابی عبدالله(ع) را به دوزخ فرستاده است و آنها را قطعه قطعه کرده است . آنچه که با آن سزاوار بودند آنان را همانطور به دوزخ فرستاده است . امّا آیا کار تمام است ؟ نخیر . خدا می فرماید : مختار تو هم نمی توانی انتقام خون حسین(ع) را بگیری . من خودم باید انتقام حسین(ع) را بگیرم . حضرت موسی (ع) طلب مغفرت برای عدهّ ای خاص کرد . خدا فرمود : موسی (ع) اگر تو برای هر کسی طلب مغفرت کنی می بخشم امّا قاتل حسین(ع) و یحیی ابن زکریّا را نمی بخشم . اگر تمام انبیاء هم بیایند وساطت کنند و شفاعت کنند من قاتل حسین(ع) را نمی بخشم . آنجا در قیامت باید انتقام بگیرم . این معنای (وتر الموتور)است . خونی که باقی مانده است و دیۀ آن
پرداخت نشده است . وامّا دعایی هست که مربوط به روز آخر ذوالحجه است . امروز دو رکعت نماز داشته است که در هر رکعت یک حمد و ده تا توحید و ده تا آیة الکرسی و بعد از اتمام نماز این دعا را باید بخوانیم ؛ ( أللهم ما عملت هذه السنه من عمل نهیتنی عنه و لم ترضه و نسیته و لم تنسه و دعوتنی الی توبه بعد اجتراحی علیک أللهم انّی أستغفرک فأغفر لی ما عملة من عملٍ یقّربنی الیک فأقبله منّی فلا تقطع رجایی منک یا کریم ) ترجمه : خدایا در این سالی که گذشت آنچه کردم (پایان سال قمری و اول محرم آغاز سال نوقمری است که نماز اول ماه بخوانید به این ترتیب ، رکعت اول حمد سه تا توحید و رکعت دوم حمد و سه تا قدر و دعایی که در مفاتیح هست و صدقه بدهید) از کار هایی که من را نهی کرده بودی و آن مورد پسند تو نبود . متأسفانه من فراموش کردم و تو فراموش نکردی . چقدر دروغ و غیبت و نگاه ها ، خشم ها ، غضب ها ، بی ادبی ها ، اخم های بیجا ، حسادت ها و... کارهای بدی که من یادم رفت وتو یادت هست . در نامۀ اعمال من بایگانی شده است و تو همه را مکتوب کرده ای . آن دو ملک و فرشتۀ (عتیدان رقیبان) نوشته اند . در قیامت پروندۀ اعمال ما را جلوی ما می گذارند و می گویند : بخوان نامۀ عملت را ! انسان آنروز از خواندن نامۀ اعمالش شرمش می آید . در  ادامه می گوییم : خدایا از من راضی نشدی . من را به توبه دعوت کردی بعد از آنکه من بی باکی و حرمت شکنی کردم . باورم آمده بود که تو مرا می بینی و عالم و ناظر و شاهدی . ولی متأسفانه من جریح و خودخواه بودم . خدایا من از آن بی ادبی ها عذر می خواهم . از آن گناهانم عذر می خواهم و من را ببخش . خدایا هر عملی که من انجام دادم و آن عمل من را به تو نزدیک می کند را از من قبول کن . نمازم ، روزه ام ، انفاق و حرم ، قرآن و صلۀ رحم ، نماز شب و جماعت ، پای منبر و هر چه که من را به تو نزدیک می کند . خدایا امید من را قطع نکن و نا امیدم نکن . من با امید به در خانه ات آمدم . اگر کسی این نماز و دعا را بخواند شیطان فریاد می زند ؛ ای وای ، دیدی چه اتفاقی افتاد و هر چه من در این یک سال به رنج و تعب افتادم و این شخص را گمراه کردم ، همه را خراب کرد و زحمات یک سالۀ من بر باد رفت . به خدا اگر یک لحظه حالت اِنکسار و دل شکستگی و توبه و اِنابه به من و شما دست بدهد کار مان تمام است و به وظیفۀ مان عمل کرده ایم . دائم باید در گوش ما نصیحت ها و اندرز را بخوانند و باید این نصیحت ها باشد . اگر این پند ها و اندرزها نباشد ، گرد و غبار این گناهان روی قلب ما می نشیند و روز به روز قلب ما را قصّی تر می کند . اصلاً خود این عالم غبار و گرد و خاک معنوی دارد . عالم معنا مانند عالم ظاهر است . همانطور که اگر آئینۀ شفّافی را گوشه ای بگذارید بعد چند مدت گرد و غُبار روی آن می نشید . حتی اگر درب و پنجره ها را ببندید . اصلاً همین جمعیّت و نشست و برخاست غُبار تولید می کند . این آئینه را کَدر می کند . لامپ و لوستر ها را نگاه کنید ! داخل حرم امام رضا(ع) و در جای به آن قشنگی ، حتی ضریح را تمیز می کنند و بعضی این گرد و غبار را به عنوان تبرک می برند . آیا داخل حرم طوفان بوده است ؟! عالم هم همین است . برخورد های ما با انسان های متعدد ، حرکت ها و شنیدن و گفتن ها غبار تولید می کند و دل های ما غبار آلود می کند . لذا باید با پند و اندرز ها این غبار ها بشوئیم . حقیقتاً این روایات و قال الصادق(ع) و باقر(ع) ها  و نصیحت و موعظه ها گرد و غبارها را از دل های ما می شوید .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
( این سخنرانی را استاد در شب اول ماه محرم سال ۱۴۳۵ مصادف با 1392 در مسجد شهید هاشمی نژاد واقع در چهار راه سی و پنج متری ایراد فرمودند )