نصیحت امام عسکری(ع) به ابن بابویه قمی
بسم الله الرحمن الرحیم
شب میلاد امام حسن عسکری عليهالسلام است. این بزرگواری که تقریباً حدود سی دو سال عمر نکرد با اختلافی که در مدت عمر حضرت است. اما دوران بسیار تلخ و سخت و ناگواری را پشت سر گذاشتند. ارتباط این بزرگوار با شیعیان به وسیلۀ نامه ها و یا وکلایی بود که در تمام اطراف و شهرها داشتند. نامه های متعددی این بزرگوار در تحت عنوان نصیحت ها و موعظه ها و پندها و اندرز ها به شیعیان داشتند. یکی از این نامه های عظیم و پر معنا و پر محتوایی که این بزرگوار دارند آن نامه ای است که امام به ابن بابویه قمی، پدر شیخ صدوق رضوان الله تعالي عليه دارند. و این نصیحتی است به شیعیان.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و العاقبة لمتقين و الجنة للموحدين و النار للملحدين و لا عدوان الا علي الظالمين و لا اله الا الله احسن الخالقين و الصلوة علي خير خلقه محمد و اله الطاهرين اما بعد اوصيك يا شيخي و معتمدي و فقيهي ابا الحسن علي بن الحسين القمي وفقك الله لمرضاته و جعل من صلبك اولادا صالحين برحمته بتقوي الله و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة فانه لا تقبل الصلوة من مانع الزكوة و اوصيك بمغفرة الذنب و كظم الغيظ و صلة الرحم و مواساة الأخوان و السعي في حوائجهم في العسر و اليسر و الحلم عند الجهل و التفقه في الدين و التثبت للأمور و التعاهد للقرآن و حسن الخلق و الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر. قال الله تعالي لا خير في كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بين الناس و اجتناب الفواحش كلها و عليك بصلوة الليل فان النبي صلي الله عليه و آله اوصي عليا عليه السلام فقال يا علي عليه بصلوة الليل، عليك بصلوة الليل، عليك بصلوة الليل و من استخف بصلوة الليل فليس منا، فاعمل بوصيتي و أمر جميع شيعتي بما امرتك به حتي يعملوا عليه و عليك بالصبر و انتظار الفرج فإن النبي صلي الله عليه و آله قال افضل أعمال امتي انتظار الفرج و لا تزال شيعتنا في حزن حتي يظهر ولدي الذي بشر به النبي صلي الله عليه و آله أنه يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا فاصبر يا شيخي و معتمدي اباالحسن و أمر جميع شيعتي بالصبر فان الأرض لله يورثها من يشاء و العاقبة للمتقين و السلام عليك و علي جميع شيعتنا و رحمة الله و بركاته و حسبنا الله و نعم الوكيل نعم المولي و نعم النصير.
اولین نصیحت امام عسکری عليهالسلام به ما این است که تقوی را پیشه کنیم. پرهیز از گناه و معاصی و محرّمات الهی که رمز و راز موفقیّت هر بنده ای است. آخرین آیه ای که بر پیغمبر نازل شده است و بعد از آن پیغمبر به لقای خدا پیوست دربارۀ تقوی است. آیه دویست و هشتاد به بعد از سورۀ بقره. و در آیات متعدد دیگر هم که حدود دویست و پنجاه و هفت بار صحبت از تقوی با مشتّقاتش آمده است. که اگر کلمۀ خوف و خشیّت را هم که از همان خانوادۀ تقوی هست اضافه کنیم بالغ بر سیصد بار حرف از تقوی آمده است. روایات هم زیاد در این مورد آمده است و در نهج البلاغه هم که به وفور یافت می شود. بزرگترین عبارت حضرت علی عليهالسلام راجع به تقوی همان خطبۀ متقین است که به همّام می فرماید و حضرت در آن خطبه بین صد و چهار الی صد و چهارده ویژگی اهل تقوی را بیان می کند. یکی از ویژگی ها هم همین است که فاتقوا الله ما استطعتم؛ به هر میزان که می توانید تقوی را پیشه کنید. که وقتی آیۀ اتقوا الله حق تقاته بر پیغمبر نازل شد اصحاب ترسیدند و رفتند خدمت پیامبر صلي الله عليه و آله عرض کردند: این آیه کمر ما را شکست. کدام یک از ما می توانیم حق تقوای الهی را ادا کنیم؟! لازمۀ حق تقوی این است که ما اول خدا را بشناسیم و نسبت به او معرفت پیدا کنیم تا حق او را ادا کنیم. ما نمی توانیم از عهدۀ آن بر بیايیم. لذا این آیه نسخ شد و آیه بعد آمد که خداوند لطف و عنایت کرد و فرمود: حالا که حق تقوی را نمی توانید ادا کنید پس به هر مقدار که می توانید تقوی را پیشه کنید.
نتیجۀ تقوی چیست؟ فرمودند: من یتق الله یجعل له فرقانا، و من یتق الله یجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب و من یتق الله یجعل له من امره یسرا؛ اگر تقوی را پیشه کردید ما به شما بصیرت می دهیم، بصیرتی که مقام معظم رهبری تمام دغدغه اش همین است که خواص بصیرت پیدا کنند. که اگر خواص بصیرت پیدا کنند کاروان حکومت و نظام و ملت را به ساحل نجات می رسانند. و به فرمودۀ ایشان: واقعۀ کربلا نتیجه این بود که خواص بصیرت نداشتند. لذا فرقان واقعی همان شناخت نور از ظلمت، حق از باطل، ملک از ملکوت، کمال از ذلت و خواری، بینش و بصیرت است که با تقوی به دست می آید. خداوند نوری در تقوی قرار داده است که در هر دلی قرار بگیرد آن قلب و دل و جان را نورانی می کند. کارها آسان می شود، گره ها باز می شود، مشکلات آسان می شود. به خدا اهل تقوی مشکلی ندارند و اگر برایشان مشکلی پیش بیاید آن قدر گوارا است که یک ذرّه فشار عصبی و روحی پیش نمی آید. چون وقتی تقوی را پیشه کردی، خدا را شناختی، معرفت پیدا کردی و بدانی هر چه از ناحیۀ او می آید خیر است در مقابل بلایا و حوادث ناگوار تسلیم می شود. اهل تقوی به این نتیجه می رسند که هر چه از دوست رسد نیکو است.
طریق عشق جانان بی بلا نیست
زمانی بی بلا بودن روا نیست
اگر صد تیر از او آید به جانم
چو تیر از سمت او آید خطا نیست
همۀ کارها آسان می شود. پس تقوا با خودش بصیرت می آورد، فرقان می آورد، راه های خروجی از همۀ گناهان، گرفتاری ها را می آورد. تمام راه ها را که شیطان ببندد باز هم برای اهل تقوا راه خروجی هست. اگر بخواهیم برای تقوا صحبت کنیم طولانی می شود که ثمرات زیادی دارد. لذا در همین نامه حضرت امام عسکری عليهالسلام چندین بار ما را دعوت به تقوا می کند.
اولین نصیحت امام این است که تقوا را پیشه کنید. ورع داشته باشید.
فرق بین تقوا و ورع این است: تقوا یعنی گناه نکردن و چشم پوشی از حرام. ورع یعنی فکر گناه را هم نکردن. اندیشۀ گناه هم نکردن. کار مباح هم انجام ندادن. فکر و انگیزۀ گناه اگر در ذهن آمد به منزلۀ بذر گناه است که به دنبال فرصتی است که مثمر الثمر بشود. لذا حضرت اول تقوا را سفارش می کند بعد ورع و دوری از گناه.
لذا شخصی آمد نزد امام و از ایشان پرسید آقا شما گناه نمی کنید؟ حضرت فرمودند: نخیر، ما نه تنها گناه نمی کنیم بلکه فکر گناه را هم نمی کنیم. راوی پرسید: آقا! گناه نکردن طبیعی است اما شما چگونه فکر گناه را هم نمی کنید؟ حضرت به او فرمودند: شما تا به حال از کنار زباله ها و کثافات رد شده اید؟ جواب داد: بله. حضرت فرمودند: چه کرده اید؟ فرد گفت: بینیام را گرفته ام و از آنجا رد شده ام. حضرت فرمودند: شما از اصل کثافات بدت می آید چرا از بوی آن بدت بیاید؟ گفت: آقا کثافت بد است و گند و بویش هم بد است. حضرت فرمودند: گناه هم برای ما به منزلۀ کثافت است و فکرش به منزلۀ بوی کثافات.
خدا رحمت کند آیة الله میلانی از علما و مراجع بزرگ مشهد در حدود سی و نه سال پیش بود. ایشان کسی بود که در زمانش شبهۀ اعلمیّت ایشان بر همۀ مراجع بود. ایشان اهل سیر و سلوک بود. اهل حدیث، سیاست و مبارزه بود. فدائیان اسلام حکم جواز شرعی اعدام حسن علی منصور را از ایشان گرفته بودند. این بزرگوار در حالی که امام از لحاظ سنی از او کوچکتر بوده است اما وقتی نام امام را در محضر ایشان می بردند سه بار می فرمودند: سلام الله علیه! ایشان مقداری هم محضر آقای قاضی را درک کرده بوده است. نقل می کنند زمانی قرار شد برای ایشان منزلی بخرند. مریدان ایشان رفتند دنبال خانه که وقتی پیدا کردند آقا بیاید و در آخر نظر قطعی را بدهد که اگر پسندیدند برای آقا معامله کنند. وقتی ایشان را می برند که منزل را ببیند وقتی وارد حال منزل می شود می گوید: برگردید، این منزل به درد من نمی خورد! می پرسند چرا؟ می گوید در این منزل خیلی گناه شده است. با چه شامه ای فهمیدند؟! با شامّۀ ملکوتی، چشم بصیرت. ورع غوغا می کند. مخصوصا در این شهرهای آلودۀ شمال کشور، جوان های مذهبی خیلی جهاد افضلی دارند نسبت به جوان هایی که در مشهد، قم، نجف و ... هستند. چون در شهرهای مذهبی گناه کمتر است.
یا در مورد دیگری نقل می کنند از آیة الله میلانی که من این جریان را با یک واسطه نقل می کنم، ایشان در حسینیهّ نشسته بودند، آقا به فردی گفت بیا نزدیک من. آن فرد آمد و آقا چیزی در گوشش گفتند. رنگ آن شخص قرمز شد. وقتی می خواست برود آقای میلانی فرزندش را صدا کرد و به او پولی داد گفت به این فرد بده. پسر آقا رفت نزد آن شخص و به او گفت: آقا فرموده من به شما پول بدهم. اما به من بگو آقا در گوش تو چه گفت که قرمز شدی؟ آن شخص گفت: آقا فرمود: اینجا خانۀ امام زمان است با تن جُنب نیا. این جنابت یک نوع خباثت و پلیدی است که با چشم بصیرت و متقّی دیده می شود. و لذا به طلبه ها می فرمودند: طلبه ها! کار مکروه انجام ندهید که مردم جرأت می کنند و کار حرام انجام می دهند.
بر می گردم به نصیحت امام عسکری عليهالسلام. فرمودند: دینتان را حفظ کنید. تمام دستهای اجانب، آمریکا، اسرائیل، انگلیس تمام سردمداران کفر دست به دست هم دادهاند تا اسلام را از بین ببرند. مکتب امام صادق عليهالسلام را از بین ببرند. آنها با افراد مخالف نیستند. کسی فکر نکند که دشمن با شخص مقام معظّم رهبری و با علما و روحانیت مخالف است. نخیر. این ساده اندیشی است. دشمن با اساس دین مخالف است. منتهای مطلب الآن پرچم دست این بزرگوار است، لبۀ تیغ به سمت او نشانه رفته. و ایشان را بردارید باز هم مخالفت می کند. دشمن با خط فقاهت و مرجعیت و دین مخالف است. به خدا اگر قدرت پیدا کنند علناً فریاد می زدند مرگ بر قرآن و ... .در فتنۀ سال 1388 چه کردند؟ مگر نگفتند؟ روز عاشورا هتک حرمت کردند و تمام مقدسات ما را زیر سؤال بردند.
در ادامه امام وصیت کردند به دوری از گناه و راست گویی. تمام خباثت ها و پلیدی ها را در یک اتاقی قرار داده اند و کلیدش دروغ است. روایت داریم که وقتی کسی دروغ می گوید گند و بوی بدی از دهانش بیرون می آید و می رود به عرش خدا. حاملان عرش می پرسند این بوی بد از کجا آمد؟ می گویند: فلانی در روی زمین دروغ گفت. حاملان عرش دروغگو را لعن می کنند. سپس گناهی معادل با هفتاد زنا با محرم را برایش می نویسند.
نصیحت بعدی فرمودند: امانتدار باشید. زبان ما، چشم ما، گوش ما، قلب ما، دل ما همۀ اینها امانت است. این امانت ها را پاک نگه دارید. زن و فرزند امانت هستند. همه ما در مقابل هم مسئولیم. نعمت های خداوند امانت است. حکومت اسلامی امانت است. خون شهدا و احکام الهی امانت است. روایت است که نماز امانت است. امانت تنها این نیست که انسان ماشین، خانه، چک دیگری را بگیرد.
نصیحت بعد سجده است. در روایات و نصیحت های اخلاقی ائمه زیاد اشاره شده است به سجدۀ طولانی. چرا؟ چون سجده اوج بندگی است. امام فرمودند: وقتی بنده ای نیمۀ شب بیدار می شود و نماز می خواند مخصوصاً سجده بر تربت سید الشهداء می کند. که روایت است در لحظه ای که بر تربت امام حسین عليهالسلام سجده می کنید هفت حجاب و گناه را بر طرف می کند. بعد که در سجده می گویی: ربِّ! ربِّ! ربِّ! خدا می فرماید لبیک بنده ام چه می خواهی تا خودم به تو بدهم. پس بر شما باد به سجدۀ طولانی.
از یکی از اطرافیان نزدیک ملا حسینقلی همدانی سؤال کردند بیشترین حالات شیخ چه بود؟ گفتند:سجده های طولانی. چرا امام سجاد عليهالسلام، پیغمبر صلي الله عليه و آله و همه ائمه این قدر سجده می کردند؟
نصیحت بعد: با همسایگانتان خوب باشید.
بعد امام عسکری عليهالسلام فرمودند: این مطالب وحیانی است که جبرئیل برای پیغمبر از عالم بالا آورده اند. این ها مطالب ملکوتی و آسمانی است. فرمودند: در نماز جماعت شرکت کنید، به تشییع جنازه ها بروید، صلۀ رحم بروید، به عیادت مریض ها بروید، حقوق یکدیگر را رعایت کنید.
این رسالۀ حقوق امام سجادّ عليهالسلام برای کیست؟! برای من و شماست. همسایه، استاد، همسر، رهبر، اعضایت بر تو حق دارند.
حضرت فرمودند: وقتی یکی از شما ادای امانت کرد، ورع داشت، حُسن خُلق داشت، اخلاقش را با مردم خوب کرد، که پیغمبر برای اخلاق مبعوث شده است و خداوند رمز موفقیت پیغمبر صلي الله عليه و آله را اخلاق نیک عنوان کرده است. که خدا فرمود: اگر این اخلاق نیک نبود همه از اطرافت پراکنده می شدند و یک نفر سراغت نمی آمد. اخلاقی که حضرت فرمودند: سنگین ترین چیزی که در میزان اعمال شما می گذارند حُسن خُلق است. اولین چیزی که از شما سؤال می کنند اخلاق است. پیغمبری که خداوند مدال حُسن خُلق را به او داده است باز می فرماید: خدایا اخلاقم را خوب کن.
بعد امام عسکری عليهالسلام فرمودند: وقتی خوش اخلاق بودی می گویند این شیعه است و من خوشحال می شوم. خوشحال کردن امام عسکری عليهالسلام مساوی است با خوشحال کردن پیغمبر صلي الله عليه و آله، جبرئیل و ملائک، خدا. اگر امام عسکری عليهالسلام از کسی راضی بود، خدا و ملائک از او راضی هستند.
سپس فرمودند: خوبی ها را به ما نسبت بدهید که ما اهل همۀ خوبی ها هستیم. در زندگی ما همه چیز مُحَسّنات است. خداوند آیۀ تطهیر را دربارۀ ما نازل کرده است. هر کس غیر خاندان ما ادعا کند که تطهیر در شأن آنها نازل شده دروغ گفته است.
در ادامه می فرماید: زیاد به یاد خدا باشید. هر جا ذکر خدا نباشد شیطان هست. هر کس از خدا غافل شد شیطان بر او مسلط می شود. برای هر چیزی حد و حدودی است مگر ذکر و یاد خدا. ذکر کثیر که در قرآن به آن اشاره شده بعضی گفته اند تسبیحات اربعه است اما امام فرمودند: این هم خوب است اما بهتر این است که هر وقت با صحنۀ گناه روبرو شدید به یاد خدا بیفتید. خداوند را حاضر و ناظر بدانید تا گناه نکنید.
بعد فرمودند: زیاد به یاد مرگ باشید. پیغمبر صلي الله عليه و آله فرمودند:چشم هایم را باز می کنم نمی دانم موفق می شوم ببندم یا نه! باز می کنم نمی دانم موفق به بستن می شوم یا نه! منظور یعنی اجل مهلت می دهد یا نه. گام هایم را بر می دارم نمی دانم می توانم گام بعدی را بردارم یا نه؟ پیغمبر صلي الله عليه و آله فرمودند: روزی بیست بار به یاد مرگ باشید. بعد فرمودند: زیاد قرآن بخوانید. حضرت علی عليهالسلام فرمودند: شیعیان ما! اقّلاً روزی پنجاه آیه قرآن بخوانید. روزتان را با قرآن شروع کنید و با قرآن تمام کنید.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.