فضايل شيعه و اهل البیت علیهمالسلام
از روز عید غدیر تا بیست و پنجم ماه ذي الحجه اتفاقات مهمی در فضیلت امامت و ولایت که مایۀ افتخار شیعه است خدا به ما عنایت کرده است. میتوان گفت این ایام از ایام الله است. چه روز عرفه اش، چه روز عید قربانش، چه روز نیمۀ ماه که تولد امام هادی علیهالسلام است و چه روز هجدهم ماه، بیست و چهارم، بیست و پنجم، روز مباهله، نزول سورۀ هل اتی، همه این ها در این ایام اتفاق افتاد. لذا ما هم بحثمان را در دو بخش عرض میکنیم. قسمت اول راجع به فضیلت اهل البیت علیهم السلام مقداری از مقامات و عظمت و جایگاه معنوی و اخلاقی و علمی اهل البیت علیهمالسلام و قسمت دوم عرائضم را راجع به نصائح اخلاقی این خاندان پاک و شرف، شرافت، نبوت، علم و عفت و صداقت و هر چه که بگوئیم از فضائل کم گفته ایم.
اولاً خداوند تبارک و تعالی آیۀ تطهیر را در شأن این خانواده نازل کرده است. سورۀ هل اتی برای این خانواده نازل شده است. چون ایثار و انفاق کردند حتی غذای شبشان را. سه شبانه روز، روزه گرفتند با شکم گرسنه روزه را تکرار کردند شاید با آب خالی افطار کرده باشند. که بعد از سه شبانه روز رنگ ها پریده، بدن از شدت گرسنگی می لرزید. که وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام حسنین را خدمت پیغمبر صلي الله عليه و آله بردند فرمودند که این ها سه شبانه روز غذایشان را برای خدا داده اند؛ و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله. که پیغمبر صلي الله عليه و آله وقتی چشمش به رنگ های پریده و زرد و بدن لرزان حسنین افتاد اشکش جاری شد. دست به دعا بلند کرد: خدایا! تو شاهد باش این ها اهل بیت من هستند که سه شبانه روز برای رضای تو از شام شب گذشتند تا به عهد و پیمانی که با تو بسته اند وفا کنند.
وفاي به عهد
یکی از مصادیق و صفات عالی مؤمن وفای به عهد و پیمان است. وفای به عقود و قول و تعهدی که میدهد. شیعه خُلف وعده نمی کند. شیعه عهد و پیمان شکن نیست. دروغ نمی گوید. حقیقت را می گوید. تبعیت می کند از موالیانش. از امامان و الگو هایش. پیغمبر صلي الله عليه و آله فرمودند: دنیا برای اهل دنیاست و آخرت برای ما است. خداوند فضائلی در من و اهل بیت من جمع کرده است. شرف یعنی بزرگی. شرف یعنی دل به پستی ها ندادن. و هر چیزی که انسان را تحقیر و پست کند انسان شریف نمی گوید و انجام نمی دهد. نمی خورد و حرکت نمی کند. آدم شریف این است. زن با شرافت و شریفه، زنی که عفیفه و شریفه و وجیهه باشد، لباسش، گفتارش، حرکاتش، راه رفتنش مایۀ عزت اسلام است. فخر حضرت زهرا سلام الله عليها است که به خودش نسبت بدهد این شیعۀ و محب و طرفدار ما است. جوان شیعه مایۀ فخر امام صادق عليهالسلام و پیغمبر صلي الله عليه و آله است. که خودشان فرمودند: کونوا لنا زینا و لا تکونوا لنا شینا. پیغمبر صلي الله عليه و آله فرمود: خداوند جمع کرده است در ما اهل بیت ده خصلت را که در هیچ احدی از مردم دنیا قبل و بعد از ما جمع نکرده و نخواهد کرد. که این ها از مکارم و فضائل پایه ای و اساسی است. اگر کسی این فضائل و مناقب را به ارث ببرد شیعیان و علمای راستین هستند، العلماء ورثة الانبیاء؛ خداوند حکم را در ما قرار داده است. بین حق و باطل ما باید حکم کنیم. میزان مائیم. فاروق حق و باطل ما هستیم. فصل الخطاب ما هستیم. مردم باید گوش به فرمان ما باشند. هر جا اختلاف و نزاع است بین دو برادر دینی، زن و شوهر، خواهر، فوم و خویش، وقتی اختلاف و نزاع می شود باید به ما مراجعه کنند. رأی و سلیقۀ خودشان را بگذارند کنار. ببینند ما چه گفتیم و چه قضاوت می کنیم. حلم در ما است. ما بی خود و بی جا و بی مورد هرگز عصبانی و نا راحت نمی شویم. ما جايی غضب می کنیم و حلم را تبدیل به خشم سخط می کنیم که خشم خدا در آن باشد. ما حلیم و بردبار هستیم. شیعیان ما هم باید همین طور باشند. دوستان ما هم باید از ما تبعیت کنند حلیم و بردبار باشند. زود عصبانی و ناراحت نشوند. زود از کوره به در نشوند. زود خودشان را نبازند. علم در ماست و شیعیان ما هم باید دنبال علم و دانش باشند. آقایی و سروری و شجاعت در ما است. شیعۀ ما هم باید مقتصد و شجاع باشد. باید از ولخرجی و پر خرجی،خرج های گزاف، زینت های اضافه و تجملات زندگی شیعه ما سخت باید پرهیز کند. خانه های شیعه نباید تجملاتی باشد. باید دور از این مظاهر دنیا باشد. خانۀ شیعه باید مظهر دین خدا و اهل البیت باشد.
نگاه کنید بعضی از منازل می روید قلب انسان نورانی می شود. هر خانه ای که گناه نشود، قرآن و دعا خوانده بشود دستورات خدا و پیغمبر صلي الله عليه و آله آنجا اجرا بشود شیاطین یا راه پیدا نمی کنند و یا تیغشان آنجا برش ندارد. شما چرا در تکایا و مساجد، بیوت علما، حرم ائمه احساس نورانیت می کنید؟ چون آنجا گناه و معصیت کمتر است. شیعیان ما هم باید به زندگی و لباس پوشیدنشان، خوراک و رفتارشان وقتی نگاه می کنید ما اهل البیت تداعی کنیم.
قرار شد برای حضرت آیة الله العظمی میلانی خانه ای را بخرند، اطرافیان خانه ای را پسندیدند و ایشان را بردند منزل که اگر ایشان پسندیدند، خانه را معامله کنند و بخرند. آقا را بردند که منزل را ببیند تا وارد منزل شدند از همانجا برگشتند و فرمودند: برگردید، توی این منزل خیلی گناه شده است و به درد من نمی خورد.
این شمۀ گناه را چه کسی می فهمد؟ من این را چند بار عرض کردم چند سال قبل رفتم اصفهان برای منبر، رفقا اصرار کردند، یک بار برای دیدن و تفریح ضرر ندارد. رفتم در آن ساختمان عالی قاپو، وقتی وارد شدم احساس گرفتگی خاصی کردم خیلی دلم گرفت. ناراحت شدم. آن چنان در قبض قرار گرفتم که تا نرفتم در مسجد بغل عالی قاپو دو رکعت نماز نخواندم و قرآن نخواندم آن حالت قبض ظلمانی در قلبم بود.
محل هایی كه گناه می شود وارد بشوی قلبت می گیرد. دلت می گیرد. تیره و سیاه می شود. محل هایی که عبادت و طاعت می شود اثر دارد. چرا می گویند یک محلی را در منزل برای نماز قرار بدهید؟ چرا وقتی که محتضر در حال سخت جان دادن است ببرید در محلی که نماز می خوانده است؟ آنجا آسان تر جان می دهد. چرا فرمود نگاه کردن به دیوار خانۀ عالم عبادت است؟ چون در آن خانه ها معارف الهی، فقه آل محمد صلي الله عليه و آله گفته شده است.
پس فرمودند: در ما حکم و حلم و علم و نبوت است. شجاعت و قصد و صداقت است. در ما پاکی است. تکویناً ما پاک شده ایم. آیۀ تطهیر دربارۀ ما نازل شده است. عفت در ما است. شیعیان ما هم باید از پاکی ما ارث ببرند. شیعیان ما هم زن و مرد باید از عفت ما ارث ببرند. کلمۀ تقوی ما هستیم. ریشه و اساس و پایۀ تقوی ما هستیم. ریسمان محکمی که هر کس به ما چنگ بزند و توسل بجوید به حقیقت می رسد ما هستیم. ما هستیم که خداوند مودت ما و محبت ما را بر همۀ مردم واجب کرده است و مزد رسالت قرار داده است. بعد حضرت این آیه را می خوانند:پس کجا می روید؟ بحث طولانی است و مجال نیست. حجت خدا مايیم. گواه و شاهد خدا بر مردم مايیم. امین خدا بر وحی مايیم. خزینۀ علم او مايیم. مايیم که هلاک نمی شویم. ما چشم خدا هستیم. زبان گویای خدا مايیم. آن قلب گیرا مايیم. آن بابی که هر کس بر ما وارد بشود به خدا می رسد مايیم. ما عالمان به امر خدا هستیم. ما دعوت کنندگان به راه خدا و صراط مستقیم هستیم. به وسیلۀ ما خدا شناخته می شود. به وسیلۀ ما عبادت می شود. ما هستیم که مردم را دلالت به سوی خدا می کنیم. اگر ما نبودیم و نباشیم خدا عبادت نمی شود. بندگی و پرستش نمی شود.
صفات شيعه
قسمت دوم عرضم را کوتاه و فقط نام می برم که شیعۀ ما باید چگونه باشد. امام می فرماید: بر شما باد به تقوی. یعنی گناه نکنید. خویشتن دار باشید فعل حرام انجام ندهید. غیبت نکنید، دروغ نگویید، مواظب چشمتان باشید، کبر و غروری نداشته باشید، حدّ و مرز الهی را رعایت کنید و به قرقگاه الهی نروید. حریم الهی را نشکنید. ورع داشته باشید. نزدیک گناه نروید و به فکر گناه نباشید. خیال گناه را از مغز و فکر و اندیشه تان بیرون بریزید. ورع یعنی حتی فکر گناه نکردن. تلاش کنید صداقت در گفتار داشته باشید. ادای امانت کنید. خوش اخلاق و خوش خلق باشید. با همسایگانتان خوب باشید. بخوانید مردم را به سوی خدا و پیغمبر صلي الله عليه و آله و ما، به سوی اخلاق با عملتان. تقوی و پاکی و صداقت خودش جاذبه دارد. مایۀ زینت ما باشید و مایۀ ننگ ما نباشید. بر شما باد رکوعتان را طولانی کنید. سجده هایتان را طولانی کنید. منظور آن رکوع و سجده های خلوت است. چون ما روایت داریم که رکوع ها و سجود در انظار را خیلی طولانی نکنید که خطر ریا در آن هست. اما در نمازهای شب و مستحبی تان سجده و رکوع کنید. وقتی یکی از شما شیعیان ما رکوع طولانی می کند. سجدۀ طولانی می کند شیطان فریاد می زند از پشت سرش: ای وای این آقا اطاعت کرد از خدا و من عصیان کردم. این آقا سجده کرد من تمرّد کردم. ای وای به حال من. ای شیعیان ما! با مردم خوب صحبت کنید.
هم خوب حرف بزنید و هم حرف خوب بزنید
هم خوب حرف بزنید و هم حرف خوب بزنید. فحاشی نکنید بد دهنی نکنید. حرف رکیک نزنید. چون آن دو ملک هستند و یادداشت می کنند هر چه شما می گويید. زبانتان را حفظ کنید. خودتان را از حرف های اضافی و زشت نگه دارید. وقتی که شما به این ها عمل کردید آن وقت می گویند: این شیعۀ جعفری است. باز حضرت به مفضّل می فرماید: برو به شیعیان ما بگو خیلی حرف نزنند، بلکه با عملشان، با دوری از گناهشان، با دوری از محرمات و معاصی، با تبعیت از آن اوامری که رضوان و رضای خدا در آن است با آن ها مردم را به سوی ما بخوانند و دعوت کنند.
وقتی شما شیعیان به این مسائل عمل کنید مردم به سرعت به سراغ شما می آیند. گاهی شده است یک حرکت نا هنجار و عمل بد از یک مرد و زن شیعه، از یک جوان شیعه، اسلام را لکه دار می کند. تشیع را لکه دار می کند. پیغمبر صلي الله عليه و آله و حضرت زهرا سلام الله عليها را لکه دار می کند. قلب این ها را به درد می آورد. آن وقت ما فردای قیامت چطور باید جواب بدهیم؟ من وقتی داشتم این قسمت دوم را مطالعه می کردم که برای شما بگویم دیدم خیلی زیاد است، گفتم همین مقدار که فرصت است عرض می کنم. امیدوارم که همۀ ما عامل باشیم.
والسلام علیکم و رحمة و برکاته
به نام خدا - محمد جرجانی هستم فرزند عارف بزرگوار آیت الله جرجانی شاهرودی هستم که افتخار شاگردی پدرم را پیدا کردم. بیاییم با هم به گوشهای از بیانات ایشان گوش جان بسپاریم.