بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله الرب العالمین والصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا أبوالقاسم مصطفی محمد (ص) والسلام علی علی ابن ابی طالب (ع) و آله طیّبین الطاهرین المعصومین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
بحث و صحبت مان دربارۀ اسبابی است که ما را به بهشت می رساند . رفتن به بهشت اسباب و لوازمی دارد که باید آن را فراهم کنیم تا خداوند تبارک و تعالی این توفیق را به ما عنایت بفرماید . لذا وجود مقّدس حضرت فرمودند : (من أقام الصلوات الخمس و أجتنب الکبائر سبعه نودی یوم القیامة یدخل الجنّه من أیّ باب شاءَ ) فرمودند : اگر کسی نماز های پنج گانه را اقامه کند ، نفرمودند که قرائت کند یعنی بخواند . نخیر قرائت با اقامه فرق می کند . در تمام آیات قرآن و روایات مسئلۀ (یقیمون الصلاة) است . در (یقیمون) چند چیز هست .اول : مسئلۀ تداوم است که تداوم و استمرار باید باشد . دوم : دیگران را هم وادار به نماز کردن است . دیگران را هم امر به معروف کردن ، و لوازم و پیام هایی نماز دارد . مسئلۀ (تنها عن الفحشاء) را هم در این (یقیمون) گنجانده اند . پس همیشه باید نماز را اول وقت بخواند و دیگران را هم وادار به نماز کند و پیام های نماز را هم بشنود . پیام های نماز را بشنود که  از منکرات و فحشاء و از هر کار زشتی باز دارد . خدا رحمت کند یکی از علمای اخلاق و عرفان و بزرگان را که می فرمودند : من هیچ زمانی مسئلۀ فقهی یا اخلاقی و کلامی و ادبی را به قصد امتحان و آزمایش از کسی سوال نمی کنم . از او پرسیدند : چرا ؟ گفت : ممکن است این آقا این مسئله را بلد نباشد و ندانستن برای او عیب باشد و من نمی خواهم عیب مردم را بر ملأ کنم . نمی خواهم عیب کسی را بفهمم . در روایات هم مذّمت شده است . که اگر مسئله ای را می خواهید سوال کنید و وظیفۀ شما امتحان و اختبار و آزمایش طرف مقابل نیست ، سوالات تان به قصد آزمایش نباشد . اگر واقعاً بلد نیستید و می خواهی سوال کنی به او بگو : اگر حضور ذهن دارید و یاد تان هست جواب من را بدهید . که اگر نمی دانست خجالت نکشد . در آن دستور العمل نه گانه ای که امام صادق(ع) به عنوان بصری فرموده اند : مبادا سوال کردن از مردم به قصد امتحان و آزمایش باشد . که ببینیم بلد است یا نه ! متأسفانه این مَرَض و این عیب در بسیاری از افرادی که هنر و یا علمی دارند و مثلاً از بقیّه بیشتر می دانند ، می بینید که عمداً از طرف سوال می کنند تا او بگوید : نمی دانم و آنگاه ان شخص اظهار فضل کند و به این وسیله او را تحقیر کنند ! این بسیار کار بدی است . دربارۀ میرزا عبدالهادی شیرازی نوشته اند که وقتی کسی از او مسئله ای را سوال می کرد ، اگر بلد نبود با صدای بلند می گفت : بلد نیستم  ، نمی دانم . ولی اگر بلد بود آهسته جواب می داد . از او سوال کردند شما چیزی را که بلد نیستی همه را با خبر می کنی ولی چیزی را که بلد هستید آهسته می گویید ؟ گفت : می خواهم به طلبه ها (نمی دانم ) را یاد بدهم ! گاهی انسان با نمی دانم تقوای خودش را نشان می دهد . خدا رحمت کند استاد بزرگوارم آقای فلسفی را . بار ها ما مسئله ای را از ایشان سوال می کردیم وقتی حضور ذهن نداشت می فرمود : نمی دانم باید ببینم . ایشان فقیه و مجتهد بود . بعضی می گفتند : او اَعلم است . شنیدم که بعضی از بزرگان قم فرموده بودند : مشهد آقای فلسفی را نشناخت . پس یکی از چیز هایی که انسان را بهشتی می کند پوشیدن عیب مردم است . ستاّری کردن است . آبرو داری کردن است . اگر ایرادی ، عیبی ، اشکالی از افراد فهمیدیم باید کِتمان کنیم . فرمودند : اگر کسی نماز های پنج گانه را اقامه کند و از گناهان کبیره هفت گانه اجتناب کند در روز قیامت به او ندا می دهند: از هر دربی دوست داری برو داخل بهشت . تمام درب ها بروی تو باز است . مثلاً ؛ شما می خواهید بروید حرم . درب خروجی و ورودی دارد . از هر دری نمی توانی بروی . گاهی آنقدر شخص بزرگوار و محترم و عزیز هست که تمام خّدام به محض اینکه چشمشان به تو می افتد می گویند : همۀ درب ها بروی شما باز است و ما برای شما ضوابط تعیین نمی کنیم که از کدام درب برو و از کدام درب بیا . در این لحظه مردی از راوی پرسید : آقا گناهان هفت گانه چی بود ؟ آیا از پیغمبر شنیدی ؟ ( چون در قسمت اول فرمود : نماز های پنج گانه را اقامه کند و از کبائر اجتناب کند ) برای همین ، این مرد از راوی پرسید : تو شنیدی که پیغمبر این گناهان هفت گانه را نام برد ؟ راوی گفت : بله من خودم شنیدم که پیغمبر(ص) فرمود : اول ( الشرک بالله ) کسی مشرک نشود . کسی برای خدا شریکی قائل نشود . توحیدش کامل باشد . توحید ذاتی ، صفاتی ، افعالی ، عبادی ... در ذهنم هست که حدود ده الی دوازده نوع توحید بیان می کنند . یکی از علما و فلاسفۀ بزرگ به نام ربانّی که چند سال قبل در تهران از دنیا رفت و از مقامات زیادی برخوردار بود ، کتاب هایی دارد به نام (توحید رباّنی) و (معاد ربّانی) و راجع به زندگی نامۀ  کّل چهارده معصوم خلاصه ای نوشته است که از نر توحیدی و عرفانی بررسی کرده است  به نام (جلوات ربّانی) . پس مسئلۀ شرک بود که انسان برای خدا شریک قائل نشود . بداند در عالم همه کاره خدا است و لذا امیدش را به درِ خانۀ خدا ببرد . جمعی از انصار آمدند خدمت پیغمبر(ص) عرض کردند : یا رسول الله (ص) ما یک خواسته ای داریم . حضرت فرمودند : بفرمایید ؟ گفتند : شما بهشت را برای ما ضمانت کنید . حضرت سرش را پایین انداخت و متّفکرانه به زمین خیره شد . بعد چند لحظه سرش را بلند کرد و فرمود : چشم من این کار را انجام می دهم ولی شما هم به سخن گوش کنید و آن را بپذیرید . گفتند : بفرمایید ؟ حضرت فرمود : از احدی چیزی طلب نکنید و نخواهید . یعنی بطور استدلالی . یعنی اگر می خواهید به کسی مراجعه کنید و خواسته و حاجتی دارید ، ته دلتان این باشد که ؛ اگر این شخص از جانب خدا مأمور باشد، جواب من را می دهد و مشکل من را حل می کند و در غیر این صورت خیر . منظور این است و الّا ممکن است که شما در جامعه داد ستد داشته باشید و از مردم چیزی نخواهید یعنی چه ؟ یعنی از نانوا نان نخواهید ؟! از خیاّط خیاطّی نخواهید ؟! از قصّاب گوشت نخواهید ؟! مشکل پیدا کردید از کسی قرض نگیرید ؟! نخیر . منظور این نیست . منظور این است که ته دل مان متوجه خدا باشد . از اسباب کمک بگیریم ولی مسبّب الاسباب را فراموش نکنیم . قطعاً منظور این است . و الّا ما می بینیم ائمه و انبیاء ما از مردم چیزی می خواهند . پس منظور این نیست که در داد و ستد معمولی ارتباط مان را با مردم قطع کنیم . این همه روایت آمده است برای قضای حاجت مردم ، مشکلات مؤمنین و مؤمنات را حل کنیم . اصلاً خدا طوری ما را خلق کرده است که گاهی به یکدیگر نیازمند باشیم . منتها باید بدانیم که همۀ سر نخ ها دست خداست . اگر کسی برای غیر خدا استقلال بداند شرک است . دارو و قرص و شربت و دکتر ...همه به اذن و اجازۀ خدا شفا می دهد . آب خوردن به اِذن خدا سیراب می کند . آتش به اذن خدا می سوزاند . غذا به اذن خدا ما را سیر می کند  . کولر به اذن خدا سرد می کند . اگر خدا نخواهد این کولر سرد نمی کند . باد می زند ولی جواب گو نیست . دومّ : عاق والدین هم از گناهان کبیره است . اگر کسی بخواهد از هر دری وارد بهشت بشود باید به پدرو مادر کمک کند . در حق آنها ظلم و ستم نکند . سومّ : نسبت زِنا به زنان شوهر دار و مردان زن دار ندهد . زود نسبت بد ندهد . تازه بعد از آنکه برایش ثابت شد نباید اعلام کند چون اشاعۀ فحشا می شود . اصلاً در فقه آمده است که خدا و ائمه بنایشان بر این بوده است که این گناه اگرچه واقع هم شده باشد ولی ثابت نشود . مرتّب روایت آمده است که اشخاص می آمده اند نزد پیغمبر(ص) و عرض می کردند : یا رسول الله(ص) من زنا کرده ام . حضرت به او می فرمودند : برو . من امروز وقت ندارم! وقتی آن شخص می رفت ، حضرت به اطرافیان می فرمود : این شخص دیوانه نبود ؟! آن شخص فردای آنروز دوباره می آید و باز هم حضرت همان کار را تکرار می کنند ! تا سه روز حضرت او را رد می کنند تا اقرار نکند . لذا در محکمه های قضایی ما در این امور قاضی حق ندارد که روی زانی فشار بیاورد تا اقرار کند . بلکه باید به زبان او اِنکار را جاری کند . نه تنها نباید فشار بیاورد که اِقرار بگیرد بلکه باید کمک کند تا انکار کند و جریمه نشود . چهارم : قتل . آدمکشی از گناهان کبیره است . خدا نکند که انسان قاتل شود و یا واسطۀ قتل شود . در روایات آمده است که در قیامت به دست بعضی اشخاص شیشه ای از خون می دهند و می گویند : این هم سهم تو در قتل فلان شخص! تو هم در قتل فلانی شریک هستی . آن شخص می پرسد : من ؟! اصلاً در قتل کسی شریک نبودم .  به او می گویند : بله . مستقیماً شریک نبودی امّا سبب قتل بودی . فلان سّر را فاش کردی ، آن حرف را زدی تا آن قاتل تحریک شد و شخصی را کشت ! پنجم : فرار کردن از میدان جنگ . صحنه را برای دشمن خالی کردن از گناهان کبیره است . ششم : خوردن مال یتیم هم گناه کبیره است .  هفتم : زنا ، از گناهان کبیره است . در روایتی آمده است که پسر آدم تو سه چیز را برای من کفایت کن (حتما انجام بده) تا من هم بهشت رابرای تو بر عهده بگیرم و ضمانت کنم . ( إبن آدم ؛ أکفل لی بثلاثٍ أکفل لک بالجنة ، أن قنعت بما رزقک الله فأنت اغن الناس ، و أن أعطیت أمّا حرّم الله فأنت ...)فرمود : پسر آدم اول : به آنچه خدا روزی تو کرده قانع باش . ما از کجا بفهمیم خدا چه چیزی را رزق و روزی ما کرده است ؟ آنچه که از طریق شریعت و داد و ستد اسلامی با خرید و فروش اسلامی و الهی با صداقت و راستی  به تو رسیده است این رزق و روزی تو است . آنچه با کلک و دروغ و ریبه و ربا و قسم دروغ و تعریف بیجا و تدلیس و امثال این ها بدست می آید حرام است . اینطور نیست که اگر کسی در بازار صد میلیون درآورد بگوییم خدا به او داده است . دروغ است و این تهت به خدا است . این شخص از اختیارش سوء استفاده کرده است و خدا به او نداده است . اگر هر کسی هر چه دست آورد بگوییم خدا به او داده است ، پس کسی هم که ربا خورده است خدا به او داده است ! پس کسی هم که دزدی کرده است بگوییم خدا به او داده است ! نخیر . خداوند راه حلال را برای ارتزاق برای ما باز کرده است نه راه حرام . اگربه آنچه خدا روزی تو کرده است قناعت کنی ، ثروتمند ترین مردم هستی . اگر از آنچه هم که خدا بر تو حرام کرده است خودداری کردی ، برنده و سودمند ترین مردم هستی . از همۀ مردم موفق تر بوده ای چون از محرّمات الهی باز ماندی و از آنچه خدا از آن تو رانهی کرده است دوری کرده ای . اگر به آنچه که خداوند تبارک و تعالی به تو واجب کرده است انجام دادی . واجبات الهی از تو ساقط نشد، تو بیشترین بهره را از این عالم برده ای . در عبارتی دیگر پیغمبر (ص)فرمود : چه کسی هست که پنج چیز راب رای من ضمانت کند تا من بهشت را برای او ضمانت کنم . مسئلۀ ضمانت است . کسی که پیغمبر(ص) ضمانت او را بکند مشکلی ندارد . شخصی سوال کرد : آن پنج چیز چیست ؟ فرمود : خیر خواه خدا باشد . با خدا یک دل و یکرنگ باشد . با رسول خدا یک دل و یکرنگ باشد و با کتاب خدا یکرنگ و یک دل باشد . با دین صادق باشد . با جماعت مسلمین راست وصادق باشد . پس اگر کسی خیر خدا و پیغمبر و کتاب و دین خدا را خواست و خیر جماعت مسلمین را خواست پیغمبر بهشت را برای او ضمانت می کند . معنای دیگری هم دارد و این که طرفدار خدا باشد . طرفدار پیغمبر و کتاب و دین خدا باشد . طرفدار جماعت مسلمین باشد . یعنی واقعاً از خدا و پیغمبر دفاع کنیم . از دین و کتاب و مسلمین دفاع کنیم و اگر این ها مورد هَتک حُرمت واقع شد ، ما بی تفاوت نباشیم و از آن دفاع کنیم . به مقّدسات توهین بشود ، به قرآن و پیغمبر توهین بشود ، ولی شخص بی خیال و بی تفاوت  باشد ! چطور پیغمبر بهشت را برای کسی ضمانت کند که نسبت به خداو دینش بی تفاوت است ؟! خداوند به ما توفیق بدهد که هوادار خدا و پیغمبرش باشیم . اگر کسی به کتاب خدا توهین کرد مقابل او بایستیم .
 والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته