بسم الله الرحمن الرحیم
 والسلام و الصلاة علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم مصطفی محمد (ص) و آله طیبین الطاهرین المعصومین و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
امّا بعد قال الله تبارک و تعالی : ( و ما خلقت الجن و الانس الّا لیعبدون )
قال الصادق (ع) ( أنّ العُبّاد ثَلاثةٌ ، قُومٌ اعَبد الله عزوجلّ خوفً  فَتِلک العبادة العبید ، و قوم اعبد الله تبارک و تعالی طلب ثواب فتلک عبادة الأجرا و قوم اعبد الله عزو جل حبً له و تلک عبادة الأحرار وهی افضل العبادة )( میزان الحکمة ج هفت حرف ع )
همانطور که در شب های گذشته عرض کردیم علت و انگیزۀ خلقت ما برای بندگی و طاعت خدا و رسیدن به مقامات بالا و اخلاقی انسانی است . عبادت اگر در مسیر خودش قرار بگیرد ، پشت عبادت کمالات و مقامات بالایی است که فرمودند : ( العبودیة جوهرةٌ کنهه الربوبیة ) عبادت حقیقتی است که در جان و مغز آن مقامات اولوهیت خوابیده است . یعنی انسان در پرتو  اطاعت و عبادت  خدا می تواند کار خدایی کند . تمام معجزات و کراماتی که از امیرالمؤمنین (ع) سرزده است محصول عبادت و بندگی خدا بوده است . چون خدا را عبادت کرده است ، همان کار هایی که خداوند می خواهد انجام بدهد بدست امیرالمؤمنین (ع) صورت می گیرد . اگر چنانچه ذات پروردگار می خواهد شقّ القمر کند و ماه را دو نیم کند بدست پیغمبر (ص) می شود . چون او خدا را بندگی کرده است . اگر می خواهد مُرده ای را زنده کند در صورتیکه خداوند محیی و ممیت است . می میراند و زنده می کند ، این کار بدست امیرالمؤمنین (ع) انجام می شود . اگر خداوند  شافی است این کار بدست امام رضا (ع) صورت می گیرد . مرض سرطانی و دکتر جواب کرده را درمان می کند . اگر خداوند قوی هست و هادی هست بدست امام هادی (ع) هزاران نفر هدایت می شوند . انسان در پرتو اطاعت و فرمان برداری می تواند مظهر اسماء الهی بشود . این اتفاق فراوان افتاده است . اگر در احوالات بزرگان مطالعه کنید می بینید که از این کرامات و مقامات زیاد داشته اند . چون خدا را اطاعت کرده اند . ( عبدی أطعنی حتی اُجعلک مِثلی اُو مَثَلی ) بندۀ من از من اطاعت کن تا تو را مَثَلی از خودم قرار بدهم . جلوه ای از خودم قرار بدهم . یک نفر می آید و هزار کارگر گرسنه را به کار می گیرد و ی شود مظهر صنّاع خدا . ( یا صانع کلّ مصنوع ) یکی از این مبتکرین و مخترعین را چند سال قبل بنده دیدم حدود پنجاه اختراع داشت  . به او گفتم : شما چه احساسی می کنی ؟ گفت : من هر چه بیشتر اختراع می کنم ایمان و اعتقادم به خدا بیشتر می شود . می گویم پس آن خدا چیست که یک مادۀ خاکستری را در مغز من قرار داده و من می فهمم این فهم و عقل مال من نیست . چون اگر بنا بود همه چیز را بدون مغز بفهمم ابتدا باید این مغز را استثناء کنم ، بعد ببینم آیا دستم هم می فهمم ؟ با پا و شکم وکبد و کلیّه ام هم می فهمم ؟ در صورتیکه اینطور نیست . پس چه خدای عظیمی بوده است که مادّۀ خاکستری را در مغز قرار داده است که من این مقدار مطالب را درک می کنم !  پس امام صادق (ع) می فرماید : عبادت کنندگان سه دسته هستند . وقتی افراد عبادت کننده  را تقسیم کنیم سه دسته هستند . اول ؛ عده ای خدا را از ترس عبادت می کنند . یعنی می بیند که اگر نماز نخواند و روزه نگیرد عذاب می شود و به جهنم می رود . گناه کند دچار عذاب وجدان می شود . افرادی را دیده ایم که وقتی گناه کرده اند روانی شده اند . حالت جنون به آنها دست داده است . پس این دسته می گویند بخاطر اینکه دچار عذاب وجدان نشوند ، خلاف امر پروردگار نمی کنم ! برای اینکه به جهنم نروم خدا را عبادت می کنم . این نوع عبادت ، عبادت نوکران و کارگرانی است که از ترس مولا و صاحبشان کار می کنند . دوم ؛ عدهّ ای برای ثواب عبادت می کنند . این هم عبادت اجیران و کارگرانی است که می دانند اگر کار نکنند به او حقوق نمی دهند . سوم ؛ عدّه ای هم خدا بر اساس عشق و محبت عبادت می کنند . این نوع عبادت بهترین نوع عبادت است . چرا این نوع عبادت افضل و بالاتر است ؟ مگر خود خداوند در قرآن نفرموده است اگر کسی گناه نکرد ، معصیت نکرد ، سراغ فحشاء و منکرات نرفت ، دست به کارهای زشت و بد نزد ، به واجبات و تکالیفش عمل کرد ، او را به بهشت می بریم ؟ خدا فرموده است : اگر فلان عمل را انجام دهید ما به شما ثواب می دهیم . چه اشکالی دارد که ما از این اجر و ثواب بهره مند شویم ؟ آیا اگر به عشق بهشت و فرار از جهّنم عبادت کنیم گناه است ؟ نخیر . امّا این نوع عبادتی که از ترس جهنم و به عشق بهشت انسان انجام می دهد خطر عجیبی دارد ! یعنی گناه نکردن و ثواب کردن ، هر کدام خطری دارد . آن چیست ؟ البته آن مراتب توحیدی و مدارج بالای خلوص نیّت را مطرح نمی کنم که در آن شرک خفّی است و از ترس جهنم است نه از ترس خدا . به عشق بهشت است نه به عشق خدا . از این مقوله صحبت نمی کنم . امّا آن خطری که عرض کردم این است که اگر این عدّه ای که از ترس عذاب وجدان و ترس جهنم گناه نمی کنند ، دزدی نمی کنند ، زِنا نمی کنند ، مال مردم نمی خورند ، فحّاشی نمی کنند  برای چیست ؟
چون می داند عواقب و خطر بدی دارد . اصلاً در دنیا خداوند تبارک و تعالی قانون وضع کرده است . عمل و عکس العمل . هر عمل نیک و بدی عکس العمل دارد . شما چه خدا را قبول داشته باشی و چه نداشته باشی . یعنی مسئلۀ عکس العمل اعمال چیزی نیست که ربطی به دین و دیانت داشته باشد . تجربه هم این را نشان داده است . پایان عُمر صدّام قاتلِ آدم کُشِ خونخوار چه شد ؟!  تکّه تکّه کردند و جلوی سگ ها انداختند . در روزنامه نوشته بود حتی سگ ها هم جنازه اش را نخوردند ! طایفۀ خودش هم او را کشتند . چون داماد خودش را هم کشت . سرهنگ قذّافی چه شد ؟ با کُلت خودش کشته شد . کسانی که خونریزی کردند و آدم کشتند با چه ذلّت و خواری از دنیا رفتند ؟ در مقابل امام امتّ (ره) را هم ببینید . روزی که امام تبعید شد در پانزده خرداد 1342پانزده هزار نفر را طاغوت کُشت و به شهادت رساند چون قیام کردند برای امام ! مردم فریاد می زدند :
لحظه به لحظه گویم ، زیر شکنجه گویم ، یا مرگ یا خمینی
بعد هم امام را به عراق تبعید کردند و وقتی امام برمی گردد چندین میلیون به استقبال او می روند و فریاد می زدند :
وای به حالت بختیار                   اگر خمینی دیر بیاد
این نتیجۀ قیام برای خدا است . تا وقتی که امام زنده بود با عزّت و احترام زندگی می کرد . وقتی صحبت می کرد کاخ های ظلم می لرزید . برای مردم صحبت می کرد ، مردم گریه می کردند . امام (ره) را می دیدند و گریه می کردند . مقام معظّم رهبری (حفظه الله ) حدود سه سال قبل چه گفت ؟ فرمود : من جان نا قابلی دارم ، جسم ناقصی دارم و... خدا شاهد است که این جمله به قلب آمریکا و انگلیس شلیک شد و دیدید که با مستمعین چه کرد ؟ بعضی الآن در موبایل شان  دارند . مگر چه گفت ؟ حقیقت را گفت . واقعاً جسمش ناقص است . دست ایشان مجروح است . از باب نمونه عرض می کنم که الآن شاهد عینی هست . فردی موّثق می گفت که با صاحب کارم حدود ساعت دوازده ظهر سر نهار نشسته بودیم که آقایی توهینی به مقام معظّم رهبری کرد . خدا شاهد است که حدود ساعت دو دستش زیر ارّه رفت و قطع شد ! خوب این ها همه عبرت است . هر کسی برای خدا قیام کند ، خدا هم به او کمک می کند . امام (ره) از دنیا رفت و آن سیل جمعیت امام (ره ) را بدرقه کردند . تهران کجا و بهشت الزهرا کجا ؟! مردم آمدند و از دل و جان برایش حرم درست کردند . پول توی ضریح او می ریزند . حاجت می گیرند . قدرت معنوی امام (ره) الآن از زمان حیاتش بیشتر است . زمان حیات قدرتش محدود بود ولی الآن بیشتر است . قدرت معنوی امام رضا (ع) الآن بیشتر است از زمان حیات فیزیکی و ظاهری اش . روس ها آمدند و حرم را بمباران کردند و چه کار هایی کردند . حالا آن اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید ! هر کسی که با حق در افتاد باید منتظر عواقب تلخش باشد . پس این یک قانون کلی است که هر عمل ما یک عکس العمل دارد . گاهی انسان بخاطر ترس از عکس العمل اعمالش گناهی را ترک می کند و یا اینکه برای اجر و مزد کار خوب عمل خوبی را انجام می دهد و خطری که این نوع عبادت را تهدید می کند این است که اگر روزی به این آقا بگویند : جهنم نیست . عذاب و عذاب وجدانی نیست . این آقا هر جنایتی را انجام می دهد . چون این عذاب یک نوع افساری است . اگر روزی این عذاب و عکس العمل را بردارند این آقا هر نوع جنایتی را انجام می دهد . چون خاطرش جمع است و با خود می گوید : بگذار هرچه نفس مان می خواهد انجام دهیم  و کسی هم که  به عشق بهشت عبادت کرده است اگر روزی به او بگویند : دیگر بهشتی نیست با خودش می گوید : مگر من خُل و دیوانه هستم که این کارها را انجام بدهم ؟ چرا عبادت کنم ؟ چرا به خودم گرسنگی بدهم و در ماه رمضان روزه بگیرم ؟ چرا به نماز جماعت بروم ؟ برویم کار اقتصادی کنم و پول در بیاورم . تجربه نشان داده است که اگر این انسان ها پای صحبت افرادی بنشینند که در اعتقادات و دین او تشکیک ایجاد کند ، کم کم نماز و روزه را ترک می کند ، هیئت و حرم را ترک می کند . امّا اگر کسی مثل امیرالمؤمنین (ع) بگوید : خدایا من تو را به عشق بهشت عبادت نمی کنم با آنکه بهشت را دوست دارم . از جهنم می ترسم ولی آن علت و عاملی که من را وادار می کند که پوست جو را از دهان مورچه نگیرم این ها نیست . آن چیزی که منِ علی را وادار می کند کفش دو درهمی را خودم وصله بزنم ، چیزی که منِ علی را وادار می کند نان و خرما را بدوش بگیرم و در خانۀ فقرا ببرم بهشت و جهنم نبوده است . اگر در محراب غش می کنم و ناله می زنم : ( مولای یا مولای أنت المولا و أنا العبد ، هل یرحم العبد الاّ المولا ... ) بهشت و جهنم نیست . می خواهد بهشت جهنم باشد یا نباشد . من تو را  قابل این اطاعت دانسته ام . این عقل و فهمم من را به اینجا رسانده است که من عبد هستم و تو مولایی و من باید اینگونه باشم . به خدا قسم ای جوان اگر به خودت تلقین کردی و به این باور رسیدی و به خودت گفتی : من باید نماز بخوانم ، باید روزه بگیرم ، باید صادق باشم ، نباید گناه کنم ، نباید خشم و غضب بیجا داشته باشم ، نباید فحاشی و بد دهنی کنم ، نباید اهل فساد اخلاقی باشم ، نباید ماهواره و فیلم های نامشروع ببینم ، اگر برای خودت این باید ها و نباید ها را جا انداختی آنوقت ولّی خدا می شوی . آنوقت بهتر از آن بهشتی که در ذهنت بوده است ، بهتر از آن نجات و شب اول قبری که در ذهنت بوده است به تو می دهند . روایت است که اگر کسی خدا را عبادت کند با این باور که من بندۀ خدا هستم و باید این کار را بکنم ، خدا بهتر از آن چیزی که مدّ نظر اوست به او عنایت می کند . لذا نباید در عبادات خودمان را محدود به این نعمت ها و اجرهای کوچک کنیم . مانند این است که شما به دربار پادشاهی بروید و بگویید : من امروز می خواهم پیش شما فسنجان بخورم ! او پادشاه است و غذای او درخور خودش است و برای تو سفرۀ شاهانه پهن می کند . ما اگر خدا را بندگی کردیم ، خدا هم سفرۀ خدایی برای ما پهن می کند . نعمت های الهی به ما می دهد که لا یتناهی است . سپس پیغمبر (ص) فرمود : ( ملعونٌ ملعونٌ مَن عبد الدینار و الدرهم )  ملعون است و از رحمت خدا به دور است کسی که  پول و درهم و دینار بپرستد . پرستش پول یعنی چه ؟ یعنی به جای مُهر از آن استفاده کنم ؟ تا چشمت به پول افتاد بگویی فدای پول بشوم ؟ نخیر . عبادت پول این است که در آن حرام باشد . عبادت پول این است در راه حلال خرج نکنی . عبادت پول این است که در راه خدا خرج نکنی . والّا اگر کسی پول در آورد یعنی پول را عبادت می کند ؟ اگر روزی دو میلیارد از طریق حلال در آوردی تو عبد پول نیستی .بندگان به سه دسته هستند : ( العبید ثلاثةُ ، عبد الرٍّ و عبد الشهوة و عبد الطمع )  یک عده بندۀ شهوت شان هستند . اگر کسی شهوت او را وادار به گناه کرد ، شهوت او را وادار به چشم چرانی کرد ، دنبال ناموس مردم انداخت ، آن دختری که شهوت او را وادار کرد با جوان اَجنوی و بیگانه  تماس بگیرد  و رفیق بشود . پسر دوست دختر و دختر دوست پسر داشته باشد والله این ها عبد شهوت هستند . هر کسی که شهوت او را به معصیت و گناه وادار کند این بندۀ شهوت است . ولی اگر از طریق شرعی است و می خواهد ازدواج کند معصیت نکرده است . قرآن می گوید : وقتی کسی نیازجنسی اش را از طریق حلال اشباع می کند و با زنش هست چرا او را ملامت می کنید ؟!  این یک نوع عبادت است . روایت است که اگر ازدواج کردی نیمی از دینت کامل شده است و مواظب بقّیه اش باش ، اینکه دو رکعت نماز فرد متأهل و معیل افضل از هفتاد رکعت نماز انسان عذب است برای چیست ؟ اینکه پیغمبر (ص) فرمود : بیشتر عذب ها و مجرّد های امت من اهل جهنم هستند برای چیست ؟ چون عبد شهوت می شود . ولی اگر از طریق شرعی باشد عبادت است و با هر قطرۀ غسل جنابتی که می کند ششصد ملک خلق می شود که تا قیامت برای او استغفار می کنند . مزاحی که زن و شوهر با هم می کنند عبادت است و کفارۀ گناهانشان است امّا والله یک جملۀ شوخی و شهوت انگیز حرام و یک کلمه صحبت کردن و شوخی کردن چه بطور مستقیم و چه با تلفن و موبایل  با ناموس و دختر مردم به قصد گناه  باشد ، به خدا قسم برای هر کلمه اش  در قیامت سیصد سال زندانی می شود .  تا چه برسد که روز ها و ساعت ها ، پیامک ها و...! آنوقت چه عذابی در پی دارد ؟ در آخرین خطبۀ  پیغمبر(ص) در ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مرحوم شیخ صدوق (رض) آمده است که اگر مرد اجنوی و نا محرمی با ناموس مردم و نا محرم به قصد گناه و شهوت شوخی کند و مزاحی کند و بخندد چه عقوبتی و عذاب و شکنجه ای در پیش دارد ؟!  امّا در صورتیکه با ناموس خودش باشد عبادت است . حضرت فرمودند : وقتی زن و شوهری با هم خلوت می کنند ، خداوند  به ان دو ملک مأمور دستور می دهد بروید کنار . شما نباید اینجا باشید . پس ملعون است کسی که پول را عبادت کند . بنده ای که خرید و فروش می شود و کسی که بندۀ طمع است  و ملعون است کسی که بندۀ شکم است . برای شکم دعوا کند و بد اخلاقی کند ! شنیده ایم که بعضی از جوان ها  برای غذا دعوا می کنند ! که چرا این غذا را درست کرده ای و من این غذا را نمی خورم . سرو صدا می کند و این شکم او را به جهنّم می اندازد . گرچه من نمی خواهم بهانه ای به دست زن ها بدهم که غذا را بسوزانند و یا خراب کنند و یا شور کنند و باید دقت کنند که نعمت خدا را خراب نکنند . امّا اگر بر اساس اتفاق این کار شد نباید مرد بیاید و دعوا راه بیاندازد که چرا غذا را سوزاندی ؟ با بد اخلاقی برخورد کند و قهر کند ! این یعنی بندۀ شکم بودن .و وظیفۀ زن ها هم دقت کردن است و باید مواظب باشند .
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

سخنرانی فوق را حضرت استاد در شب هفتم ماه محرم سال۱۴۳۵ه.ق مصادف با ۱۳۹۲شمسی در هیئت جنت الزهرا(س) ایراد فرمودند