بسم الله الرحمن الرحیم
روایت اخلاقی خدمت شما تقدیم می کنم . خداوند تبارک و تعالی فرموده است : ( أنا من الدنیا یا محمد ؛ أحب الثلاث ، قلب شاکر ، لسان ذاکر و بدنٌ للبلاء صابر )  من از این دنیا سه چیز را دوست دارم . قلبی شاکر ، زبان ذاکر و بدنی که در مقابل بلا صابر باشد . آن قلبی شاکر است که در آن محبت خدا ، طاعت خدا ، میل به بندگی خدا باشد ، قلبی که میل به گناه و معصیت ، محبتی غیر خدا در آن باشد آلوده است . پیغمبر(ص) فرمود : تمام قلب های مردم دنیا به سه قسمت تبدیل می شود . اول ؛ قلبی که مشغول به دنیا است . در دنیا دست و پا می زند و با خدا آشنا نیست . دوم ؛ قلبی که مشغول به آخرت است و می خواهد خودش را از جهنم مجات دهد و به بهشت برساند . دنبال عبادات و طاعات هست ولی برای نجات خودش . سوم ؛ قلبی هم مشغول به مولا است . فقط متوجه خدا است . و امّا قلب اول ؛ که مشغول به دنیا است آرامش ندارد . طمأنینه وسکینه  و وقارندارد . نباید توقّع آرامش و آسایش در زندگی داشته باشد . چون قلبش مشغول به دنیا است و دنیا هم اضطراب دارد . دنیا مانند دریا موج است . در روایت است که خیلی ها در این دنیا غرق شده اند . تا انسان در دریا هست و موج دارد ، آرامش ندارد . پس این قلبی که مشغول به دنیا هست آرامش ندارد و نه از عبادت و نمازش لذت می برد . نه از ذکر و حرم و جلسات مذهبی اش لذت نمی برد . و امّا قلبی که مشغول به عقبی و آخرت  است بد نیست . کرامات و مقاماتی دارد ولی خیلی هم عالی نیست . امّا قلبی که مشغول به خدا است هم دنیا دارد و هم آخرت و هم درجات بالایی دارد . مگر می شود که قلبی مشغول به خدا باشد و آنوقت خدا ذلیلش کند ؟ خدا این را رها کند ! محتاج انسان های پست و بی شخصیت کند ! نخیر امکان ندارد . خدا می فرماید : قلبی که با من است و شاکر است محبوب من است . زبانی هم که مشغول ذکر من باشد ، دوستش دارم . این زبان محبوب ِ من است . این زبان را هنگام مرگ گویا می کنم . وقتی شب اول قبر نکیر و منکر می آیند و از او سوالاتی می کنند من کمکش می کنم چون ذاکر بوده است . وقتی ببینم که به بنده ای بلا داده ام ، مرض و دردی به او داده ام شکوه نمی کند . گلایه نمی کند . در مقابل درد ها و بلاها صابر است . این بدن گرفتار فشار قبر  نمی شود . چون من دوستش دارم . شما کسی که دوستش داری را اذیت می کن ؟! ابداً . در روایت دیگری خدا می فرماید : من سه چیز دیگر را هم دوست دارم . اول؛ دوست دارم اگر کسی توان و قدرت دارد استطاعتش را در بندگی من خرج کند .  کم کاری و تنبلی را کنار بگذارد . من گریۀ بندگانم را وقتی خطا کرده اند و نادم و پشیمان شده اند دوست دارم . صاحب این گریه را دوست دارم . کسی که بر گناهان و خطاهایش گریه می کند محبوب من می شود و من این بنده را که بخاطر خطا و اشتباهش گریه می کند ، عذاب نمی کنم . من بنده ای که دستش از مقام و منصب دنیا خالی شده است و تحمّل کند و غصّه نخورد را دوست دارم . جبرئیل فرمود : بگذارید من هم بگویم چه چیز هایی را دوست دارم : اول ؛ ارشاد و راهنمایی گمراهان را دوست دارم . کسی که گمراهی را هدایت کند ، یک بی دین و ضد نماز و ضد اهل البیت را هدایت کند . کسی را که دنبال بی بند و باری و گناه افتاده است را هدایت کند . مردم حضرت داوود (ع) را اذیت کردند . حوصله اش سر آمد و مردم را رها کرد و به بیابان تا با خدا مناجات کند . خدا فرمود : داوود ، چرا تو را تنها می بینم ؟! گفت : خدایا مردم عصبانی ام کرده اند و به حرفم گوش نمی کنند . خدا فرمود : داوود برگرد به میان مردم و آنها را هدایت کن . به عزت و جلالم اگر یک نفر بدست تو هدایت شود بهتر است از آنچه که آسمان به آن می تابد . در روایت دیگری آمده است که خدا فرمود داوود اگر زمین را هفتاد بار از طلا بپوشانند و تو جمع کنی برای تو نفعش کمتر است از آنکه یک نفر را هدایت کنی. دیگر از چیز هایی که جبرئیل دوست دارد کمک کردن به مظلوم است . اگر در دنیا یک مظلومی طلب یاری کند انسان باید به او کمک کند و اجازه ندهد ظالمی به او ظلم کند . امیرالمؤمنین (ع) هم در وصیت نامه اش فرموده است : خدا را در نظر داشته باشید و یار مظلوم باشید . در وداع آخر هم که امام حسین (ع) با امام سجاد(ع) داشتند فرمود : پسرم از ظلم کردن به کسی که جز خدا یار ندارد بپرهیز . جبرئیل فرمود : من محبت کردن به فقرا را دوست دارم . در روایت دیگر جبرئیل می فرماید : من سه چیز دیگر را هم دوست دارم . اول؛ نشستن و رفاقت با غریب ها و کسانی که انیس و مونسی ندارند . کمک کردن به مقروضین و کسانی که ورشکسته هستند و یا در مضیقۀ مالی هستند . کسانی که عیال مند هستند و یا تهی دستند  . راهنمایی گمراهان را هم دوست دارم .  پیغمبر(ص) فرمودند : من هم سه چیز از دنیا را دوست دارم . اول ؛ عطر زدن . لذا یکی از خرج های منزل پیغمبر(ص) گول عِطر بود . دو رکعت نماز با عِطر ثواب نماز را هفتاد برابر می کند . اصلش هم عِطر است که غلط مشهور می گویند : عَطر . مانند خُطبه که اصل آن خِطبه است . سپس پیغمبر(ص) فرمود : من از دنیای شما زنم را هم  دوست دارم . محبت و دوستی زن از لوازم ایمان است . یعنی هر مردی باید زنش را دوست داشته باشد . زن امانت الهی است . اصلاً روایت است که هر مقدار دین و ایمان  انسان قوی تر می شود ، محبتش به زنش بیشتر می شود . پیغمبر (ص) فرمود : نور چشم من در نماز است و من نماز را دوست دارم . جنگ امام حسین (ع) قرار بود روز تاسوعا شروع شود ولی امام حسین (ع) حضرت عباسّ (ع) را فرستادند و فرمودند : برو از دشمن یک روز دیگر مهلت بگیر . خدا می داند که من نماز را دوست دارم .  می خواهم یک شب دیگر با خدا راز و نیاز کنم . بعضی از منافقین گفتند : حسین از مرگ ترسیده است . که آنوقت امام حسین (ع) فرمود : من مرگ را پلی بسوی آخرت و بهشت می دانم . پس این ها هم سه چیزی بود که پیغمبر(ص) از دنیا دوست داشت .
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته