شب سوم محرم92-علت خلقت
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تبارک و تعالی : ( و ما خلقت الجن و الانس الّا لیعبدون ) . و قال حسین ابن علی (ع) : ( ایها الناس ؛ ما خلق الله العباد الّا لیعرفوه فاذا عرفوه عبدوه و اذا عبدوه استغنوا بعباده عن عبادة سواه )
وجود مقدس پروردگار فرمودند که ما جنّ و انس را خلق نکرده ایم مگر که ما را عبادت کنند . یعنی خداوند شمس و قمر را هم برای عبودیت خلق کرده است . دریا ها و کهکشان ها را هم برای عبادت و عبودیّت خلق کرده است . پشه و مورچه را هم برای عبادت و عبودّیت خلق کرده است . گرگ درنّده و نهنگ دریایی برای همین خلق کرده است .
شاعر می گوید : ماهیان دریایی ، آهوان صحرایی
جملگی همی گویند : لا اله الا الله
هیچ چیز در عالم نیست مگر اینکه در حال عبودیت است .
نطق آب و نطق خاک و نطق گِل
هست محسوس حواس اهل دل
ما سمیعیم و بصیریم و خوشیم
با شما نا محرمان ما خاموشیم
تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی
گوش نامحرم نباشد لایق اسرار دوست
هر گیاه که از زمین روید
وحده لا شریک له گوید
جوشش عشق تو اندر شجری نیست که نیست
موس ایی نیست که دعوی انا الحق شنود
( ام من شیء الا یسبحه بحمده ) یعنی هر چه در عالم هست در حال تسبیح است . در دعای بعد از دعای توسل دیگر آمده است ( یا عماد من لا عماد له . یا ذخر من لا ذخر له . یا حرز من لا حرز له .یا غیاث من لا غیاث له . یا عون من لا عون له . یا سند من لا سند له . انت الذی سجد لک دوی الماء ) تو آن خدایی هستی که آن آب با آن موجی که می زند و حرکت می کند تو را سجده می کند . خورشید با نور افشانی اش ، قمر با نور افشانی اش دارد تو را تسبیح می کند . هرچه در عالم هست در حال تسبیح است . بخدا طپش قلب من و شما ، نبض دست ما می گوید لا اله الا الله . این سنگ ها و در و دیوار و پرده و آهن و نور و تمام این ها در حال ذکر هستند . ولی ما این ها را نمی شنویم . قطرۀ آبی که از جویباری می رود از پی انجام کاری می رود.
ما به دریا حکم طوفان می دهیم . همه در اختیار ما هستند . بحث مفصّلی که چند هفته طول کشید در منزل داشتیم راجع به ذکر حیوانات بود که هر پرنده و درندّه ای بین خود و خدا ذکر دارند . بلبل می گوید : لا اله الا الله . خروس می گوید : سبوح قدوس ایها الغافلون . طاووس می گوید : خدایا مغرور شدم من را ببخش . پلنگ می گوید : امر خدا مهم است . ( برای اطلاع و شنیدن کامل روایت به سی دی اذکار حیوانات در چهار سی دی مراجعه شود ) خر ها هم ذکر دارند . گاو هم ذکر دارد . این انسان گاهی از خر الاغ هم پست تر می شود . وقتی قرآن می گوید : ( اولئک کل الانعام بل هم اضّل سبیلا ) یک عدّه مانند چهار پایانند بلکه پست تر از چهار پا . یعنی این اسب و الاغ و گاو به فکر بندگی خدا هست ولی انسان متاسفانه غافل است . جسمش اینجا ست . ولی خدا روح او آزاد است . ( انّا هدیناه السبیل ، اّما شاکراً و امّا کفورا ) ما را نور و ظلمت ، حق و باطل را به تو نشان می دهیم . خودت می دانی چه کنی . پس هر چیزی برحسَب خودش وظیفه و عبادت دارد . این ستون وظیفه اش را انجام می دهد . این عبادتش است . این لامپ وظیفه اش نور دادن است و آنرا خوب انجام می دهد . اگر تو درست از او بهره برداری کنی او با نور دادنش در حال عبودیت خداست . نباید از این نعمت ها سوء استفاده کنیم . این چشم عبادتش دیدن است . زبانت تا حرف می زند در حال عبودیّت است . تو باید با این چشم و زبان عبودیت خدا کنی نه شیطان . کار شیطان این است که ما را از عبودیت بیاندازد . امام علی (ع) فرمودند : ( خلق الله الربعه للاربعه لا للاربعه ؛ خلق الله الدنیا للعبرة لا للامارة و...)خدا چهر چیز را برای چهار چیز خلق کرده است نه برای چهار چیز دیگر . خدا دنیا را برای عبرت خلق کرده است نه برای عمارت . که دنیا را آباد کنیم و آخرت را ویران کنیم . به اباذر گفتند که چرا یک عدّه از مرگ می ترسند و وحشت دارند ؟ فرمود : چون خیلی گناه کرده اند . خانۀ دنیا را آباد کرده اند و خانۀ آخرت را خراب کرده اند لذا از مرگ می ترسند . کسی که هم اینجا و هم آنجا را آباد کرده است نمی ترسد . یکی از دوستان ما که بنده در صداقت و راستگویی او شک ندارم می فرمود : جوانی در محل ما زندگی می کرد . بسیار پاک و متدین و نورانی بود . یک روز به من گفت : من هرچه فکر می کنم می بینم در این دنیا دیگر کاری ندارم . کارم تمام شده است . باید بروم و رفت! چند روز بعد مُرد ! این ها می دانند کی می میرند . امیرالمؤمنین (ع) وقتی در خطبۀ حمّام حدود صد چهارده تا ازصفات متقّین را ذکر می کند یکی از آنها این است ، یکی از آنها این است که اگر مرگ در اختیار خودشان بود اولیاء خدا یک لحظه در این دنیا نمی ماندند به دو علت ؛ اول : می گویند می بمانیم که گناه کنیم نه می ترسیم ؟ دوم : شوق و لقاء خدا را دارند و دیوانه شان کرده است و در عین حال به وظایف شان عمل می کنند . اینطور نیست که خدای نکرده بگویند می خواهم رو به قبله بیافتم و بمیرم . در ادامه می فرماید : خدا دنیا را برای عبرت خلق کرده نه برای عمارت و آباد ساختن . چقدر باید خدا را شکر کنیم که پولدار نیستیم ؟! خدا شاهد است آرزوی حضور در این جلسات به دلشان می ماند . شما فکر می کنید که اگر الآن کِشتی ات در دریا در حال حمل و نقل اجناس و کالای تجارتی ات بود می توانستی اینجا بنشینی ؟ اگر کامیون هایت در جادّه راه می رفتند تو می توانستی برای امام حسین (ع) عزاداری کنی ؟! خدا می داند که اصلاً آسایش ندارند . اضطراب و دلهره دارند . دلار گران و ارزان می شود ، ور شکست می شوند ، سکته می کنند . هزار مرض می گیرند . در ادامه می فرماید : خدا علم را برای عمل خلق کرد . که اگر ما هر علمی را کسب کردیم ، علم اخلاق ، عرفان ، توحید ، طبابت ، مهندسی و معماری و... هر علمی را یاد گرفتیم درست استفاده کنیم و عمل کنیم . اگر آنچه که می دانستیم عمل می کردیم غوغا می شد . ازشیخ عباس قمی (ره) سوال کردند : چرا مفاتیح اینقدر مشهور و مورد استقبال قرار گرفت ؟ در حالیکه این همه کتاب دعا نوشته است . مصباح المتهّجد شیخ طوسی ، زاد المعاد مرحوم مجلسی ، مصباح کفعمی ، بلد الامین ، المراقبات و... بیش از هفتاد کتاب نظیر مفاتیح نوشته شده است . چرا در حالیکه از عُمر مفاتیح هفتاد تا هشتاد سال بیشتر نمی گذرد ولی ببینید در چه تیراژی دار حال چاپ است ! پر فروش ترین کتاب بعد از قرآن مفاتیح است . چقدر افراد با فروش و چاپ این کتاب پولدار شدند ! چقدر مردم با این کتاب هدایت و راهنمایی شدند ! چه حاجات و درد های که درمان نشد . چه گره هایی که با این کتاب و ادعیه اش باز نشد . وقتی از او پرسیدند چه شد که مفاتیح اینقدر گُل کرد با اینکه کتاب های دیگر هم نوشته ای . سفینة البحار ایشان بهترین کتاب است که حتی بعضی طلبه ها از آن خبر ندارند . شیخ عباس گفت : اخلاصی که در موقع نوشتن مفاتیح داشتم در نوشتن هیچ کدام نداشتم . دوم اینکه من هر چه در مفاتیح نوشتم اول خودم عمل کردم . یک دور خودم همه را عمل کردم . چون خودم عمل کردم لذا اینقدر اثر داشت . شخصیتّی مثل امام خمینی (رض) از مرحوم حاج شیخ عباس (ره) اجازۀ نقل روایت می گیرد . در حالیکه حاج شیخ عباس از نظر علمی شاگرد امام خمینی (رض) بوده است . امام خمینی (ره) می فرماید : عرفان ما عرفان مفاتیح است . از آقای بروجردی (ره) سوال می کنند نظر شما راجع به مفاتیح چیست ؟ می فرماید : من سند هایش را بررسی نکردم ولی برای عمل کتاب خوبی است . پس عمل چیز خوبی است . حاج شیخ عباس (ره) دورانی از عمرش را مشهد بود . شخصی می گفت : سحرگاهی بود داشتم می رفتم حرم . زمستان بود . دیدم شیخی عبا به سرش کشیده و حرم می رود . امّا قسمت جلوی پایش روشن و خاموش می شود مثل چراغ قوّه . رفتم جلو دیدم حاج شیخ عباس (ره) است . در حال ذکر گفتن است و با گفتن ( لا اله الا الله ) نور از دهانش بیرون می آید و با آن راه می رود . این ها مکاشفه است و سند قرآنی هم دارد . در مکاشفات اگر سندی از قرآن و روایات نداشته باشد اعتبار ندارد . حضرت فرمودند : (المؤمن ینظر بنور الله ) مؤمن به نور خدا می بیند . وقتی قلبش نورانی است . لذا حضرت فرمودند : ما به افراد نگاه می کنیم می فهمیم که چه کسی شقّی است و چه کسی سعادتمند . عاقبت بخیر و عاقبت به شر را می شناسیم . یکی از علمای اهل دل مرحوم آیة الله میر کتولی در زمان طاغوت در شهر علی آباد کتول بود . وقتی بعضی از حوزه های علمیّه می خواستند طلبه ها را گزینش کنند و بپذیرند تعدادی سوال می کنند که ببینند به درد طلبگی می خورند یا نه . مسولان مدارس آن شهر هر جوانی که می خواست طلبه شود می فرستادند پیش آقای میر کتولی تا او نگاه کند . این آقا یک نگاه می کرد می فهمید که بدرد طلبگی می خورد یا نه . یکی از بزرگان ما خدا رحمتش کند که همان زمان مسعود رجوی کوچک بود در چشمانش نگاه کردم و فهمیدم این آدم خطرناکی هست . بعد معلوم شد که چه کرد و چگونه با دشمنان اسلام دست ارادت داد . در ادامۀ روایت است که خدا مال را برای انفاق خلق کرد نه برای امساک و جمع آوری . اگر انسان مال و ثروتی دارد انفاق کند و مخصوصاً در این جلسات و روضه های امام حسین (ع) خرج کند . غذا بدهد ، مسجد و حسینّیه ای بسازد ، خدمتی کند ، پرچمی بزند . در راه امام حسین (ع) خرج کند . خدا شاهد است که همین برای ما می ماند . خدا به حضرت موسی (ع) فرمود : اگر کسی یک درهم برای این مجالس خرج کند من خداوند هفتاد برابر می دهد . این ها اعتقاد و باور می خواهد . غذا دادن و برگزاری این مجالس روی حساب است و هر پولی اینجا خرج نمی شود . مگر هر کسی می تواند برود برنج و روغن و... بیاورد و غذا درست کند و بدهد عزادار امام حسین (ع) بخورد ؟! نخیر باید حلال باشد . هر پولی سعادت ندارد که اینجا خرج بشود . و خداوند بنده را برای بندگی خلق کرد نه برای خوش گذرانی . در ذیل سورۀ ذاریات که می فرماید : ما جن و انس را برای عبادت خلق کردیم حضرت امام حسین (ع) می فرماید : رفت مسجد و دید جمعی از اصحاب دور هم نشسته اند و راجع به این آیۀ بحث می کنند . هر کس نظری داد و وقتی همه نظرهایشان را دادند امام حسین (ع) فرمود : ای مردم ؛ خدا بندگان را خلق نکرد مگر برای اینکه او را بشناسند ، وقتی او را شناختند او را عبادت می کنند . وقتی عبادت کردند سراغ عبادت چیز دیگری نمی روند . یعنی پول پرست نیستند . شهوت و مقام و خانه و مسکن را نمی پرستند .
آنکس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خاندان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانۀ تو هر دو جهان را چه کند ؟
حضرت فرمودند : هر کس که پای صحبت شخصی نشسته است در حال عبادت اوست . اگر گوینده برای خدا صحبت می کند همه در حال عبادت خدا هستند . اگر آن گوینده هدفش خدا است و می خواهد دل ها را با بالا پیوند دهد و متوجه خدا کند ، آن گوینده و همۀ مستمعین در حال عبادت خدا هستند . ولی اگر ناطق و گوینده برای هوا و هوس و هدف غیر الهی صحبت می کند همه در حال پرستش شیطان هستند . اگر گوینده برای خدا حرف نزد در قیامت وِزر و وَبال تمام این جمعیت بر عهدۀ اوست . می گویند : تو خودت که خدا را عبادت نکردی هیچ همۀ این جمعیّت را هم اغوا کردی . لذا همانطوری که عالم عزّت و احترام دارد و پیغمبر (ص) فرمود : اگر کسی به عالمی احترام کند به من احترام کرده و گویا هفتاد پیغمبر(ص) را احترام کرده است . نگاه کردن به چهرۀ عالم عبادت است ، در محضر او نشستن ، نگاه کردن به دیوار خانۀ او عبادت است ، منظور آن عالمی است که مردم را به خدا دعوت می کند . ولی اگر آن عالم اهل دنیا و هوا و هوس است در حال عبادت شیطان است . در قیامت تمام اهل جهنّم وقتی در حال عذاب هستند وقتی یک عالم بدون عمل را به جهنم می برند ، جهنّمی ها می گویند : آیا عذاب ما کم بود که این مرد را هم اینجا آوردید ؟ چون عذاب این عالم آنقدر شدید است که اهل جهّنم از عذاب او شکنجه می شوند ! مثل اینکه بین زندانی ها یک زندانی را ببرند و شکنجه بدهند . خود زندان بودن شکنجه است ولی جیغ و فریاد این شخص بیشتر شکنجه می دهد . پس همۀ ما باید مقصد مان خدایی باشد . هر کسی در هر جایی که عَلَمی می زند و پرچمی بر پا می کند و مجلسی برگزار می کند فقط باید قصدش ترویج دین باشد و بس . خیلی باید تلاش و زحمت بکشیم تا به این مقام برسیم . یعنی برای غیر خدا کار کردن خیلی ضرر دارد و نمی ارزد . در روایت دیگرعلی (ع) می فرماید : مردم ؛ بترسید از آن خدایی که شما را موعظه کرده است و به شما نفعی رسانده است و چه نفع و استفاده ایی بهتر از وعظه ؟ رسول و پیغمبرانش را فرستاده است و شما را موعظه کرده و با وجود آنها به شما نفع رسانده . به شما با وجود رسالت نعمت داده است . نعمت های فراوان ، نعمت چشم و گوش و سلامتی و... . کدام نعمت را بگوییم که نمی توانیم نعمت ها را بشماریم .
از دست و زبان که بر آید
کز عهدۀ شکرش به در آبد
بنده همان به که ز تقصیرخویش
عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خدا وندیش
کس نتواند که به جا آورد
پس مردم نفس هایتان را به بندگی خدا عادت بدهید . اگر در حال طاعت و عبادت و ترک معصیت باشیم داریم عبادت می کنیم . بارها گفتیم که بعضی ها فکر می کنند عبادت یعنی کارها را رها کنیم و بعد می گویند : پس از کجا بخورم ؟ مغازه را تعطیل کنم ؟ به اداره نروم ؟ کشاورز می گوید : کشاورزی نکنم ؟ و... نه . اشتباه ما همین است که فکر می کنیم عبادت فقط نماز است . نخیر . هر کار مشروع خوبی عبادت است . کارگری که صادقانه بیل می زند عبادت است . دکتری که صادقانه کار می کند عبادت می کند . آن بّقال و عطاّر و دانشجو هم در حال عبادت است . آن خانمی هم که به شوهرش محبت و احسان می کند ، لباس شوهرش را می شوید ، غذای او را درست می کند ، منزل را تمیز می کند ، بچه داری می کند و او را تمیز می کند همۀ این ها عبادت است . عبادت را باید تعمیم بدهیم . گاهی غذا خوردن و خوابیدن عبادت است . چرا در ماه رمضان می گویند خواب شما عبادت است ؟ چرا دربارۀ خواب عالم است که عبادت است ؟ عملی در شریعت نیست که نشود آن را عبادت به حساب نیاورد . انسان می تواند به مستراح هم که می رود عبادت باشد ! در حال تخلّی و ادرار کردن هم می تواند در حال عبادت باشد . چگونه ؟ امیرالمؤمنین (ع) فرمودند : قبل از خواب خودت را به مستراح عرضه بدار . مستحب است شما قبل از خواب بروی مستراح . حالا بول آمد یا نیامد مهم نیست . تو بگویی : علی جان (ع) تو گفتی و من می خواهم از تو اطاعت کنم چون تو امام و مولای من هستی . و این اطاعت تو عبادت است . لذا در نشستن و برخاستن در مستراح دعا وارد شده است . یکی از مهندسین را دیدم که در دستشویی خانه اش همۀ دعا های ورود و خروج و نشستن را نوشته و به دیوار زده است . والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.