امام صادق عليه‌السلام فرمودند: چهار خصلت است که اگر کسی این چهار خصلت را در خودش پیاده کند، اگر چه از سر تا کف پا غرق در معصیت باشد تبدیل به حسنات خواهد شد. مبدّل است.

مثلاً گاهي شما عمل خوبی انجام می دهید که روی گناهان شما را خط بطلان می‌کشد. اما هر کس پروندۀ اعمال شما را ببیند می فهمد که گناهی کرده اید ولی بخشیده شده است. سوء سابقه هست. عمل حسن شما فقط می تواند خط بکشد ولی پرونده سیاه است. گاهی عمل قوی تری انجام می دهید که گناه را کور می کند، از اولی بهتر است چون آنجا نوع جرم مشخص بود ولی باطل شده بود اما اینجا کاملاً کور شده است. اینجا سوء ظن پیش می آید که چه کاری انجام داده که نوع گناه را در پرونده کور کرده اند؟

گاهی عمل آن قدر قوی است که تنها گناه را کور نمی کند و خط نمی زند بلکه پاک می کند. این از همه بهتر است.

عملی هم هست که از همۀ این سه مورد بهتر است که گناه را تبدیل به حسنه می کند: یا مبدلّ السیاّت بالحسنات که فرمودند: امیدوار کننده ترین آیه همین آیه است.

حال این چهار عمل که مبدل است این است:

اول صداقت.

لَمَّا جَعَلَ الْمَأْمُونُ إلَي عَلي بنِ موسَي الرِّضَا عليه‌السلام وَلايَةَ الْعَهْد، دَخَلَ عَلَيْهِ آذِنُهُ فقال: إِنَّ قَوْماً بِالْبَابِ يَسْتَأْذِنُونَ عَلَيْكَ يَقُولُونَ نَحْنُ من شِيعَةِ عَلِيٍّ عليه‌السلام فقال عليه‌السلام: أَنَا مَشْغُولٌ فَاصْرِفْهُمْ فَصَرَفَهُمْ، فَلَمَّا كَانَ في الْيَوْمِ الثَّانِي جَاءُوا وَ قَالُوا كَذَلِكَ فقال مِثْلَهَا فصرفهم إِلَى أَنْ جَاءُوا هَكَذَا يَقُولُونَ وَ يَصْرِفُهُمْ شَهْرَيْنِ. ثُمَّ أَيِسُوا مِنَ الْوُصُولِ و قَالُوا لِلْحَاجِبِ: قُلْ لِمَوْلَانَا إِنَّا شِيعَةُ أَبِيكَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه‌السلام وَ قَدْ شَمِتَ بِنَا أَعْدَاؤُنَا فِي حِجَابِكَ لَنَا، وَ نَحْنُ نَنْصَرِفُ هَذِهِ الْكَرَّةَ، وَ نَهْرَبُ مِنْ بَلَدِنَا خَجِلًا وَ أَنَفَةً مِمَّا لَحِقَنَا وَ عَجْزاً عَنِ احْتِمَالِ مَضَضِ مَا يَلْحَقُنَا بِشَمَاتَةِ أَعْدَائنا. فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا عليه‌السلام: ائْذَنْ لَهُمْ لِيَدْخُلُوا. فَدَخَلُوا عَلَيْهِ، فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ، فَلَمْ يَرُدَّ عَلَيْهِمْ، وَ لَمْ يَأْذَنْ لَهُمْ بِالْجُلُوسِ، فَبَقُوا قِيَاماً. فَقَالُوا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا هَذَا الْجَفَاءُ الْعَظِيمُ وَ الِاسْتِخْفَافُ بَعْدَ هَذَا الْحِجَابِ الصَّعْبِ؟ أَيُّ بَاقِيَةٍ تَبْقَى مِنَّا بَعْدَ هَذَا؟ فقال الرضا عليه‌السلام: اقرءوا وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ. «سوره شوري آيه 30». مَا اقْتَدَيْتُ إِلَّا بِرَبِّي عَزَّوَجَلَّ فِيكُمْ وَ بِرَسُولِ اللَّهِ وَ بِأَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ بَعْدَهُ مِنْ آبَائِيَ الطَّاهِرِينَ عليهم السلام عَتَبُوا عَلَيْكُمْ، فَاقْتَدَيْتُ بِهِمْ. قَالُوا: لِمَاذَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟! قَالَ [لهم]: لِدَعْوَاكُمْ أَنَّكُمْ شِيعَةُ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه‌السلام، وَيْحَكُمْ إِنَّمَا شِيعَتُهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ سَلْمَانُ وَ أَبُوذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَمَّارٌ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي بَكْرٍ، الَّذِينَ لَمْ يُخَالِفُوا شَيْئاً مِنْ أَوَامِرِهِ، وَ لَمْ يَرْكَبُوا شَيْئاً مِنْ فُنُونِ زَوَاجِرِهِ. فَأَمَّا أَنْتُمْ إِذَا قُلْتُمْ إِنَّكُمْ شِيعَتُهُ وَ أَنْتُمْ فِي أَكْثَرِ أَعْمَالِكُمْ لَهُ مُخَالِفُونَ، مُقَصِّرُونَ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْفَرَائِضِ [و] مُتَهَاوِنُونَ بِعَظِيمِ حُقُوقِ إِخْوَانِكُمْ فِي اللَّهِ، و تَتَّقُونَ حَيْثُ لَا يَجِبُ التَّقِيَّةُ، وَ تَتْرُكُونَ التَّقِيَّةَ [حَيْثُ لَا بُدَّ مِنَ التَّقِيَّةِ]. لَوْ قُلْتُمْ إِنَّكُمْ مُوَالُوهُ وَ مُحِبُّوهُ وَ الْمُوَالُونَ لِأَوْلِيَائِهِ وَ الْمُعَادُونَ لِأَعْدَائِهِ لَمْ أُنْكِرْهُ مِنْ قَوْلِكُمْ، وَ لَكِنْ هَذِهِ مَرْتَبَةٌ شَرِيفَةٌ ادَّعَيْتُمُوهَا، إِنْ لَمْ تُصَدِّقُوا قَوْلَكُمْ بِفِعْلِكُمْ هَلَكْتُمْ، إِلَّا أَنْ تَتَدَارَكَكُمْ رَحْمَةٌ [مِنْ] رَبِّكُمْ. قَالُوا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، فَإِنَّا نَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ نَتُوبُ إِلَيْهِ مِنْ قَوْلِنَا بَلْ نَقُولُ كَمَا عَلَّمَنَا مَوْلَانَا نحن محبوكم، و محبوا أوليائكم، و معادو أعدائكم.   

قَالَ الرِّضَا عليه‌السلام؛ فَمَرْحَباً بِكُمْ يَا إِخْوَانِي وَ أَهْلِ وُدِّي، ارْتَفِعُوا، ارْتَفِعُوا. فَمَا زَالَ يَرْفَعُهُمْ حَتَّى أَلْصَقَهُمْ بِنَفْسِهِ، ثُمَّ قَالَ لِحَاجِبِهِ: كَمْ مَرَّةً حَجَبْتَهُمْ؟ قَالَ: سِتِّينَ مَرَّةً.

فَقَالَ لِحَاجِبِهِ: فَاخْتَلِفْ إِلَيْهِمْ سِتِّينَ مَرَّةً مُتَوَالِيَةً، فَسَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَ أَقْرِئْهُمْ سَلَامِي فقد محوا ما كان من ذنوبهم باستغفارهم و توبتهم، واستحقوا الكرامة لمحبتهم لنا و موالاتهم. وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ وَ أُمُورَ عِيَالَاتِهِمْ‌. فَأَوْسِعْهُمْ بِنَفَقَاتٍ وَ مَبَرَّاتٍ وَ صِلَاتٍ وَ رَفْعِ مُعَرَّاتٍ.

«بحارالانوار - ج65- ص157، تفسير الإمام ‏العسكري- ص285- ح159 و احتجاج طبرسي-ج2-ص459-ح318»

عده ای آمدند خدمت امام رضا عليه السلام غلام ایشان از آنها پرسید کیستید؟ گفتند جمعی از شیعیان آقا هستیم. امام فرمودند: راهشان نده. تا پنجاه و نه روز این افراد آمدند و گفتند از شیعیان هستیم و آقا راهشان نداد. این ها هم عاشق بودند. خیلی باید عاشق بود که پنجاه و نه روز جایی بروی و راهت ندهند ناامید نشوی. تا روز شصتم گفتند: به آقا بگوئید ما جمعی از محبان و دوستان آقا هستیم. جُرم ما چیست که راهمان نمی دهید؟ این بار حضرت فرمودند: راهشان بدهید. بعد خودشان از آقا سؤال کردند چرا ما را راه نمی دادید؟ حضرت رضا عليه السلام فرمودند: شما پنجاه و نه روز می گفتید ما از شیعیان شمائیم و ادعای بزرگی می کردید. اما روز آخر گفتید: از دوستان هستید. این ادعای زیادی نیست. بعد حضرت به غلامش فرمودند: شصت بار به این ها بگو سلامٌ علیکم به جبران آن شصت بار که به من سلام رساندند. این ها اگر آدم های سالمی بودند خود امام به این ها سلام می کرد.

دوم: حیا. منشأ حیا ایمان است.

سوم: خوش اخلاقی.

چهارم: شکر به معنای واقعی آن. شکر یعنی مصرف انرژی در جای خودش. معصیت یعنی مصرف انرژی در جایی که خدا نخواهد. شکر لفظی شکراً لله را دزدها هم بلد هستند. وقتی که گیر پلیس و صاحب مال نمی افتند شکر می کنند. شکر خوب و از ته دل هم هست. ولی شکری که مبدل گناه به حسنه است مصرف نعمت در جای صحیح است.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته